۵ پاسخ

من شیر میخورد میخابید فقط ی وعده. دیگه یهو قطع کردم خو اکی هایی ک دوس داشت دادم و شیر هم تا سه شب میریختم تو لیوان نی دار گفتم این شیره بخور .گردو بستنی موز میخورد میخابید.چندرور تایم خوابش بهم ریخت.

دکتر به من گفت خیلی اذیت شدی یکم دیفن هیدرامین بده خواب آور بده. دکتر برو مشورت کن دوزش رو بپرس

دختر من هم باشیر می خوابید منم تدریجی ازش گرفتم براش قصه بگو ماساژ بده باهاش صحبت کن بگ می می دیگه اوخ شده نباید بخوری اولش سخت هست ولی بعد عادت می کنه

دختر منم همین بود
اول شیر روز و قط کردم
بعد تو تاپ ریلکسی میخوابوندمش
یه هفته گذشت
شب بدون شیر و تو تاپ خوابوندمش ولی تو خواب بیدار میشد بهش میدادم
یه هفته گذشت اونم قط کردم

پسر منم اینجوری واسه خوابش باید حتما شیر بخوره ولی چاره چیه باید عادت کنن و ب قشقرق و گریه اش اهمیت نمیدم چن بالاخره یروزی باید کنار گذاشته بشه

سوال های مرتبط

مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
سلام سلام🤗

من اومدم با تجربه ی از شیر گرفتن حلما🤭
اول گفتم خیلی گذشته و نگم ولی باز گفتم شاید به درد کسی بخوره☺️

پروسه ی از شیر گرفتن حلما خیلی طولانی بود چون خودم طولش دادم وگرنه حلما واقعا خیلی خوب همکاری کرد
من از بهمن شروع کردم وعده های حلما رو قطع کردم
اولین کاری که کردم نگاه کردم ببینم حلما چند وعده در روز شیر میخوره
دختره من ۵ وعده در روز شیر میخورد من برای شروع اول یکی از وعده های صبحشو قطع کردم
《داخل پرانتز بگم من شیر شب حلما رو از ۶ ماهگی قطع کردم》
بعد ۳ روزیکی از وعده های عصر و قطع کردم یه هفته وقت دادم تا عادت کنه دوباره ۱ وعده ی دیگه به همون روش قطع کردم حلما برای شیر تو تایمی که وعده هاشو قطع میکردم بهونه نمیگرفت پس چیزه خاصی نمیدادم فقط باهاش بازی میکردم و بیرون میرفتیم.
من قبل خواب ظهر و شب به حلما شیر میدادم یعنی عادت داشت با سینه بخوابه،من از اسفند پروسه قطع شیر و عقب انداختم دیدم دخترم همکاری میکنه پس گفتم گناه داره انقد زود بگیرم و گفتم اون دو وعده بمونه،دیگه دنبالش نبودم تا اردیبهشت
اول وعده قبل خواب ظهر و قطع کردم برای خوابوندنش توی تاب ریلکسیش میزاشتمش که بخوابه اینجا هم اذیت نشدم نه من نه حلما یه هفته تایم دادم که به این حالت عادت کنه نمیگم اصلا یادش نمیومد چون موقع خواب شیر میخورد میومد شیر میخواست و منم میخوابوندمش تو تابش چیزی نمیگفت تنها امیدش به شب قبله خوابش بود😂،واسه شبم تو همون تاب میخوابوندمش میخوابیدا ولی چند شبی دنبال شیر بود که باهاش صحبت کردم و قانع شد که شیری دیگه درکار نیست و تمام نه خودم اذیت شدم که شیر تو سینم جمع شه و درد بکشم نه حلما اذیت شد
سوالیم هست در خدمتم💛