فرزندپروری
پوشک
شیرخشک
ضدنفخ
حساسیت به پرو گاوی

تجریش رفتین؟باز هستن؟
من برای رزا فقط یه کفش خریدم یه رامپرم برای اراز دیگه چیزی نخریدم حتی هفت سین
امروز میخواستم بریم ولی جناب م.ت چس کردن؛سرچی؟سر پوسی شر
صبح من وقت مژه داشتم بهشم گفته بودم که وقت دارم و بچهارو میزارم پیشت(۸ صبح وقت داشتم)
حالا من فق رزارو گذاشتم و ارازو بردم
بیست دیقه ب ده زنگ زده ک رزا بیدارشده بود تو رفتی گفتم اوکی تا ده میام
اومدم دیدم دوتاشونم خوابن نهایت بیداریشون ۱ ساعت بوده شاید
تا ساعت ۲:۳۰-۳ ظهر ک محمد خوابید من موندم و بچها
انقدر من این هفته کم خوابی شدید دارم ک حد نداره سردردم هیچجوره خوب نمیشه چون برای خوابه
از وقتیم بیدارشده برای من چس کرده!!!!واقعا من نمیفهممش این همه حسادت از کجا میاد
به خودشم گفتم که تو خیلی حسودی مرد حسود نسبت ب زنش نوبره واقعا و خندیده
شوهرای شماهم حسودن؟من موهام فره موی فر رسیدگی میخواد واقعا منم اصلا وقتشو ندارم و به شدتم موهام داره میریزه
موهامو کراتین کرده بودم میگغت چرا کراتین کردی مگ نمیدونی موی فر دوستدارم !!!گفتم تو میخوای ب موهای من برسی؟
کلا این مدلیه ک باشگاه نرو مژه نذار ناخن نذار کراتین و رنگ نکن رژیم نگیر
کافیه ی لباس خوب بپوشم شروع میکنه ک این چیه همه چیت افتاده بیرون(زر میزنه)و‌وو
امروزم پاشده با حالت عصبانیت تخم مرغ ابپز کرده ک بخوره میگم نخور ناهار امادست ورداشت تخم ابپز کوفت کرد
انقد امروز رو عصابمه ک تو فکرم هزاربار ازش جداشدم و ری دم بهش…
ب رزا میگ ولم کن سرما خوردم خوبه سرطان نگرفتی و انقدر تو فاز بیماری رفتی مردک
گهواره دست و بالمو بسته نمیذاره ب گفتار خودم بگم
شیرخشک و رفلاکس و کولیک و یبوست و حساسیت به پروتئین گاوی و ضدنفخ

تصویر
۱۴ پاسخ

عزیزم بهت تبریک میگم
شما صاحب سه فرزندی
یک دختر و دو پسر
به خودت مسلط باش

مردا همشون همینن
ولش کن محلش نده
هر کاری دوست داری انجام بده
بزار انقدر غرغر کنه تا غرغر دونش بترکه 🤣

دقیقا شوهر منه
منم بعد ۴ ماه اومدم گهواره دیگه آنشب روم فشار بود بفکر جدا شدن افتادم در این حد



مهسا خوب احساس خطر داره نسبت به از دست دادنت
خیلی دافی ماشالا
حس میکنم منم مرد بودم ملی حرص می خوردم از دستت و دلم میخواست محدودیت کنم یکم چون میخواستم فقط برای خودم باشی🤧
‌با این افکار مسموم خداروشکر میکنم که مرد نشدم چون خیلی تاکسیک میشدم😏

منم رستارو یک ساعت سپردم ب باباش،زنگ زدم ک دارم برمی‌گردم بیداره؟
میگه من بردمش پیش عمه اش اومدم مغازه مشتری دارم.🙄🫣بعد تا میرم بیرون میگه یک ساعته بیا نمی‌مونه پیش من😂تقریبا کل مردا این مدلین

منم دیشب ی دور باهاش بحث کردم الانم همش میگم من قه م باهام صحبت نکن هرچی هم میخوام بگم به محمد آئین میگم بهش بگه والا

منم میخام برم مژه بزارم شوهرم میگه بچه رو نگه نمیدارم😣

شوهرمنم كمو بيش همينه
مثلا انقد زورش مياد با من بره بيرون
بگم بريم خريد كلي غر ميزنه
خودت برو

مهسا یکی در میون بازه

شوهر من یه جوریه که من جرات ندارم بذارم پیشش چون اصلا حواسش نیست
حتی ده دقیقه

عزیزم ببخش اگه خندیدم خیلی خوب توصیف میکنی تصور کردم پیشتون نشستم پاک کردن تخم مرغ ابپزش هم دیدم🤣
ولی خیلی درکت میکنم مدیریت کردن دوتا بچه خیلی سخته اونم اینجوری شیر به شیر در حد دوقلو داشتن بده…
خدا بهت قوت بده🥺🤲🏻

قربون دل پرت برم مهسااااا
میفهمتتت گاهی ادم ب این نقطه میرسه
مردا موجوداتین کههه هیچ وقت قابل پیشبینی نیستن
اصلا هم نمیفهمی شون

مردا همه شون همینن از بچه ۲ ساله بدترن
خخخ
شوهرم امروز رستا رو با خودش برده از صبح هنوزم نیومدن
منم واسه فردا عصر وقت دارم واسه نوه‌موهام بهش گفتم گفت خب همین امروز میرفتی دیگه رستا با من بود منم گفتن خب نگفتی که رستا رو با خودت میبری
دیگه فردا عصر باید نگه داره
البته خداییش شوهر من اصلا کار نداره و غر نمیزنه
ولی بعضی روزا کلا رو مخمه خخخخخ

سوال های مرتبط

مامان دو فسقل مامان دو فسقل ۳ سالگی
مامانای دوفرزندی مثل من برنامتون در روز چیه برای بچها؟🥱
من خیلی ب گ ا رفتم جوری ک دیگ قرص زیرزبونی مصرف میکنم بخاطر قلبم،شنبه رفته بودم برای ناخنم از ساعتی ک رفتم رزا ۶۰۰ بار بهم زنگ زده بود تا برم و برگردم همینطور جیغ میزد😓
امروز ارازو خوابوندم با رزا بریم حموم تو حموم انقدر جیغ زددددد صدا میپیچید نیرفت تو گوشم داشتم ک ص خ ل میشدم اراز با صداش بیدارشد دیگ وای همش گریه و جیغ ک دیگه محمد دعواش کرد😶‍🌫️
انقدر حرف و غر دارم ک اصلا نمیتونم جمله بندیش کنم،دیروز محمد ی کاری پیش اومد براش از صبح تا ۱۰ شب چیزی نتونست بخوره اومد شامو حاضر کردم قبلشم ب بچها دادم ک ما راحت بخوریم تا محمد اومد رزا هی کفت بازی کنیم و گیر و فلان من ک اصلا نفهمیدم چی خوردم چون اراز هی میومد سر شام انقدرم گرسنم بود ک اصلا سیر شدم از اون وضعیت…
کل زندگیم شده تمیزکاری،بچه هارو هندل کن و رزا رو راضی نگه دار،ارازو سرگرم کن،شام و ناهار اماده کن و پی پی بشور محمدو کنترل کن خودمم ک اصلا داغون
وضع خیلی ت خ م یه داداشا
راهنماییم کنید چیکارکنم
خونم ده دیقه هم تمیز نمیمونه دیشب دوبار جاروبرقی کشیدم صبح دوباره کثیف شد
اصلا کلا بی انرژیم و دائم هم موهام میریزه اهن هم مصرف میکنم
خلاصه که بچه بیارید خیلی داره خوش میگذره جوری ک شدم ۵۶-۵۷ کیلو 🦦☺️😂
از برنامتون بگید 😭😭😭🫂منه یازیخ سانتی مانتال شدم یه پینتیییییی بی عصاب کچللللل
مامان دو فسقل مامان دو فسقل ۳ سالگی
فرزندپروری پوشک شیرخشک فرزندپروری

قلبم دیگ داره میترکه از درد و فشار و حرص خیلی نیاز دارم برای یک روز این دوتا رو نبینم و بدمشون مامانم
واقعا خسته ام
رزا ک چشم باز میکنه تا شب انقدر حرف میزنههههههه
یه کلمه رو سیصدبار میگه
مثلا اب میخواد پشت هم میگه اب بده اب بده وای دیوونم میکنه
ارازم ک دوتا دندون در اورده انگار داره بازم در میاره واقعا چخبره؟یه دو سه روز صبر کن بعد دوباره در بیار
نق نق اونم زر زر
میاد کرم میریزه روی اراز و داد و بیداد میکنه و کارای بد
همه ی اینا از حسادتشه وقتایی ک اراز خوابه یا جایی میریم انق مودب و خوب میشه وای از زمانی ک بیدارشه واقعا فقط دارم حرص میخورم
محمد خونه باشه بیشتر حرص میخورم تا پنج صبح بیداربوده الانم عصبیه کم خوابی داره
مرد تو دوتا بچه داری مثل ادم بخواد بزار دیگه
تازگیام رزا هی من و باباشو میزنه
وای فقط پیشنهادم بهتون اینه که بچه نیارید اوردینم دوتا نیارین این گل و بلبل و ناز و نوزا رو ول کنید گول نخورید تا صبح بخواید میگم بچه نازه فلانه ولی واقعیتش اینه هیچی جز ب گ ا یی و عصاب خوردی براتون نداره 🫩🫩🫩خستم قشنگ
فرزند پروری پوشک رفلاکس
مامان دو فسقل مامان دو فسقل ۳ سالگی
ای بابا باز شروع شد باز شروع بااااز شروع شد
کولیک،فرزندپروری،رفلاکس،الرژی،پروتئین گاوی،حساسیت،پلارژین،سرماخوردگی،شیرخشک

بچها یه سوال،محمد تو لاهیجان با خواهرش و شوهرخواهرش زمین خریدن میخواد مزرعش کنه گاو و فلان و اینا،بعد ما نیاز ب خونه تو لاهیجان داریم یعنی من و بچهام و محمد،محمد میگ من همه جیمو میزارم برای مزرعه توام خونه رو بخر،یه خونه دیدیم حدود ۹.۵ خونش خوشگله دوبلکسه سه خوابه شما باشید میخرید؟یا همین تهران میمونید؟
انیکا ب محمد گفت ن بیا سه تایی خونه بخریم من تنهایی نمیتونم خونه بخرم،منم میخوام برم اونجا زندگی کنم،(حتی صداش کرد ک بیا تراس کارت دارم محمد نرفت)محمد هم کفت نه مهسا خودش داره بخره

میخرید؟هیچ به مرد اعتماد ندارم ن ب مرد ن ب خانوادش،خونه رو بخرم ب نام خودمه و همه چیشم ک مال منه از دیزاین داخل تا خود خونه
نمیدونم محمد میخواد خونشو بزاره تهران بمونه یا بفروشه!اگ بخواد خونشو تهران نگه داره انیکا بشینه زور بهم میاد،بعد از یه طرفم من جز مامانم با هیچکس تو هیچی شریک نمیشم،مخصوصا شوهر.
شما چیکارمیکنید؟

پوشک،کولیک،فرزندپروری،گهواره،رفلاکس،شیرخشک،الرژی،کوریزان،سرما خوردگی،پاراکید،پلارژین
پ،ن:واقعا از میزان حسادت بعضیا میمونم!!!ک چی ریپورت میکنید تاپیک رو؟؟؟
مامان دلوین مامان دلوین ۳ سالگی
این قوم الظالمین تا گ و ز تو ک و ن شون گیر میکنه میشن مظلون ترین و بدبخت ترین ادم روی زمین دو سه شب پیش خواهر نکبتش سرفش گرفته بود خوب نمیشد مامانش اومد خونمون گردنشو کج کرد ک بیا ببریم بیمارستان امپولشو بزنه
حالا شوهرش کجاست؟؟پای بساط نعشه میکنه با رفیقاش
بعد میدونست کارش طول میکشه هی زنگ میزنم شوهرم میگم بیا گفت تو هم اماده شو بیا
هیچی دیگه رفتیم
حالا ک خوب شده اومده خونه مادرشوهرم ک دیوار ب دیواره
سر شب دخترم گفت بریم شوهرم گفت بیا بریم یه ساعتی رفتیم بعد دخترم ک میخواست چای بخور میگفت باید بریزی توی صافی تا من بخورم گریه میکرد میگفت چرا توش واینمیسه یعو خواهرشوهرم صداشو برد بالا دعواش کرد و گفت اشغال هیچی نگفتم باز دیدم گفت ک که گفتم یعنی چی میگی کی همچین حرفی به بچه میزنه شوهرمم گفت پاشو بریم اومدیم
جای دست درد نکنه بود ک دو ساعت تو سرما معطل شدیم
یعنی این تاپیکو میزارم که فقط هی چشمم بهش بخوره دیگه به هیچ پدر سگی خوبی نکنم اشغاله خر انقد داغم از دستش حالا تازه به شوهرم گفته ببین این هفته کی تعطیلی بریم اصفهان واسه پسرم لباس بخرم من انقد هر بودم شوهرمو بردم تو اتاق گفتم قبول کن گناه داره اونم چیزی نگفت حالا دیگه توبه می ری نم براش....‌

واقعا شرمنده بی ادب بودم یکم بخدا بچمو ببنید انقد مودبه هرحرفی میزنه با لطفا و میشه شروع میکنه میگه بعدشم حتما میگه مرسی یا تشکر
سلام و خدافظیشو میکنه حتی امشب میگفت خوشحال شدیم خدافظ
اونوقت اینا میخوان مثل بچه خواهره پخمه باشه که صداشم در نیاد چون دخترم زیر حرف زور نمیره اصلا....


پوشک شیرخشک فرزند دختر پسر دکتر