رو پله ولى كسى نبود كه ببينه خيالمون راحت بود
تو کمد دیواری 🤣🤣🤣
ما حیاط خواهر شوهرم تو چادر 😂😂😂😂۱۸سالم بود
وای خیلی جاها فک میکنم بش خحالت میکشم اصن😅
ما تو صحرا
نامزد بودیم تو اتاقی که مادر شوهرم خواب بود من همش چشمم به مادر شوهرم بود که بیدار نشه شوهرم کارشو میکرد😂😂
یعنی از استرس مردم اون لحظه اصلا گوش نمیکرد🥴
هشت ماه عقد بودیم ک اتفاق خاصی نیفتاد بعدشم ک خونه خودمون مزاحمتی نداشتیم
با جاریم و برادر شوهرم رفتیم مهمونی بعد جامون پیش هم انداختن داشتیم با جاریم اینا حرف میزدیم از زیر هم شوهرم کارش میکرد
چررررا الانم بهش فکر میکنم پرام میریزه 🫣🫣
هیجا
😐😐😐😐
همش عادی بوده
جای عجیبی نبوده 😅
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.