دو هفته گذشت کم کم تهوعم داشت شروع میشد نمیخواستم کسی ام بدونه
خالم اینام چون ساختمون میساختن یمدتی بود خونه مامانم زندگی میکردن باید حسابی حفظ ظاهر میکردم
مامانم اینا قربونی بریدن شب موندم خونه مامانم
بدترین روز عمرم …😭
فردا صبحش اصلا حال نداشتم رفتم سرویس دیدم وای چرا روی سنگ سرویس خون میاد؟😭
دست زدم به خودم دیدم ای وای داره خون میاد
تا اون موقعه سونو نرفته بودم هفته شیش بودم
با چه حال و گریه ای از دسشویی اومدم بیرون شوهرمو صدا کردم گفتم امین اینجوری شده تروخدا زود باش بریم بیمارستان 😭
مامانم گفت‌ چیزی نیست پیش میاد گفتم نه نمیتونم باید برم
از شهرمون تا خود قزوین نیم ساعتی فاصله بود تا خود قزوین گریه کردم همش تو دلم میگفتم وای بچم رفت بچم مرد امین من چیکار کنم
دیگه داشتم میمردم میلرزیدم
رفتیم بیمارستان پاستور رفتم بالا ماما بود گفت من الان کاری از دستم بر نمیاد الان دکتر نیست میخوای سونوگرافی میتونم برات بنویسم گفتم نمیخوام الان متخصص کجا هست من برم گفت الان اگه باشه بیمارستان کوثر هست
اومدیم پایین از پله ها دوباره یه خون دااااغ ازم رفت 😭حالم بدتر شد 😭گفتم وایستا من برم سرویس رفتم دیدم هی داره بیشتر خون میاد دوباره گریه ام شدت گرفت
دوباره راه افتادیم رفتیم طرف بیمارستان کوثر …😭

تصویر
۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان قلبم 🥰🩵 مامان قلبم 🥰🩵 هفته بیست‌ونهم بارداری
پارت اخر

رفتیم مرکز سونوگرفی خداروشکر ساک بود جنین بود ولی قلب نداشت 💔
ای خدا تو یه روز چقدر به من شوک وارد شد 😑
خونریزی هم بخاطر هماتوم بود…
همون روز خونریزی تموم شد یکم اروم تر شده بودم چون شنیده بودم ممکنه دیر تر تشکل بشه قلبش دیگه باز باید صبر میکردم…
اون روزا مادربزرگ خودم و همسرم ( فامیلیم) حالش خوب نبود بیمارستان بستری بود
فرداش از تهوع شدید از خواب پاشدم نشسته بودم صبحانه میخوردم دیدم مامانم زنگ زد
قرار بود برم دکتر متخصص که…
گفت اماده شو با امین میام دنبالت بریم خونه ننه 😭
گفتم وای مامان ننه مرد ؟ 😭 گفت اماده شو الان میایم 😭
ای خدا واقعا چقدر بد بود اونروزا چقدر گریه کردم😭
مادربزرگمم از دست دادم
سه روز بعدش رفتم دکتر متخصص
برگه سونو رو که دید یکم قیافش رفت تو هم باز شوک خدایا بسته دیگه😑
گفت تهوع داری ؟ گفتم اره شدید گفت عع پس خوبه خداروشکر خداروشکر
یکم اروم شدم باز استرس داشتم
اونم نوشت که برای ۸ هفته برم سونو که نشد جنگ‌شد 😭😂
۹ هفته رفتم سونوگرافی خداروشکر قلبش تشکیل شده بود 😁😍❤️

و همچنان زندگی ادامه داره در جریانه …❤️😌