چهار روز دیگه، نفسِ مامان یک ساله میشه…
باورم نمیشه یه سال به این زودی گذشت…

پارسال همین روزها، لحظه‌شماری می‌کردم برای دیدنت…
برای اولین باری که بغلت کنم، صدات رو بشنوم، چشمات رو ببینم…
و تو، با هر تکون کوچیکت، هر روز بهم یادآوری می‌کردی که چیزی نمونده…

و حالا… از اون روز، یک سال گذشته…
یک سالی که فقط گذر زمان نبود، یه تولد دوباره برای من بود…

تو این یک سال، من خیلی تغییر کردم…
صبورتر شدم، آروم‌تر شدم، مهربون‌تر شدم…
با تو یاد گرفتم عشق واقعی یعنی چی…
یاد گرفتم با خنده‌هات بخندم و با گریه‌هات دلم بلرزه…

مادر شدم…
و با تک‌تک لحظه‌هات زندگی کردم…
با شب‌بیداری‌هام، با خستگی‌هام، با ذوقِ اولین‌هات…
و همه‌شون با یه نگاه تو، برام شیرین‌ترین خاطره‌ها شدن…

لیلیِ من… نفسِ قشنگِ مامان…
یادت باشه همیشه…
مامانت همیشه هست برات…
هر لحظه، هرجا، تو هر شرایطی…

قلبم همیشه با توئه…
و عشقم به تو هر روز بیشتر از قبل میشه…

نزدیکه تولدت دخترم…
و من هنوزم مثل همون روزها، با عشق منتظر لبخندتم 🤍



عکس تولد یه سالگی کوچولو هاتو بزارید تو کامنتا اگه دوس داشتین♥️

تصویر
۸ پاسخ

چه زاویه قشنگی فقط اون دستت خرابش کرد
پیشاپیش تولدش مبازک

خوشگلای من 💖💖💖

تولدش پیشاپیش مبارک عزیزم اینم از تولد دخترکوچولوی من

تصویر

عزیزم در خواست میدی من پرم

چه زیبا

چقدر نازی شما

تولدش مبارک 🌸

قشنگاااا😍😘

سوال های مرتبط

مامان بردیا💙 مامان بردیا💙 ۱۵ ماهگی
پسر کوچولوی یک‌ساله‌ی من… 🤍

امروز یک سال از روزی می‌گذره که برای اولین بار صدای گریه‌ات توی گوشم پیچید و دنیای من برای همیشه عوض شد. یک سال از لحظه‌ای که دست‌های کوچولوت رو گذاشتی توی دستم و بهم فهموندی عشق یعنی چی… عشق بی‌قید و شرط، بی‌انتها، عمیق‌تر از هر چیزی که تا قبل از تو می‌شناختم.🥲
پسرم…🧸
یک ساله که با خنده‌هات صبح‌هام روشن میشه، با بغلت خستگی‌هام فراموش میشه، و با نفس‌هات آرامش می‌گیرم. یک ساله که هر روز بزرگ‌تر میشی و من هر لحظه بیشتر عاشقت میشم. نگاه معصومت، اولین قدم‌هات، اولین کلمه‌هایی که با زبون شیرینت گفتی… همه‌شون برای من معجزه‌ان.😍
نمی‌دونی مادر بودنت چقدر منو قوی‌تر کرد. تو دلیل لبخندهای بی‌دلیل منی. دلیل دعاهای هر شبم. هر بار که خوابت می‌بره، می‌شینم و بهت نگاه می‌کنم و از خدا فقط یک چیز می‌خوام:
که همیشه سالم باشی، خوشحال باشی، و دلت هیچ‌وقت نشکنه.
جآن مادر..✨🌞
اگه یه روزی بزرگ شدی و این متن رو خوندی، بدون که مامانت از همون روز اول، با تمام وجودش عاشقت بود. بدون که هر نفسش برای تو بوده، هر دعاش برای تو، هر اشکش از شوقِ داشتن تو.
تولدت مبارک عزیزترینم…🎊
یک سال گذشت، اما عشق من به تو تازه شروع شده…
و تا آخرین نفس، مادرت بودن بزرگ‌ترین افتخار زندگی منه. 🤍👶🏻✨
مامان پناه💖 مامان پناه💖 ۱۲ ماهگی
امروز تو یک‌ساله شدی و من هنوز باورم نمی‌شه چقدر زود گذشت… 🥹❤️
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار بغلت کردم و با خودم گفتم: «یعنی من واقعاً مامان شدم؟»
از اون روز به بعد، همه‌چیز برای من شد تو…

این یک سال با تو فقط بزرگ شدنت نبود؛
منم با تو بزرگ شدم…
با اولین خنده‌هات خندیدم، با گریه‌هات دلم لرزید، با تب کردنت هزار بار مردم و زنده شدم، با هر قدم کوچیکت ذوق کردم و هر شب که خوابت برد، چند دقیقه فقط نگاهت کردم و خدا رو برای داشتنت شکر کردم. 🥹

گاهی دلم برای اون نوزاد کوچولویی که توی بغلم جا می‌شد تنگ می‌شه…
برای دستای کوچیکت، برای بوی تنت، برای روزایی که تمام دنیات آغوش من بود.
ولی از طرفی، دیدن بزرگ شدنت قشنگ‌ترین حس دنیاست. ❤️

پناهِ مامان…
شاید وقتی بزرگ شدی اینا رو بخونی و نفهمی مامانت چقدر برای بزرگ شدنت گریه کرده و ذوق کرده…
اما بدون از همون لحظه‌ای که اومدی توی زندگیم، یه تیکه از قلبم برای همیشه مال تو شد.
تولدت مبارک قشنگ‌ترین دلیلِ مادر شدنم…
یک ساله شدنت مبارک، تمامِ دنیای من. 🥹❤️❤️
مامان 💖مهرسانا💖 مامان 💖مهرسانا💖 ۱۴ ماهگی
مهرسانای عزیزِ مامان 🤍
یک سال از روزی که با آمدنت دنیای من رنگ دیگری گرفت گذشت…
یک سال از اولین نفس‌هایت، اولین گریه‌ات، اولین لبخند شیرینت 🥹✨
دخترکم…
تو فقط یک سال بزرگ نشدی،
من هم با تو مادر شدم، صبورتر شدم، عاشق‌تر شدم…
از همان لحظه‌ای که برای اولین بار بغلت کردم، انگار قلبم بیرون از وجودم شروع به تپیدن کرد…
تو فقط بچه‌ی من نیستی،
تو آرامشِ دلِ منی، دلیل لبخندهای منی، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی 🤍
این یک سال، با همه‌ی بی‌خوابی‌ها و خستگی‌هایش، شیرین‌ترین سال عمرم بود چون تو کنارم بودی…
هر خنده‌ات جان دوباره بهم داد، هر بغل کوچکت دنیایم را آرام کرد 🌱
امروز که یک ساله شدی،
من هنوز همان مادری‌ام که شب‌ها صورتت را نگاه می‌کند و خدا را برای داشتنت هزار بار شکر می‌کند…
الهی همیشه بخندی دختر نازم…
الهی هیچ غمی توی دلت ننشیند…
الهی من همیشه باشم تا پناه امن قلب کوچولویت بمانم 🤍
تولدت مبارک نفسِ مامان 🎂✨
دوستت دارم بیشتر از تمامِ دنیا…
مامان آقا فرهان🧸⚽️ مامان آقا فرهان🧸⚽️ ۱۲ ماهگی
یک سالگی فرهانِ من 🤍🧸

یک ساله شدی پسرِ کوچولوی من…
یک ساله که با خنده‌هات، با شیطنت‌هات، با دست‌های کوچولوت و حتی با گریه‌هات، خونه‌ی من دیگه فقط یه خونه نیست؛ شده دنیای من. ❤️

فرهانِ من، تو نمی‌دونی توی این یک سال چند بار فقط نگاهت کردم و با خودم گفتم: «چطور ممکنه یه آدم این‌همه عشق رو توی یه دل جا بده؟»

از روزی که اومدی، من دیگه فقط «من» نبودم…
یه تکه از قلبم شدی که بیرون از سینه‌م راه میره، می‌خنده، بازی می‌کنه و هر روز بزرگ‌تر می‌شه. 🥹

شاید وقتی بزرگ شدی نفهمی مامانت با دیدن اولین دندونت چه ذوقی کرد، با اولین چهار دست‌وپات رفتنت چقدر قربونت رفت، برای هر تب و بی‌قراری‌ات چقدر دلش ریخت، یا چند بار شب‌ها فقط نگاهت کرد و خدا رو برای داشتنت شکر کرد…

اما من همه‌شون رو یادم می‌مونه.
تک‌تک لحظه‌های اولین سال زندگی تو رو، مثل قشنگ‌ترین گنج دنیا توی قلبم نگه می‌دارم.

فرهان جان،
تو فقط پسر من نیستی؛
تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی.
همون کوچولویی که با یک لبخندش می‌تونه تمام خستگی‌های مامان رو از یادش ببره. 🤍

امروز یک ساله شدی، اما برای من انگار یک ساله که خودِ زندگی دوباره شروع شده…

تولدت مبارک عشق کوچولوی مامان.
الهی همیشه سلامت، خندون و خوشبخت باشی و من تا هر وقت که خدا اجازه بده، کنار تو باشم و بزرگ شدنت رو ببینم.

یک ساله شدی فرهانِ من؛
و من یک ساله که عاشق‌ترین مامان دنیام. 🥹❤️🧸

تولدت مبارک پسرِ قلبِ مامان.
دوستت دارم، بیشتر از چیزی که کلمه‌ها بتونن بگن. 🤍
مامان نیهان🩷 مامان نیهان🩷 ۲ سالگی
🍃🌸 به نام خدایی که نیهان رو بهمون هدیه داد…

امروز که تقویم رسید به هشت مرداد، یک سال از اون روز بزرگی که تو اومدی توی آغوشمون گذشته. هنوزم انگار صدای اولین گریه‌ات توی گوشمه… اون لحظه‌ی ناب، اون نفس گرم، اون قلب کوچیک اما پر از زندگی که توی بغل من می‌تپید، انگار دنیا از نو متولد شد.🪽

یادمه روزای اول، چقدر کوچیک بودی… اون‌قدر که وقتی بغلت می‌کردم، حس می‌کردم دارم همه دنیامو بغل می‌کنم. تک‌تک شب‌بیداری‌هام، گریه‌ها، لبخندهای بی‌صدا، و اون خنده‌ی اولی که دلمو از جا کند، همه‌شون توی قلبم ثبت شدن.

نیهانم… تو بزرگ شدی. حالا دیگه بهت می‌گم “دخترم” و تو با یه لبخند شیطون یا یه صدای شیرین جواب می‌دی. ۴ تا دندون کوچیکت درآمده، راه رفتن رو یاد گرفتی، مامان و بابا گفتنت شیرین‌ترین موسیقی دنیاست.

یه سال گذشت از اولین لحظه‌ای که دستتو گرفتم… یه سال پر از تجربه، عشق، ترس، اشک و خنده. انگار همین دیروز بود که اولین بار اسم‌تو صدا زدم و حالا دارم تولد یک‌سالگیتو جشن می‌گیرم.

تو فقط یه دختر کوچولو نیستی، تو امیدی، نوری، آرامشی که با اومدنت زندگی‌مونو معنا دادی. با هر نگاهت، با هر حرکتت، انگار خدا لبخندشو توی خونه‌مون گذاشته.

امروز، تولد توئه… اما انگار دوباره تولد منم هست. چون با تو، منم دوباره متولد شدم… یه مادر شدم، یه عاشق واقعی، یه آدمی که یاد گرفت بی‌قید و شرط دوست داشتن یعنی چی.

🎂🎈 بهشت پنهان من، تولد یک‌سالگیت مبارک.
امیدوارم دنیا همیشه به اندازه قلبت مهربون باشه، و زندگی برات پر از رنگین‌کمان، لبخند و رؤیاهای قشنگ بشه.
با عشقِ بی‌نهایت…
مامان و بابا 🌈🦄
مامان رادمان مامان رادمان ۱۲ ماهگی
امروز تولد رادمانه... و تولد دوباره‌ی من. 🤍
یک سال پیش، درست همین روز، فقط یک پسر به دنیا نیومد... یک مادر هم متولد شد.
دوازده ماه پیش، وقتی صدای اولین گریه‌ات توی اتاق پیچید، انگار دنیا برای همیشه قبل و بعد از اون لحظه تقسیم شد. از همون ثانیه فهمیدم که دیگه هیچ‌وقت آدم سابق نمی‌شم.
یک سال گذشت... سالی که پر بود از شب‌های بی‌خوابی، نگرانی‌های بی‌پایان، اشک‌های یواشکی، خنده‌های از ته دل، اولین لبخندت، اولین دندونت، اولین قدم‌هایی که برای رسیدن بهش لحظه‌شماری کردم...
بارها خسته شدم... بارها به خودم شک کردم... اما هر بار که نگاهم به تو افتاد، دوباره جون گرفتم.
تو فقط بزرگ نشدی رادمان... من هم کنار تو بزرگ شدم. صبورتر شدم، قوی‌تر شدم، عاشق‌تر شدم.
امروز که یک ساله شدی، بیشتر از هر چیزی به خودم افتخار می‌کنم؛ نه چون بی‌نقص بودم... چون با تمام خستگی‌ها، ترس‌ها و سختی‌ها، هر روز تمام تلاشم را برای مادر خوبی بودن کردم.
تولدت مبارک، تمام دنیای من... ممنون که با اومدنت، به زندگی من معنی تازه‌ای دادی.
و تولد دوباره‌ی من هم مبارک... روزی که فهمیدم مادر شدن فقط به دنیا آوردن یک بچه نیست؛ تولد نسخه‌ای از خودته که تا قبل از اون روز، حتی نمی‌شناختیش. 🤍✨
با تاخیر
۱۴۰۴/۵/۱۶