من خودم اصلا اینجوری نیستم هر وقت شد خونه رو تمیز میکنم اتاقو مرتب میکنم
نه که بگم کثیفم نه اصلا ولی خودمو نمیکشم
مثلا امروز نهار حال نداشتم تخم مرغ خوردیم
زندگی رو سخت بگیری سخت میگذره
منم قیمه داشتم امروز منم از صب امروز کار خونه داشتم
منم دقیقا همینم و اصلا نمیتونم تغییر کنم
بیخیال کمی به دل خودت برس. تنها کسی که واست میمونه خودتی. قدر خودت رو بدون
متاسفانه منم همینم هیچ وقت نتونستم راحت باشم سخت نگیرم و نابود شدن خودم می بینم
البته اینایی ک گفتید انجام میدید عالیه ولی خب باعث استرس و بعدم ناراحتی بشه ارزش نداره حالا اون روزی ک شلوغی غذا اماده بذار یا اصلا ازبیرون بخر
باورت میشه یهو اولین ارایشگاهی ک رفتم بعد زایمان موهامو بالیاژ کردم وحدود۸ ساعت کارم طول کشید دگ ب مرور اوکی ترشدم
شرایطم جورنشد مشاوره رو ادامه بدم ولی خودم خیلی رو خودم و شخصیتم کار کردم
بنظرم ادم کمالگرایی هستی و یه مقدار هم استرسی
منم اینجور بودم و وافعا بعد زایمان اولم خودمو خیلی اذیت میکردم جالبه دخترمم پیش هیچکس نمیذاشتم ارایشگاه نمیرفتم هرکاری ک مجبور بودم از خونه برم و دخترمو تنها بذارم گذاشتم کنار معلم بودم و شغلمو ول کردم جدای از رها کردن شغل از باقی چیزا ب شدت پشیمون شدم و الان اوکی تر شدم
گاهی از عمد ی جارو میذاشتم نامرتب بمونه هی نگاه میکردم اذیت میشدم ولی گفتم بذار چشمم عادت کنه سرامیکای خونمون سفیده با طی ب دلم نمینشست با کهنه تمیز میکردم ی مدت کلا سرامیکارو تمیز نکردم تا جاییش لک میشد ی طی کوچیک میزدم تا ب مرور خوب شدم
چون رفتم مشاور تست زدم گفت وسواس فکری گرفتی
خسته نباشی عزیزم خدا قوت
شوهرت چی واقعا میبینه اینقدر زحمت میکشی یا میگه واقعا بی نقصی
شما بنظرم به جای مهرطلب بودن، ایده آل گرا یا همون کمال گرایی
دوست داری همه چی بهترین باشه
مامان منم این مدلی بود و. تا حدی به ما هم انتقال داده
سعی کن مثلا اینجور وقتا غذای ساده بخورید ظهر یا شب قبل درست کن
یکاری کن روتین همیشگی بهم بخوره شاید تاثیر گذار بود
والا من تو به شهرستان کوچیکم هیچ اموزشی واسه بچه های این سنی ندارن😞💔
خوبه آدم اینجوری با برنامه ریزی به همه کاراش میرسه ولی خب همیشه نه، ینی یه روزایی بازر واسه استراحت خونه بگو مرتب نباشه به یسری کارایی ک ضروری نیس نرس ناهار راحتتر و ریلکس کن به استراحت بگذرون
اینجوری احساس بهتری داری عزیزم
منم همینجورم اول باید خونه رو مرتب کنم بعد برم بیرون
خسته نباشی عزیزم 💗
میدونی شاید این برمیگرده به گذشتت مثلا من مامانم کار میکرد و اکثرا خونه نبود من از کلاس سوم چهارم ابتدایی باید خونه تمیز میکردم ظرف میشیتم بعدها غذام درست میکردم یه خواهر دارم ازم ده سال کوچیکتره از وقتی دوسه سالش شد باید از اونم نگه داری میکردم وگرنه وقتی مامانم میومد کارا انجام داده نشده بود دعوام میکرد الان چهارده ساله ازدواج کردم شب ک شوهرم میخواد بیاد اگ مثلا قرار باشه نمیرو بخوریم یا اون بگه خودم میام ی چی درست میکنم از استرس اینکه غذا اماده ندارم میخوام خفه بشم یا اگ ظرف نشسته باشه وقتی ظهر شب میاد حالم بد میشه درصورتی ک شوهرم کلا براش مهم نیست منم هزاران بار بابت این ترس خودم به خودم سخت گرفتم
به خدا خیلی دوست دارم اما من به خودمم میرسم فکر اینم همسرم زن کاملی کنارش باشه و بچه هام مادر کاملی داشته باشن! برای همین همیشه مراقب بودم چاق نشم همیشه حمومکرده باشم شاید باورت نشه من هیچ وقت یه دل سیر غذا بدون عذاب وجدان چاق شدن نخوردم ! از خانوادم که انقدر من رو مهر طلب بار اوردن ناراحتم
اردک دارن دخترات
من واسع پسرم گرفتم دوتاچون یکیش مرداراون یکیم چندشم شددادم به کسی الان همش تو دلمه خودمم دوستشون داشتم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.