۵ پاسخ

عزیزم همه ی ماهایی که تازه زایمان کردیم همه نوع این حرفا رو شنیدم
هیچ کاریم نمیشه کرد فقط باید صبر کنی تا بچه ات بزرگ تر بشه خودشون دیگه تمامش میکنن
این چرخه هم هیچ وقت تمامی نداره
من خودم از موقعی که بچم به دنیا اومده دائم به خودم‌میگم روزی روزگاری حواسم باشه منم بعد از این مثل این جماعت نشم و تو کار هیچ مادری دخالت نکنم حتی بی منظور چرااا که شاید باعث رنجش کسی شدم ناخواسته

دقیقا منم از اول شیر نداشتم و همین موضوع منو ناراحت میکرد ولی نه زیاد من تعجب موندم از زنا که چرا اینجوری میگن خودشون تمام این مراحل رو گدروندن و میدونن که چقدر روی آدم فشار هست و تیکه اطرافیان چقدر به آدم سنگین میاد بازم به همنوع خودشون تیکه میندازن

اگر خانواده خودت هستن باید بگی دخالت نکنن
اگر خانواده همسرت هستن همسرت باید بگه دخالت نکنن
چون اگر تو بگی بی فایدس
اگر همسرت بگه میفهمن جدی جدی نباید دخالت کنن

من هر دو تا بچم شیر نداشتم شیر خشکی شدم
حالا تو خوبه کسایی که خودشون شیر داشتن و به بچه هاشون شیر دادن بهت تیکه میندازن😆
به من که یکی تیکه مبنداخت که خودش ۹ تا بچه زایید هر ۹ تا رو شیر خشک داد اونم هزار سال پیش 🤣

بی محلشون کن عزیزم بی محل

سوال های مرتبط

مامان آریا🐣 مامان آریا🐣 ۳ ماهگی
تجربتون از قضاوت دیگران ؟؟؟؟

من وقتی بچم بدنیا اومد با جون و دل بهش شیر دادم بعد چند روز زردی گرفت دکترش گفت منار شیر مادر شیر خشک هم بدم بهش منم چند روز بهش شیر خشک دادم ولی بهتر نشد (خانواده شوهرم هی میگفتن چرا شیر خودتو نمیدی وهی سعی در قصاوت داشتن منم فقط با حرف دکتر جلو رفتم .....) هر روز که میگذشت منم انگار شیرم کمتر بشه بچمم خیلی دیگه تمایل به سینه نداشت منم برای اینکه خشک نشه میدوشیدم میدادم بخوره
تا اینکه چند وقت پیش مریض شد و یه هفته بیمارستان بود توی این یه هفته به خاطر شرایطش نتونست شیر منو بخوره و کلا بیخیال سینه شد
من خیلی گریه میکردم که چرا دیگه سینه منو نمیگیره هی خودمو سرزنش میکردم
هر کاری کردم علاقه ای پیدا نکرد تا اینکه الان شیرن خیلی کم شده شاید ۷۰تا در روز و اونم میدوشم وهی داره کمتر میشه
واقعا میترسم برم مسافرت بهم بگن چرا شیر خودتو نمیدی ؟
همه همینو بهم میگن کلافه شدم بخدا
خودم حالم بده قضاوت بقیه رو هم باید تحمل کنم