۲۴ پاسخ

خاهر ماهایی ک شدیم ۴۰،۴۲ چی بگیم😂

همینکه یک نینی ناز کنارم‌نه می ارزه اندامو میتونیم درست کنیم خدمون🫠

منم هنوز به وزن قبلم بر نگشتم یه ۶ کیلویی مونده نگرانم خیلی بدم میاد لباسای قبلم اندازم میشه ولی تنگه ناراحتم

واقعا سطح دغدغه هات از قد و پهنا تو حلقم اگر شیر میدید یکم بچه بزرگ بشه همچین شیره وجودتو بمکه که آرزو به دل همون سایز ۳۱بشی

من اوایل بیشتر افسردگی هیکل داشتم
الان که فکر میکنم میگم هرچیزی یه تاوانی داره
منم پرداختم پس به جای ناراحتی فعلا لذت میبرم و در کنارش به فکر ورزش و .. برای رسیدگی به خودم هستم
اگه جواب داد چه خوب اگه نداد فدای سر بچم

من ۶۱ کیلو بودم الانم همون ۶۱ کیلوام برگشتم به قبل ولی شکم دارم هنوز

و منی که سایز شلوارم 😂😂😂۵۲ هستش

خواهر خوبه ک
من از سایز ۳۸
شدم ۴۸😅😅😅
مردنو ب این زندگی ترجیح میدم

من سایزم با ۱۹ سن شده ۵۴ سایز شلوارم ولی فدا سر پسرم

مثه منی عزیزم من یه سال بعد هیکلم اوکی شد الان یه کوچولو شکمم مونده رژیم و ورزش سختی هم نداشتم
الان لباسای پارسال دیگه گشاده برام
سخت نگیر خیلی زوده از کوچولوت لذت ببر

من که دور کمرم ۷۰ هم نبود الان پهن شدم سایزم ۳۶ بود شدم ۳۸ حالا بچم به غذا خوردن بیفته میرم باشگاه دوباره میسازمش ناراحتش نباش الان مهم بچست و اینکه شیر داشته باشیم واسشون

۳۴ گریه داره؟پس ما چی بگیم

من انقد لاغر شدم شلوار تو خونه ای هام هم اندازم نیستن حتی شورتام گشادن😐😂

وای منم‌58کیلو بودم شدم 70,حالم از خوردم بهم میخوره 🥹

هعیییی 🥲

منی که لاغر شدم همه لباسام برام گشاد شده دلم میخاد یه کم چاق بشم😑

پس چرا من هی دارم لاغر میشمممم🥲🥲

Me too🥲

منی که امید داشتم چاق بشم دوباره لاغر شدم شده بودم ۵۸ دوباره شدم ۴۶ کیلو

من از ۳۶ شدم ۴۴😭😭😭😭

منم همینم خیلی حس بدیه خیلی💔🥲

منم حالم از عیکلم بهم میخوره تصمیم دارم فردا برم باشگاه ثبت نام کنم

کاش من سایزم تغییر کنه خیلی لاغر شدم

منم همینطور ... حالم از هیکلم بهم میخوره

سوال های مرتبط

مامان دلارز مامان دلارز ۱۵ ماهگی
عصر مامان شوهرم ز زد که بچه رو بیارین دلم تنگ شده
منم گفتم ببره برم یه دوشی بگیرم
خلاصه برد و من یه چرت زدم و رفتم حموم و کارامو کردم رفتم دنبالش میبینم بردانشتن بردنش خونه عمش
بعد رفتم اونجا گفتم من نمیدونستم اومدین اینجا رفتم در خونتون
بعد گفت به شورهرم کفتن که اومدن
بعد رفتم بچه رو عمس داشت میخوابوند بقلش کردم پوشکش یک کیلو شده بود از جیش
گرفتم بردم عوضش کردم مادر شوهرم کفت یکبار عوضش کردیم منم خیلی عصبی شدم بچمم بدخواب شد زد زیر گریه
بعد رفتم تو اتاق بخوابونمش این کریه میکرد اومد مادرشوهرم اونجا انگار من نمیتونم نکهش دارم ایندنمیخابه خیلی خوابیده گفتم پس چرا شما داشتین میخابوندینش
میگف نمیدونم همینجوری عمش بقلش کرد اورد بچمم هی بد قلقی میکرد چاییمو نخورده پاشدم اومدم خیلی هصبی شده بودم این بچم منو دیده بود زده بود زیر گریه اپنام هی میگفتن این از عصر اصلا گریه نکرده
الان خیلی عصبی و‌ناراحتم
از یطرف میگم نکنه رفتارم زشت بود
فشارمم افتاده بود خیلی عصبی شده بودم از کاراشون