۱۰ پاسخ

میدونی پسر من اصلا وابسته نیست اما دقیقا همینطوره من از مشاور پرسیدم گفتم پسرم یکی میاد خونمون میخواد بغلش کنه گریه میکنه یا جایی میریم گریه میکنه ما خیلی پر جمعیت هستیم همممممه هم عاشق پسرم هستن سر همون تا یه جا میریم ۲۰ نفر میپرن سرش یا زود زود میان خونمون خواستم بدونم این حالتش برای چیه مشاور گفت تو این سن بچه کم کم داره اطراف میشناسه به پدر و مادرش عادت کرده وقتی فرد جدید میبینه هم میترسه هم چون نا آشناس حس خوبی نمیگیره تنها راه درستش اینه هر کی که اومد یا هر جا ک رفتین تا ۵ دقیقه ۱۰ دقیقه هیچکس نزدیکش نشه از دور بچه اونارو ببینه تو ذهنش تحلیل کنه بعد کم کم بیان جلو دیگه بچه گریه نمیکنه الان خواهرام عاااااشق پسرم هستن خونوادم خونواده همسرم خلاصه ب هممممه گفتیم اونام اصلا بهش دست نمیزنن یکم میگذره بچه خودش عادت میکنه بعد خیلیم بهشون میخنده بغلشون میره این تا زمانی ادامه داره ک نوزاد تو ذهنش بمونه چهره هارو وقتی بمونه بشناسه دیگه اصلا گریه نمیکنه

دختر من فقط گرسنش میشه من و نگا مبکنه بغل میخواد 😐

سعی بیرون اینا خیلی ببری توجمع خیلی ببری عادت کنه احتمالا جای نمیری خیلی

بچه منم همینجور فقط ب من وابستس

بله دقیقا این نشونه هوش بالاشونه و اینک اولین کسی ک میشناسه مامانشونه
بزار وقتی ک سر حاله همسر بیشتر باهاش وقت بگذرونه پسر منم اینجوری بود کم کم عادت کرده ب باباشم

غریبی میکنه کم کم ادمای دورواطرافشو میشناسه

دیشب ی داروخونه رفتم دادم ب خواهر شوهرم امدم دیدم از بس گریه کرده نفسش نمیاد
همینه فقط خودم با یکمی باباش پیش مامانمم باز بهتره از دیگران

مال من چهره افراد غریبه رو میبینه گریه می‌کنه و خانواده شوهرم رو چون هفته ای یا هر سه چهار روز میبینه اولش غر میزنه ولی بعدش واسشون می‌خنده و پیششون میمونه اما بقیه ن

دختر منم دوماهشه اینجوره😐😐😐

وابسته هست ولی نه به این شدت

سوال های مرتبط