۷ پاسخ

الان شرایط کشور جوریه ک ناخواسته سر همه عصبانی میشیم بچه های بیگناه رو میکوبیم، انقد شرایط روحی همه ب هم ریخته ک یه وقتایی دست خود آدم نیس
انشالله این شرایط ب زودی درست شه

عزیزم درکت میکنم
منم اینجوری بودم ولی یبار دخترم بهم گفت کاش اصلا من بدنیا نمیومدم
اونجا من به خودم اومدم و واقعا دنیا رو سرم خراب شد با حرفش
دیگه سعی میکنم اون حرفارو نگم و تخریبش نکنم
یه روز مادر دختری بردمش بیرون براش هدیه خریدم و باهم شام خوردیم کلی براش حرف زدم و سعی کردم از دلش در بیارم
و دارم تلاش میکنم خودمو کنترل کنم، الان دیگه هم حال خودم بهتره هم دخترم
اون لحظه که عصبانی میشی فقط به این فکر کن که بعدا دخترت از خودش بیزار میشه و اعتماد به نفسش پایین میاد و تو جامعه اسیب میبینه

منم همين تازه من جدید ن میزنم هم

همه همینیم منم کم آوردم استرس جنگ دوری خانوادم و کلی عامل باعث شده از خودم از مادر بودنم بدم بیاد بمیرم برا پسرم خیلی عصبی میشم بعدم مثل الان که تو خوابه گریه میکنم😭😭😭

وای منم ک همینجورم....عصبی کلافه

منم همین طور

سلام
عزیزم عادیه،من از تو بدترم،دو تا پسر شیطون دارم. خدا ازشون نگذره با این شاد و مجازی درس دادنشون،فقط روزی ده بار سر شاد باهاش دعوا میکنم،با بدبختی شادو میارم بعد انگشتشو میزنه میره دوباره با بدبختی از اول...
خدا باعث و بانی این شرایطو لعنت کنه که بچه های ما دارن تاوانشو میدن،مگه دل خوش برای آدم مونده که درست رفتار کنه؟
من یه مدت برای آرامشم قرص آسنترا میخوردم،دوباره شروع میکنم
آدم نمیدونه مادر باشه،همسر باشه،آشپز باشه یا معلم....
اونم بدون هیچ حقوقی

سوال های مرتبط