بیا باهم همدردیممممم من از این مهربونی وآرونی بچم در برابر بچههای دیگه دلم میخاد بشینم گریه کنم همش میگم فردا روزی ک رفت مدرسه چی میشه همش خودمو مقصر میدونم چرا اینطوری تربیتش کردم دقیقا ماهم با برادرشوهرم تو یه ساختمونیم وپسرش بشدت بدددد لووس نفهم احمق پررو ویکسال هم از رضا بزرگتره همس بهش بهش زورمیگه حرصشو درمیاره وسایل از دسش برمیداره بهش میزنه ورضا هیچی نمیگهههه فقط نگاش میکنه یا نهایت گریه میکنه واقعا اعصابم خرد میشه نمیتونم ببینم اینقد ب بچم ظلم میشه ینی دلم میخاد بچهبرادرشوهرمو بزنم خفه کنم وبدتراینکه مامانش تاحالا ی بااااار هم دعواش نکرده اززززبسسس خونسرد وبیخیال وصبوره وبشششدتتتت لوسسسش کرده
آتلیه هیرو با ۱۰۰ هزار تومان به عکس شیک آتلیه ایی میگیره من برای دخترم گرفتم انصافا زیبا شد به نظرم یه سر به پیجش تواینستاگرام بزنید عکس بارداری و عروس هم داره
hero.studio
من بچم آروم باشه بچه طرف بخاد بزنه یا قلدری دربیاره سریع خودم تذکر میدم ک اینکارو نکنه بعد مادر بچه خودش بچشو میشونه سرجاش
عزیزم اینک عاقلو صبوره خداروهزار مرتبه شاکر باش کخدا بهت این دسته گلو داده.بقول خودت این روزاممیگذره خیلی حساس نباش اونطوری ک میگی توی فامیلی و این چیزا نمیشه حرفی زد اما میدونم دل ادم درد میگیره با بچش بد رفتاری بشه.
بنظرم کمتربروخونشون تاباعث ناراحتی بینتون نشه چون دنیاارزش نداره که بخاطربچه هاکدورت پیدابشه بینتون... منم باخواهرمثل خودشماجاری هستم دخترش ازپسربزرکه من یکسالونیم بزرگتربوداونم همش زورمیگفت اسباب بازیاپسرم برمیداشت خودخواهرم تامیخواستندبیاندخونمون تماس میگرفت میگفت وسایل علی روجمع کن تاحنااذیتش نکنه خودمون مدیریت کردیم درست شدندبعدهمبازی شدند الانم که ماشالله بزرگ شدندجوونی شدندبراخودشون درحدیه سلام وسول وجوابه...
برادومی هم که توخونواده خودم بچه کوچیک نیست یه پسرخواهرهفت ساله دارم که یکمی حسودی صدرارومیکنه ولی خب خواهرم خودش میدونه..
توخونواده شوهرم هم برتدرشوهرام بچاشون کوچکندولی خب دوماهی یبارهمومیبینند وباهم بدنیستندبازی میکنند
ببین عزیزم دختر خواهر من ۶ ماه از دخترام بزرگتره میرفتم خونه مامانم فقط باید یکی کنارشون بود دعوا نکنن الان تقریبا ی ماهی میشه دیگه مثل قبل نیستن بازی میکنن باهم صبر کن یکم بگذره درست میشه
اینجور وقتا رفت و امدت کم کن فقط ن دعوا میشه ن پسرت آسیب میبینه
من یکی دوماه پیش پسر خواهرم هشت سالشه یکی دوبار دیدم بنیامین رو از روشوخی هی بهش حرفای بی تربیتی میزد و میگفت توبرو یجا دیگه بچی منم مهربونه و بی زبون تنهاس هی بهش میگفت مامان چرو حسین بهم میگه برو پیشم نباش گفتم عیب ندارع مامان بعد من رفتم ب حسین گفتم خب کنارت بشینه چقد توبی تربیتی دیدم خواهرم اومد گفت بچت تربیت کن حالو بچی خودش حرف بار کرده بود منم توپیدم ب ابجیم اعصابم خرد شد مگه بچی من بی ادبی کرده بود خلاصه تصمیم گرفتم خونشون اصلا نرم خداروشکر ک راهشونم دوره با ما اونم نمیا 🫠🫠🫠
عزیزم درکت میکنم پسر من هم مهربونم وساکته ولی پسر خواهر شوهرم که ۶سالشه میزنه پسر من رو برای نمونه چند هفته پیش خونه مادر شوهرم بودیم به پسر من گفته بود که بیا بریم تو کوچه پسر من رو کرده بود بیرون بهش گفته بود وایسا اینجا من برم تو لباس بپوشم بیام باهم بریم پارک بعد اومده بود تو در رو بسته بود بهش میگم رادمهر کو میگفت نمیدونم بعد از تو کوچه پیداش کرده بودیم حالا پسر من تنهایی تو کوچه نمیره فقط به نظر من قهر و دعوا نکن رفت و آمدت رو کم کن
وای دقیقا منم این مشکل رو دارم بچه جاریم با بچه من ،اون بزرگتره و فوق العاده قلدر و بد اخلاق و منم این وسط فقط حرص میخورم ،توی ی ساختمونیم و دائما خونه ماست ،هر کاری هم میکنمنمیره خونش وقتی میاد . هر روز سر این موضوع روانم بهم میریزه تنها راهش رفتن ازاینحاس ک ما فعلا شرایطش رو نداریم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.