۵ پاسخ

عزیزم کلاس آموزشی یک ساعت با مقدار مناسب پسر شما نیست انشالله جنگ تمام شد بزار مهد کودک مخصوص تابستون تایم بازی تو مهد خیلی زیاد بزار دوست پیدا کنه و این پرسه ۳ماه هر روز ببری ممکن زمان ببره چیز عادی بعدا کلاس های دیگه امتحان کن .درباره جنگنده آدم بزرگ می‌ترسه چه برسه بچه این ترس از شماها گرفته چیز عادی هستش

پسر منم کلاس ورزشی کوشا اصلا تنها داخل نمیرفت ارتباط نگرفت اما مهد رو انقد خودش دوست داشت من فقط دو روز موندم و روز سوم حیاط بودم دیگه رفت راحت

دختر منم همین بود باید بگردی ی جا پیدا کنی که خودش دوست داشته باشه و با مربی ارتباط بگیره،مربی خیلی مهمه

ترس طبیعیه واون قشنگ الان همچیودرک میکنه بهش اطمینان بده تحت هرشرایطی کنارشی ومراقبش ،بمیرم واسه دل بچه هامون لعنت ب جنگ ک تواین سن بهیداینچیزاروببینن ماهاک خیری ندیدیم امیدوارم حداقل اونامن بعدبتونن ی زندگی آروم وشادواقتصادخوبی داشته باشن،خدایا میشه ی نگاهی نظری بهمون داشته باشی گناه داریم بسه هرچی بلاوامتحان پس دادیم

به نظرم طبيعيه ترسشون
ما هم ميترسيم چه برسه به بچه ها 😔

انشالله تموم كه شد دوباره ميفرستي كلاس درست ميشه مامان جان

سوال های مرتبط

مامان گرشا مامان گرشا ۵ سالگی
سلام‌مامانای الرژیک عزیز خوبین . بچه هاتون خوبن؟

یه سوال داشتم ازتون خواهش مییکنم‌نظرتونو بگین
گرشا خیلی روحی اسیب دیده بود به خاطر شرایط سعی میکردم جایی نریم
به شدت از ادما میترسید . هم یه گوشه افتاده بود
ذهنش مثل هم سن و سالاش فعال کار نمیکرد . بپر بپر نمیکرد . دوستی هم نداشت که باهاش بازی کنه .
خوب در جریانید باید امسال میرفت پیش ۱ثبت نام نکردم ولی سال بعد ضروریه
بعدشم مدرسه
حالا گرشا از ادما به دور بود هر کی و میدید پشت من قائم میشد .
شوهرم میگفت نکن این کار و این پسره اسیب میبینه . پسر خاله اش چ ن پدرش دوست نداشت با کسی رفت و امد کنه ادمیزاد نمیدید اخر سر پسر بیچاره افسردگی حاد گرفت و تو ۱۸ سالگی خودکشی کرد .
همش به من‌میگفت بچه رو داری نابود میکنی
من گرشا رو بردم کلاس خلاقیت نوشتن که هم سن و سالاش و ببینه
از طرفی خوب هم صحبت نمیکرد دیر زبون باز کرد
میگفتم برای راه افتادن باید بره پیش بچه ها و دوست پیدا کنه . حالا تمام این مسکلات تا حدودی تو یه ترم کلاس خلاقیت حل شده
گرشا دوست پیدا کرده اسم دوستاشو میدونه حرف زدنش خیلی بهتر شده و افسردگی اون دوران و من نمیبینم
ولی مشکلات دیگه ای دارم
در هفته دو جلسه کلاس ۱ساعت و نیم داره
مربیش میگه باید یه خوراکی بیاره یا لقمه یا میوه 😔تا حالا چیزایی گذاشتم که الرژی داره بهش ولی با سیتیریزین و اینا کنترلش کردم ولی کم اوردم دیگه
میوه هیچی نمیتونه بخوره با سیب و موز و گلابی که گاهی میدم هم مشکل داره
جدیدا خیلی رفلاکس میشه و دائم داره اب دهنشو قورت میده . به خدا کم اوردم فردا کلاس داره مثل همیشه که روز قیلش کلاس داره زانوی غم بغل گرفتم