۱۰ پاسخ

بابااااا پاشو بیا سر خونه زندگیت تهران اکثرا هستیم زندگی ادامه داره اومدیم چند ماه دیگه طول کشید تا کی باید خونه مامانت باشی. ما که از اولش هستیم هیجا نرفتیم اطرافیان و همسایه ها همه هستن

والا ما از اولم سر خونه زندگیمون بود اولش سخت بود ولی امروز خیلی ریلکس تو حیاط داشتیم جوجه می‌خوردیم جنگنده بالا سرمون رد میشدن و پدافند فعال بودن

در ضمن اگر شما به صداها واکنش ندی بچه ها ام اصلا نمیترسن ..

من امشب بعد۳۷.روز برگشتم تهران

واقعا سخته مام همین وضعیتیم بچه ادم نداشت اصلا مهم نبود

من نمیدونم بگم بری یا نه!چون استرس خودش آدم داغون می‌کنه

ما جایی نرفتیم توکل کردیم بخدا خودش مراقبمون باشه

برگرد خونت یکی دو روز نیس که

من شنبه بدون بچه برمی‌گردم تا ببینم اوضاع چطور میترسم با بچه

ما هم امروز برگشتیم همسر منم گفت تو بمون من نتونستم

سوال های مرتبط

مامان سید محمد❣️ مامان سید محمد❣️ ۳ سالگی
فک کن یه بچه ای باشه تو اطرافیان نزدیک ،هم خونه تون نزدیک باشه هم بچه خواهرت باشه از طرفی خواهرت جاری هم هست یه بچه دیگه ش هم هم بازی بچه ت باشه ولی این از رو کوچیکی یا بی عقلی هر از گاهی یه چیزی پرت کنه برای بچه ت مثلا حسودی کنه چرا داداشم با تو بازی کرد یا وسیله بهم ندادی
اول اینکه نمیشه قطع رابطه کرد
دوم اینکه اون بچه به شدت زبون نفهمه
بچه شما هم به شدت که چی بگم فوق‌العاده آرومه
در حدی که دیشب از عصبانیت گفتم تو هم بزن گفت نه گناه داره
من چیکار کنم با این بچه
کلی مواظبت می کنم حواسم هست ولی باز یهو تو تنش ها یه چیزی پرت می کنه
گاهی میگم صبوری کن میگذره بچه ها بزرگ میشن احترام خواهر برادری میمونه گاهی میگم بحث کنم بعد میگم اصلا بحث کن خودت میبینی پدر و مادرش مقصر نیستن از روز اول بچه شون بد قلق بود
بچه من هم برای همه بی زبونه ،اگه بخوام بهش فشار بیارم که بخواد قلدری کنه فقط روح و روان بچه به هم می‌ریزه و خودم چی کنم دیگه بچه م عاقله صبوره ،واقعا نگران این حد از مهربونیش هم هستم از طرفی میگم چرا یکی بچه منو می‌زنن من نباید اونو بزنم یا دعوا شدید کنم