زندگی من قبل نویان خیلی تکراری و خسته کننده بود:)

زندگی‌الانم با نویان پر از چالش و روتین قشنگیه💕
روتینی که هر صبح با عشق انجامش میدم
چالشایی که با تجربه کردنش عشق میکنم🧸

وقتی روزا باهاش وقت میگذرونم
وقتی شبا با دلبری هاش دل منو باباشو میبره🐣
وقتی زمانی که شیر میخوره تو چشمام نگاه میکنه
وقتی با صدای بلند میخنده
وقتی دست خوردنش میبینم از بامزه‌ بازیش غش میکنم از خنده

من دیگه هیچی از این دنیا نمیخوام🫶🏻
من هرچی میخواستمو تو نویان دیدم

من مادر شدم🤱🏻🩵
من مادر نویان شدم❤️‍🩹
من مادر پسربچه‌ی شیطوون شدم👼🏻
من مادر فرشته الهی خداوند شدم🪽

هر‌وز و هر لحظه شاکر خداوند مهربونم هستم🕊️
که نویان جانمو به سلامتی تو بغلم گذاشت👼🏻

نویانم
پسرکم
وقتی تو دلم بودی انقدرر وابسته و عاشق نبودم🥲
اما الان
برای یه ثانیه نبینمت جهان با اون عظمتش برای تاریک میشه🌑

من به قربون هرلحظه بودنت❤️‍🩹
الهی پیر شدنتو ببینم مادر🥲


کولیک
رفلاکس
نوزاد
قلب

تصویر
۸ پاسخ

ای جونم الهی برات بمونه عزیزم و تو سالیان سالل مادری کنی و اونم بزات دلبری موفقیتش رو ببینی ببین شیطون با انگشتای قشنگش علامت پیروزی داده😁😉

الهی عزیزم دومادش کنی❤️

سلام عزیزم
به نویان شیر خشک میدی؟

چقدر زیبا نوشتی
عشق کردم
نوش جونت مادری😊🥰😇🤩

وایی ننه دلم رف دیقا همین حس و دارم منم🥰🥰

ووووی گلبم😍🥰انشاالله با دلی خوش
نوه ی نوه هات ببینی😄

قربونتونننن بشمممم🥹👩🏼‍🍼

اوخی قلبم ❤️🥹
با متن قشنگ دلمو بردی ❤️❤️
بمونه برات ایشالا پیر شدنشو ببینی😂❤️🥹

سوال های مرتبط

مامان نویان مامان نویان ۱۱ ماهگی
الان چند روزه با آقا نویان برنامه داریم 😮‍💨آقا به شیشه عادت کرده دیگه آنچنان سینمو نمیخوره دیشب اونقد گریه کرد دیگه مجبوری شیشه دادم ولی از صب گفتم یا ممه یا هیچی اوووف بازم گریه اونم چه گریه ای دلم ریش شد ولی بازم شیشه ندادم با قطره چکون ریختم دهنش 😔 میدونین تا چندروز پیش نویان باسینه من آروم میشد ومن مادر بهش عادت کردم ولی حالا که میبینم منو زیاد نمیخوادو باشیشه آروم میشه میخوام بمیرم الانم گذاشتم زمین رو تشک کنارش دراز کشیدم سینمو گذاشتم دهنش دیگه مجبوری قبول کرد یکم میک زد خوابید ولی هر چند دقیقه تو خواب گریه میکنه بمیرم براش 😭😔من دختر اولم از همون 10روز اول شیر خشک خورد آنچنان مزه شیر دادن و نمیدونستم ولی الان وقتی به نویان شیر میدم انگار قلبم پراز عشق میشه پر از پروانه های ریز میشه میخوام تواون لحظه جیغ بزنم از شدت عشقم به بچم 🥰 من مخالف شیرخشک نیستم بازم میدم ولی با قطره چکون تا نویان دوباره برگرده به سینم🫠 شماها چطوری هر دو رو میدین که بچه از سینه زده نشه
مامان mehrsam🩵 مامان mehrsam🩵 ۵ ماهگی
**جانِ مادر، سه‌ ماهگیت پر از عشق!**
نفسِ من، نورِ چشمم، مهرسامِ قشنگم! امروز سه ماه از اولین نفس‌هایِ تو در آغوشِ من می‌گذره، سه ماه از روزی که عشق، معنایِ تازه‌ای پیدا کرد و قلبِ من خونه‌یِ امنِ تو شد.
تواین سه ماه، هر لحظه با تو، قصه‌ای از عشق را مرور کردم. با هر لبخندِ شیرینت، دنیا در نگاهم رنگِ دیگه ای گرفت و با هر بار غان و غونِ کودکانه، ترانه‌یِ عاشقانه‌یِ زندگی رو سر دادی. تو اومدی و پنجره‌یِ قلبم رو به سویِ دنیایی از مهر و صفا گشودی.
چطور می‌تونم وصف کنم اون حسِ نابِ مادری روکه با هر بار لمسِ دست‌هایِ کوچیکت، با هر نگاهِ معصومانه و پر از پرسشِ تو، در وجودم شعله‌ور می‌شه؟! کاش می‌تونستم وصف کنم تو نه تنها فرزندِ منی، بلکه تمامِ عشقِ منی، دلیلِ بودنِ منی، و زیباترین تجلیِ عشقِ الهی توزندگیمی..
هر روز، بعلت میکنم رو به روی آینه می ایستم و خدا رو هزاران بار شکر می‌کنم برایِ این هدیه‌یِ بی‌نظیر. شکر برایِ این لبخندهایی که خستگی را از تنم میشوره می‌بره شکر برایِ این آغوشی که پناهگاهِ امنِ منه، شکر برایِ این عشقِ بی‌پایانی که تو به زندگی‌ام آوردی
مهرسامِ عزیزم، عشقِ مادر! در پناهِ همین عشقِ بی‌کران، روزهات سرشار از شادی، سلامتی و لبخند ...بدون که در قلبِ من، همیشه جایی امن خواهی داشت، جایی که فقط با عشقِ مادرانه پر می‌شه...
من و بابا دوستت داریم، تا بی‌نهایت! ❤️
**"خدایا! سپاسگزارم برایِ این فرشته‌یِ کوچیک، این تجلیِ عشقِ ناب. شکر برایِ نفس‌هایی که با وجودِ اون می‌کشم، و شکر برایِ قلبی که خونه‌یِ عشقِ اونه"**


#سه ماهگی
#کودک
#ماهگرد
مامان سانی مامان سانی ۱ سالگی
تقدیم به تموم مادرای الان و آینده گهواره
وقتی مادر میشی دیگه برات مهم نیست موهات بریزن یا نه، بلند باشن یا نباشن، حتی ممکنه عمدا بری و موهای پرپشت و بلندت رو کوتاه کنی که راحت تر مادری کنی، وقتی مادر میشی اون یه ذره شکم که بعد زایمان برات مونده نگران کننده نیست، حتی به ترک های پوستت هم میخندی! وقتی مادر میشی به لاغری و چاقی هم دیگه اهمیت نمیدی و مهم اینه که برا بچه ت شیر داشته باشی، وقتی مادر میشی حتی ممکنه برعکس، بیشتر به رشد درونی خودت، ظاهر خودت برسی که بچه ت که بزرگ شد بهت افتخار کنه، وقتی مادر میشی خودت دوباره بچه میشی و شعرای کودکانه رو از بر می کنی که برا کودکت بخونی و خنده هاشو ببینی، حتی وقتی بچه ت خوابه هم تو داری تلاش میکنی که وقت بیداریش بیشتر باهاش وقت بگذرونی، وقتی مادر میشی یهو می بینی رفتی خرید و از خریدات خیلی خوشحالی اما اینبار فقط برا بچه ت خرید کردی! وقتی مادر میشی کمترین فداکاری اینه که از خواب شب و استراحت روزت با عشق میگذری، وقتی مادر میشی تازه می فهمی که عشق کاری میکنه که تو جز زیبایی توی تیکه ای از وجودت هیچ چیز دیگه ای نبینی، وقتی مادر میشی نقطه ی امن جهانت میشه اون کنج خونه که بچه ت خوابیده، وقتی مادر میشی بهتزین تفریحت مادری کردنه و جهان تو خلاصه میشه در یک موجود عجیب دوست داشتنی، وقتی مادر میشی باورت نمیشه همه ی اینا تویی، تو که قبلا خیلی چیزا برات مهم بودن اما الان هزار پله رشد کردی با حس ناب مادری
مامان آرن مامان آرن ۵ ماهگی