۳ پاسخ

سلام عزیزم بنظرم رگ خوابش پیدا لباس تنگ جذب بدن نما مورد علاقه‌اش ارایش ملایم موردعلاشق یخورده عشوه وناز

ماهم همینیم عزیزم
هامین وسط میخابه
تو این دوسال انگشت شمار رابطه داشتیم
خیلی اذیت شدم بخاطرش الان دیگ منم سرد شدم از رابطه بدم میاد

ما هم همین شدیم
عجیبه ما زایمان میکنیم مردا عوض میشن
منم اوایل فکر میکردم مشکل از منه
بعد ک توجه مردای دیگه رو ب خودم دیدم،فهمیدم ک ن مشکل از من نیست

سوال های مرتبط

مامان ارتین مامان ارتین ۲ سالگی
دلم قد یه دنیا گرفته خیلی زیاد دوس دارم ساعت ها گریه کنم ولی گریم نمیاد دلم انگار سنگ شده
شوهرم خیلی خیلی سرد شده از بعد پسرم،، اوایل منم چون افسردگی بعد زایمان داشتم برام مهم نبود دوس داشتم همینجور تنها باشم ولی الان خیلی اذیت میشم اصلا شوهرم اهل محبت کردن و عشق نیست
اصلا بجز تایم رابطه اهل بوس کردن و بغل کردن و کلمات قشنگ گفتن نیست،، اوایل ازدواجمون خیلی سعی کردم درستش کنم اخرم فقط خودم خسته شدم ب این نتیجه رسیدم اینا خاتوادگی اینجورین مشکل از تربیتشونه
ماهی یه بار رابطه داریم اصلا براش مهم نیست
اگه جامون جدا بشه ذره ای براش اهمیت نداره
قدیما قهر میکردم یکم منت کشی میکرد الان اونم اصلا اصلا
اصلا بلد نیست بگه ببخشید یا ناز بکشه
خیلی دلم گرفته امشب یکم بحثمون شد اونم جاشو جدا کرد گرفته خابیده انقد قلبم سنگینه ک نگو
دیگ انقد بهش گفتم یا پیام دادم اینارو گفتم ب یه ورش نگرقته حس میکنم دارم زر میزنم دیگ میگم چ فایده بازم بگم
اخه مگ چندسالمونه یا چندسال از رابطمون گذشته که انقد سردیم
بخدا بززگترین حسرت زندگیم اینه میبینم یکی شوهرش عاشقشه عاشقانه رفتار میکنه باهاش
جالبیش اینه هفت سال عاشق من بود و اخرم شد این
واقعا ادم باید نشونه هارو در نظر بگیره، ابن از اولم اینجوری بی احساس بود تو نامزدی ،، من خیلی ادم با احساسی ام نمیدونم حقم ازدواج با همچین ادمی نبود...
#فرزندپروری#پوشک#جیش#اسهال#مای بیبی#پی پی#استامینوفن
مامان زهرا مامان زهرا ۲ سالگی
بچه ها یکم دردو دل کنم براتون اینجا واسه اولین بار🥲من دختر به شدت احساساتی و مهربون و خونگرمی بودم همیشه…با شوهرمم که ازدواج کردم اونم خیلییی اوایل احساساتی بود و بهم محبت میکرد همه جوره…خیلی باهم خوب بودیم ولی بعد یکسال ازدواج که دیگه کم کم سر بعضی مسائل باهم دعوا کردیم اون دیگه خیلی تغییر کرد شد یکی دیگه…چون ادم کینه ایه هیچی و فراموش نمیکنه…ولی من هیچی و تو دلم نگه نمیدارم هرچقدم دلم بشکنه بازم مثه روز اول محبت میکنم…الانکه شیش ساله ازدواج کردیم به حدی رسیده رابطمون که واقعا انگار شوهرم از من طلاق عاطفی گرفته…سه ساله جای خوابشو جدا کرده…ذره ای محبت کلامی بهم نداره…دریغ از ذره ای توجه…توی عمل هم فقط مناسبتهارو خیلی رعایت میکنه از اول و کادوهام همیشه سرجاشه فقط همین…حتی تو رابطه جنسی هم خیلی خیلی سرد شده شااااید ماهی ی بار ب زووور….دیگه خسته شدم از این وضع زندگیم واقعا..خیلی برام سخته خیلی…من همه ی تلاشم و کردم ک رابطمون و دوباره بسازم ولی نشد..همش یک طرفه بود…حاضرم نیست باهام مشاوره بیاد…شاید به ذهنتون برسه ک حتما زیرسرش بلند شده ولی نه اینجوری نیست مطمئنم..کاری ام نکرده ک بهش شک کنم حتی…بعضی وقتا عمیقا دلم میخواد بهش خیانت کنم ولی نمیتونم وجدانم اجازه نمیده…اما از این حجم شدید تنهاییم بی کسیم خسته شدم😭


پوشک پوشک پوشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک
جیش پی پی جیش پی پی جیش پی پی
پستونک پوشک پستونک پوشک پستونک پوشک
فرزنداوری فرزنداوری بارداری زایمان بارداری زایمان