۳۴ پاسخ

نمیدونم زیاد نمیرم فقط شنبه دوشنبه و یک شنبه پنج شنبه و چهارشنبه جمعه همین فقط😑🤣

هفته ای ۲
۳ باز اجازه نه فقط میگم

ماهی یکبار با هم میریم ۴ ساعت می‌شینم ،میایم

هفته ایی یک روز
از ۸ صبح تا ۱۱ شب
از شوهرم اجازع میگیرم و بزور اجازه میده میگه همش پیش خودم باشین
شبا ک بخوابم مگر خیلی مشکل باشه و جنگ دعوا🤣میکنم تا اجازع میده
میگه بدون تو خوابم نمیبره
همه محله ایی هستم با خونه مادرم

ما نزدیکیم هر ورز میرم به شوهرمم‌نمبگم چون خودش میدونه که اونجام‌ولی قبل از غروب برمیگردم خونه تا شوهرم از سرکار بیاد
اگرم برنگردم خودش از سرکار بیاد ماشینو برمیداره میاد دنبالمون

من شوهرم آتش نشانه دو روز خونه ست یه روز شیفته شب هم نمیاد خونه منم گاهی شیفت باشه میرم خونه مامانم گاهی حوصله نداشته باشم نمیرم

اکثرا اونجا هستم خونمون بهم نزدیکه شاید در خفته دو سه روز خونه خودمون باشم
همسرمم همش سرکاره خونه نیست اکثرا
بهش پیام میدم دارم میرم یا رفتم خونه مامانم

من چون رانندگی نمیکنم و یه شهر دیگه زندگی میکنم شوهرم خودش میبره
ولی آدم باید خبر بده وقتی داره جایی میره زندگی مشترکه من بدم میاد شوهرم یجایی بره خبر نده پس خودمم رعایت این موضوع میکنم همیشه

هرروز تقریبا یا ما اونجاییم یا اونا اینجان.اجهزه نه ولی اطلاع میدم بهش حتما

۳ _۴ماهی یه بار

من روزایی ک شوهرم شیفته میرم
بعد چونکه با مامانم و مادرشوهرم اینا تو یه کوچه‌ایم هروقت بیکار باشم حوصله‌ام سر بره هم میرم
اجازه نمیگیرم چون دو قدم راهه بعدم خونه پدر و مادرمه دیگه فقط براش یه میام میزارم و اطلاع میدم ک دارم میرم

تقریبا یه روز درمیون
نه اجازه نمیگیرم فقط پیام میدم که میریم
دوست ندارم بیاد خونه ببینه نیستم نگران شه

پدرم فوت کرد
خونه مامانمم نمیرم قهرم باهاش
شوهرش نمیزازه

سالی یک بار چون دورن ازم😭😭

زیاد نمیرم ماهی یه بار شاید
تویه محله هستیم
به همسرم فقط اطلاع میدم

هرروز دیگه😁خونه هامون نزدیک ناهار و شام در خدمتشون هستم😋 اهل صبحونه هم نیستم و برای خواب میرم خونمون البته از وقتی بچه ام بدنیا اومده اینجوری شدم دخترمم خیلی وابسته خانوادمم یع روز نبینه خیلی بیتابی میکنه و اینکههههه نع اجازه نمیگیرم کلا هر جا هم برم بهش نمیگم وقتی برگشتم میپرسه امروز چطور بود چیکار کردی دیگه بهش میگم

الان ۷ ماهه نرفتم😪

پسرم خونه کسی برم اذیت میکنه خونه خودمون راحت ترم ولی هر موقع بخوام میرم البته میگم به شوهرم که دارم میرم خدایی هیچ وقت هم نمیگه نه

تقریبا هرروز 😁😂یا مامان بابام میان یا ما میریم چون واسه پسرم طاقت نمیارن 😁نه فقط اطلاع میدم

من ازشون دورم الان تقریبا۵ماهی میشه نرفتم ولی اونامیان به جاش

معمولا دوبار در هفته ولی یسری وقتا ۴بار مشخص نمیشه
نه من کلا حاضر میشم هر جا بخوام برم یهو میرم جلو مغازش خدافظی میکنم😂😂😂
مغازه نبش خونمون

مادرم فوت شده پدرم زن دوم گرفته هفته ای یه شب با شوهرم میریم اونجا همین فقط و گاهی که خودشون به یه مناسبت شام دعوت کنن

هروز میرم اجازه هم نمیکیرم

یک ربع فاصله داریم تا خونه مامانم
خونه مامانم هفته ای یکی دوشب میمونم.جمعه هم همیشه خونه مادرشوهرم هستیم.
اجازه هم نمیگیرم هروقت خودم حوصلم سررف میگم بریم خونه مامانم

اجازه نمی‌گیرم اطلاع میدم فقط که منو ببره کلا از اول جوری نبودم که اجازه بگیرم

میرم ۴/۵ روز میمونم برمی‌گردم

مونده ب شرایطش شاید هفته ایی یه بار
شده شاید هفته هر روز برم یا یک روز در میان

والا پررو مادر من در روستا است ولی هر دو ماه میبینم یا اونا میاد

سال یک بارم نمیرم چون ازم دوره 🥺😭

من هر روز میرم ،همسایه هستیم
همون اول شوهرم گفت هر جا خودت دوست داری برو من مشکلی ندارم بهم هم نگو

معمولا باهم میایم میگ اینک من از صبح بخوام بیام.اجازه ک ننیشه گفت بهش میگم من دارم آماده میشم میرم خونه بابام یا شبش میگم من صبح میرم خونه بابام
هفته ۳الی ۴بار میایم

سه بار چهار بار
شوهرم خودش میگه برین من بخوابم😂

اجازه که نه،ولی اطلاع میدم هرجا برم😆هر روز میرم

شوهرم بابد ببره دورم تزشون ۲۰ روز یه بار
۱۰ روزه امدم امروز صبح گفتم ببر گفت مگه تازه نیومدی شورش رو در اوردی دعوامونوشد منم قهر کردم

خونه ی پدر من که تو روستا است

سوال های مرتبط

مامان نویان کوچولوم مامان نویان کوچولوم ۱۷ ماهگی