مامانای دوفرزندی مثل من برنامتون در روز چیه برای بچها؟🥱
من خیلی ب گ ا رفتم جوری ک دیگ قرص زیرزبونی مصرف میکنم بخاطر قلبم،شنبه رفته بودم برای ناخنم از ساعتی ک رفتم رزا ۶۰۰ بار بهم زنگ زده بود تا برم و برگردم همینطور جیغ میزد😓
امروز ارازو خوابوندم با رزا بریم حموم تو حموم انقدر جیغ زددددد صدا میپیچید نیرفت تو گوشم داشتم ک ص خ ل میشدم اراز با صداش بیدارشد دیگ وای همش گریه و جیغ ک دیگه محمد دعواش کرد😶‍🌫️
انقدر حرف و غر دارم ک اصلا نمیتونم جمله بندیش کنم،دیروز محمد ی کاری پیش اومد براش از صبح تا ۱۰ شب چیزی نتونست بخوره اومد شامو حاضر کردم قبلشم ب بچها دادم ک ما راحت بخوریم تا محمد اومد رزا هی کفت بازی کنیم و گیر و فلان من ک اصلا نفهمیدم چی خوردم چون اراز هی میومد سر شام انقدرم گرسنم بود ک اصلا سیر شدم از اون وضعیت…
کل زندگیم شده تمیزکاری،بچه هارو هندل کن و رزا رو راضی نگه دار،ارازو سرگرم کن،شام و ناهار اماده کن و پی پی بشور محمدو کنترل کن خودمم ک اصلا داغون
وضع خیلی ت خ م یه داداشا
راهنماییم کنید چیکارکنم
خونم ده دیقه هم تمیز نمیمونه دیشب دوبار جاروبرقی کشیدم صبح دوباره کثیف شد
اصلا کلا بی انرژیم و دائم هم موهام میریزه اهن هم مصرف میکنم
خلاصه که بچه بیارید خیلی داره خوش میگذره جوری ک شدم ۵۶-۵۷ کیلو 🦦☺️😂
از برنامتون بگید 😭😭😭🫂منه یازیخ سانتی مانتال شدم یه پینتیییییی بی عصاب کچللللل

تصویر
۳۶ پاسخ

اوووف تصورش هم برام سخته 🙄🙄🙄. خدا بهت صبر بده

سیسی عزیزم بزار بچه ها کارخودشونو کنن تو غروبا یا آخره شب یه تمیزکاری یبارکی کن(منظورم دستمال وجاروئه) اولش سخته ولی بعدش عادت میکنی فقط چیزایی که هی میریزن زمین جمع کن که بهم ریخته نشه بعد به خودشم یادبده جمع کنه نه اینکه فقط بریزه

منم رد دادم خواهر
بچه هام 14 ماه فاصله دارن کوچیکن هیچ کدوم چیزی حالی نمیشن

مال من 2 سال و 3 ماه اختلاف دارن
هردو پسر هردو شر
نه اعصاب برام مونده نه جسم نه روح
شوهرمم از یه طرف میگه دخترم میخوام دلم میخواد گردنشو بذارم روسینش مرتیکه احمق.

حالا بزار پسرت بزرگتر بشه تازه کارت در میاد این اونو میزنه اون اینو
دعوای لفظی فحش و کتک کاری و...
سر یه وسیله ای ک شاید ماه ها سراغش نمیرفتن دعوا میکنن
سر بغل رفتن مامان و بابا
سر اینکه کدومو بیشتر دوست دارن
سر اینکه وسایلا و لباسهای کدوم خوشگلتره و.....
هرچقدر بگم تمومی نداره فعلا قدر همین لحظه هارو هم بدون

با جون و دل درک میکنم چی میگی چون خودمم وضعم بدتر از تو نباشه بهتر نیس

پسر من ۹ سالشه دخترم یسره اذیتش میکنه مداداشو میگیره دفتراشو خط خطی میکنه پاره میکنه تبلتشو بزوووور ازش میگیره کارتن مورد علاقه اون باید پخش بشه
خلاصه رئیس خونست
چالش هاشون همیشه ادامه داره ولی این تفاوت سنی قابل کنترلتره بنظرم

من چیکارکنم خدایا🥲🥲🥲🥲

منم دیگه رد دادم همش باید مدیریت کنی

خدا بهت صبر بده تو البته همیشه برا ما سانتی مانتالی🩵من ک با یه بچه قرص زیر زبونی مصرف میکنم و ریزش مو دارم مشکلات زندگی کم نیست🫣ولی تو هزاربار بیشتر دمت گرم هندل میکنی شبو روزو بهم میرسونی

حاجی من میگفتم بعد این داستانا شاید یکی دیگه بیارم ولی با این اوصاف که تو میگی چیز بخورم سر همین یه دونه هم اعصابم صفر شده موهام سفید شده

تصورشم سخته چه برسه توش زندگی کردن😵‍💫😵‍💫😵‍💫 من با یکیش دارم دیووونه میشم زندگی شخصیم ازم گرفته شده 😢

واییی خسته نباشی مهسا جون 🥲🥹 خیلی سخته من یکی دارم همین برنامه ها هر روز بپز بشور تمیز کن بچه داری و جیغ و داد و غور و باید همش باهاش بازی کنم سرگرمش کنم از اونورم دقیقا باید شوهرم کنترل کنم بخاطر بچه 😂🫠 این شرایط قطعی نت هم اینقدر رو مخمه من همه خریدام آنلاین بود الان چند وقته خرید نتونستم بکنم حالم بدتر میشه 🥲 وای من دوتا بچه نمیخوام هیچوقت یکی بسمه 🤕

منم رد دادم دیگ خیلی سخته واقعا

11 ماهه دارم 3 ساله و 7 ساله ک کلاس اولیه ...فقط وسطیه خیلی زیاد اذیت میکنه ...همش در حال غذا درست کردن و کار کردن و درس کار کردن با دخترمم ....یا لباس بشور یا حموم بده یا غذا بده ....ولی چاره چیه ...یکم شل کن سخت نگیر

اوف منم رد دادم بچه پیش کسی نمیمونه نق میزنه فقط باید بغل کنم یا مثل گاوه فقط باید شیر بدم

منم دومی تو راهه🚶‍♀️
خدا کمکم کنه

عزیزم بچه دوم چ با فاصله سنی کم و چ با فاصله سنی زیاد سخته ، فقط اینکه فاصله سنیشون زیاد باشه دیگه بچه اول احتیاج نداره ب کمک تو برای یسری از کارهاش ،ولی بنظرم فاصله زیادهم سختیای دیگه ای داره و واقعا هم سخته

وای مهسا نگووو
مم که الان نزدیک 13 روز زایمان کردم پسرم دائم میخواد خواهرشو بکشه😂😂
از لحاظ بدنی هم خیلی داغونم باید دوتا بچه رو هم هندل کنم صبح پا میشم پوشک جفتشون عوض میکنم ارسلان تا شب غر میزنه آدرینا هم تا صبح بیداره از لحاظ مدیریت بچه ها واقعا جسمم داغون از شوهرمم روحم کم آوردم واقعا🥲

چرا با تفاوت سنی عالی بچه نیاوردی خیلی سخته واقعا

من دومیو حاملم🤦🏻‍♀️😭

وایی واییی خیلی اینطوری بده که برات همسرت کمکت نمیگنه تو نگهداری بچها

عزیزم سخته ولی خب میگذره دیگه

عزیزم چجوری رزا رو از پوشاک گرفتی ی توصیحی از کارایی که کردی میدی ؟؟کی ب کی میبردیش دستشویی؟چندبار خطا داده

رزا رو🥹🥹🥹

سلام عزیزم ابجیم تو وضعیت توعه
بچه چهار ساله داره
یه دونه هم شش ماهه
دخترش به اندازه رزا اذیت نمیکنه
خوب کنار اومده باهاش ولی کلا در حال بدو بدو هست بیچاره خیلییییی سخته مهسا خدا قوت
احساس میکنم رزا بی نهایت به اراز حسودیش میشه اره؟

بچه های کنم اختلاف سنی شون ۲۱ ماهه
داغووونم

قهوه خواهر قهوه خيلي سر پام ميكنه و اينكه بزارشون مهد صبح تا ظهر رو

مهسا کجایی دختر دلواپست شدم ک🥲😔

ویتامین سی بخور انرژیتو بالا میبره

من چند وقته ول وومن میخورم یکم انرژیم بیشتر شده خواستی امتحان کن

ای وای خدا بهت توان و قدرت زیاد بده😬🥲منم یدونه رستا آنقدر جیغ میزنه و گریه می‌کنه هرشب میگم من غلط بکنم دومی رو بیارم😭فیتو و هیرتامین بخور برا موهات قرص ففول هم برای آهن بدنت خیلی خوبه من ریزش موهامو با اینا کم کردم تا قطع شد.
نمی تونی کمکی بیاری حداقل کارای خونه و شام ناهار و آماده کنه تو آنقدر روانت بهم نریزه؟؟

به نام خدا
منم اوضاعم همینه داغون خسته له کل زندگیم شده تمیزکاری و غذا پختن و آروم کردن بچه
اصلا وقت برا خودم نمیتونم بزارم
فاصله سنی بچه هات چقدع؟

دوتا بچه بدون کمکی واقعا سخته
خدا عصاب پولادین بهت عطا کنه خواهر👀😅

فقط بگم تو تنها نیستی مال من کلاس اولع بزرگع کوچیکم ۳سالشه دیشب خون گریه میکردم از دستشون و جیغ میزدم غذا از گلوم پایین نرفت سر سفره گوله گوله اشک میریختم من روزی۴بازم بخدا جارو میزنم روزی صد بار ظرف میشورم قرص قلبم میخورم

اختلاف سنی شون چقدره؟

سوال های مرتبط

مامان دو فسقل مامان دو فسقل ۳ سالگی
فرزندپروری
پوشک
شیرخشک
ضدنفخ
حساسیت به پرو گاوی

تجریش رفتین؟باز هستن؟
من برای رزا فقط یه کفش خریدم یه رامپرم برای اراز دیگه چیزی نخریدم حتی هفت سین
امروز میخواستم بریم ولی جناب م.ت چس کردن؛سرچی؟سر پوسی شر
صبح من وقت مژه داشتم بهشم گفته بودم که وقت دارم و بچهارو میزارم پیشت(۸ صبح وقت داشتم)
حالا من فق رزارو گذاشتم و ارازو بردم
بیست دیقه ب ده زنگ زده ک رزا بیدارشده بود تو رفتی گفتم اوکی تا ده میام
اومدم دیدم دوتاشونم خوابن نهایت بیداریشون ۱ ساعت بوده شاید
تا ساعت ۲:۳۰-۳ ظهر ک محمد خوابید من موندم و بچها
انقدر من این هفته کم خوابی شدید دارم ک حد نداره سردردم هیچجوره خوب نمیشه چون برای خوابه
از وقتیم بیدارشده برای من چس کرده!!!!واقعا من نمیفهممش این همه حسادت از کجا میاد
به خودشم گفتم که تو خیلی حسودی مرد حسود نسبت ب زنش نوبره واقعا و خندیده
شوهرای شماهم حسودن؟من موهام فره موی فر رسیدگی میخواد واقعا منم اصلا وقتشو ندارم و به شدتم موهام داره میریزه
موهامو کراتین کرده بودم میگغت چرا کراتین کردی مگ نمیدونی موی فر دوستدارم !!!گفتم تو میخوای ب موهای من برسی؟
کلا این مدلیه ک باشگاه نرو مژه نذار ناخن نذار کراتین و رنگ نکن رژیم نگیر
کافیه ی لباس خوب بپوشم شروع میکنه ک این چیه همه چیت افتاده بیرون(زر میزنه)و‌وو
امروزم پاشده با حالت عصبانیت تخم مرغ ابپز کرده ک بخوره میگم نخور ناهار امادست ورداشت تخم ابپز کوفت کرد
انقد امروز رو عصابمه ک تو فکرم هزاربار ازش جداشدم و ری دم بهش…
ب رزا میگ ولم کن سرما خوردم خوبه سرطان نگرفتی و انقدر تو فاز بیماری رفتی مردک
گهواره دست و بالمو بسته نمیذاره ب گفتار خودم بگم
شیرخشک و رفلاکس و کولیک و یبوست و حساسیت به پروتئین گاوی و ضدنفخ
مامان دو فسقل مامان دو فسقل ۳ سالگی
فرزندپروری پوشک شیرخشک فرزندپروری

قلبم دیگ داره میترکه از درد و فشار و حرص خیلی نیاز دارم برای یک روز این دوتا رو نبینم و بدمشون مامانم
واقعا خسته ام
رزا ک چشم باز میکنه تا شب انقدر حرف میزنههههههه
یه کلمه رو سیصدبار میگه
مثلا اب میخواد پشت هم میگه اب بده اب بده وای دیوونم میکنه
ارازم ک دوتا دندون در اورده انگار داره بازم در میاره واقعا چخبره؟یه دو سه روز صبر کن بعد دوباره در بیار
نق نق اونم زر زر
میاد کرم میریزه روی اراز و داد و بیداد میکنه و کارای بد
همه ی اینا از حسادتشه وقتایی ک اراز خوابه یا جایی میریم انق مودب و خوب میشه وای از زمانی ک بیدارشه واقعا فقط دارم حرص میخورم
محمد خونه باشه بیشتر حرص میخورم تا پنج صبح بیداربوده الانم عصبیه کم خوابی داره
مرد تو دوتا بچه داری مثل ادم بخواد بزار دیگه
تازگیام رزا هی من و باباشو میزنه
وای فقط پیشنهادم بهتون اینه که بچه نیارید اوردینم دوتا نیارین این گل و بلبل و ناز و نوزا رو ول کنید گول نخورید تا صبح بخواید میگم بچه نازه فلانه ولی واقعیتش اینه هیچی جز ب گ ا یی و عصاب خوردی براتون نداره 🫩🫩🫩خستم قشنگ
فرزند پروری پوشک رفلاکس
مامان مهرسا مامان مهرسا ۳ سالگی
سلام مامانا تروخدا هرکسی تجربه داره یا از نظر روانشناسی راه حل میدونه کمکم کنه
دخترم تازگی وقتی چیزی بخواد یا کاری بخواد انجام بده ما نذاریم خیلی جیغ میزنه و گریه میکنه انقدر جیغ میزنه ک گاهی گلوش میگیره منم گاهی عصبی میشم داد میزنم یا گاهی یکی میزنمش خودم خیلی داغونم حس پوچی و ناتوانی گرفتم
دیروز دوستم اومد اینجا بچش یکسال بزرگتر بچه منه دخترم هس
گاهی باهم بازی میکردن گاهی هم اون ک ی چیز برمیداشت دختر من جیغ میزد ولی بچه اون صبح تاشب باهم بودن اون اصلا ن جیغ زد و ن لجبازی بچه من همش جیغ و لجبازی
من شبا میخوابم پایین تختش خوابش ک برد میرم تو اتاقم اونم گاهی پایین میخوابه بعد میذارم بالا یا همون بالا دوشبه جیغ و گریه ک من پایین میخوابم نمیرم تو تختم
یا نصفه شب بیدار شده اب بخوره اونده پایین بخوابه کف اتاقش سرده هرچی گفتم بالا بخواب فقط جیغ میزد میگفتم پاشو ی پتو زیرت پهن کنم جیغ میزد دیگه ب زور ی تشک پهن کردم از بس گریه کرد خوابش برد
کم اوردم حس پوچی و نا بلدی دارم ن با حرف اروم میشه ن با دعوا ن با زدن فقط باید ب خواستش برسه ک بیخیال جیغ بشه
#جیغ #گریه