۷ پاسخ

ساعت ۳ با صدای انفجار بیدار شدم از ترس اسهال و استفراق شدم🤮

شوهر من همیشه مکالمه یادش میره

😂😂😂استرس واضطراب شرایط هست دیگه درک کن😂

واای چ پر استرس بوده
انقد که خسته میشن خوابشون عمیق میشه اون لحظه ای که بیدارن گیج خوابن یادشون نمیمونه

تا خود صب تهرانو داشت میزد خیلی بد بود من با صداش از خواب بیدار میشدم

من از نگرانی دارم دق میکنم🥲شوهرم مارو برنمیگردونه،دلم پیششه اعصابم به شدت بهم ریخته

😂😂😂 شوهر منم همینه. میگم مثلا یادته نصف شب پاشدی حالمو پرسیدی؟میگه نه بخدا.

سوال های مرتبط

مامان آقا نویان🩵 مامان آقا نویان🩵 ۱۸ ماهگی
نویان دو سه روزه سرماخورده
خلط داره شبا تو خواب خفه میشه دیشب ک شب سوم مریضی بود خلطش کمتر بود راحت خوابیده بود منم کارامو میکردم داشتم از جلوی اتاقش رد میشدم دیدم انگار میخواد بیدار بشه رفتم بالا سرش نشستم ک اگر بیدار شد کنارش باشم دوباره بخوابه
پشتش ب من بود انگار خواب میدید جیغ زد من اروم بغلش کردم اروم باهاش حرف زدم بیشتر جیغ میزد انگار داشت خواب میدید انگار داشت فرار میکرد خودشو سفت میکنه پرت میکرد جیغای بدی میزد اروم نمیشد از گریه ریسه میرفت خیلی ترسیدم هی تکونش دادم سعی کردم بیدارش کنم مدام میگفتم بسم االه بسم الله چرا اینجوری میکنه
باباش اومد باهاش خرف زد نازش کرد تقریبا دو دقیقه ای تو این حالت بودیم نه بیدار میشد نه اروم میشد فقط دست و پا میزد خودشو از بغل مینداخت بیرون زمین میزاشتم بدتر میشد
هر دومون گیج شدیم گفتم شاید خدایی نکرده داره تشنج میکنه دیدم اصلا تب نداره
بعد دو دقیقه دوباره خوابید
نه اب خورد نه شیر خورد نه حتی چشاشو باز کرد
منم از استرس تا صبح هی پامیشدم چکش میکردم 🫠
فکرم درگیره ینی چیشده بود 🫠
برا شما پیش اومده همچین چیزی؟ دندونه؟
پریشب تو خپاب تب خفیف ۳۷.۹ داشت ک با یبار پاراکید کنترل شد
بعدش اصلا تب نداشت
مامان مامان سفید برفی مامان مامان سفید برفی ۲ سالگی