خانما من چرا اینجوریم جیزایی رو یادمه که اصلا تو اون برهه زمانی نبودم یا خیلی کوچیک بودم دوروز پیش با خواهر شوهرام و مادرشوهر پدرشوهرم صحبت شد سر قضیه برج دوقلو ها که واهس خیلی پیشه گفتم آره من یادمه همه جیزو داشتم با جزئیات توضیح میدادم میگفتن بابا تو اون زمان نبودی واسه سال هشتاده تو اون موقل شاید فقط چند روزه بودی میگفتم نههه بابااا قشنگ یادمه اینجوری شر اونجوری شد واکشنای بقیه رو که واهس اون موقع بود میگفتم هی میگفتن تو اون زمان نبودی زدم نت دیدم اون موقع فقط چند روزه بودم ولی آخه چطورر ممکنه مثلا از کوپن یادمه یه بار پدرشوهرم میگفت کاش مقثل قبل به حای کالابرگ کوپنی بشه چقدر خوب بود بعد من شروع کردم به گفتن گفتم اره یادم میاد با انقد چی میدادن پنیر زودتر حدف شد و فلان هی میگفتن تو اون موقع نبودی یا خیلی بچه بودی نگاه میکنم اون زمان ۳،۴ ساله بیشتر نبودم چحوری میشه اینارو یادم باشه یا چیزایی رو بدونم که تو اون برهه زمانی نبوده باشم؟؟؟؟ ☹️☹️☹️☹️
بارداری بارداری بارداری نینی نینی نینی نوزاد نوزاد

۶ پاسخ

ذهن خلاقی داری.مثلابچه بودی بزرگترا تعریف کردن بعدتوباجزئیات توذهنت تصویرسازی کردی حالا همونارویادت میاد

چ جالب زینب خیلی عجیبه واقعا.یادمه یکی از تجربه گر های زندگی پس از زندگی اینجور میگفت. ک مثلا ی اتفاقایی رو یادش اومده ک اونموقع نوزاد چند روزه بوده🫠 خیلی جالبه واقعا. اون عروس ک میگی سال ۷۰ بوده پس تو اونموقع نبودی درسته اصلا ب دنیا نیومده بود

جالبه

میگن ماها قبلا مردیم ودوباره زنده شدیم دیدی ادم یه دفعه میگه ا من این صحنه رو دیدم قبلا درصورتیکه ک اصلا ندیده منم بعضی وقتا اینجور میشم نمیدونم ازچیه شاید راست باشع وما قبلل مردیم ودوباره داریم زندگی میکنیم

به نام‌خدا
از بچگی کنجکاو بودی 🤪

یکی به من توضیح بده از این موارد زیاد داشتم😑😑😑😑😑

سوال های مرتبط

جوجو 🐥 جوجو 🐥 قصد بارداری
یک سال شد… 😔 دقیقاً همین ساعت بود که تو رو دیدم یک سال از اون روزی که با رفتنت رنگِ تمامِ دنیای من عوض شد می‌گذره من دیگه بعد از اون اتفاق دیگه اون شقایقِ قبل نیستم… اون شقایقِ قدیمی دیگه توی من وجود نداره. این یک سال هزار جور حرف شنیدم هزار بار بی‌توجهی شدم و با بی‌رحمی‌های آدم‌ها روبرو شدم هیچ‌کس امن نبود هیچ‌کس نبود که فقط به من گوش بده و دردم رو بفهمه همه‌شون می‌گفتن اهه انقدر گریه نکن مگه چیشده. یا میگفتن خداروشکر کن که رفت وگرنه یه بچه عیب دار داشتی اونا هیچ‌وقت دردم رو درک نکردن فقط نمک زدن رو زخمم😭
اما من هنوز شب‌ها با یاد اون کوچولویی که توی شکمم تکون می‌خورد گریه می‌کنم. برای قلبش که تا آخرین لحظه داشت می‌زد…😭 برای اون دست‌ها و پاهای ظریفشو برای اون موهای کرکیِ مشکیِ روی سرش، اشک می‌ریزم
دلم خیلی برات تنگ شده پسر قشنگم، یاسینِ من… 💔
خدایا، خودت به من صبر بده، جاش رو برام پر کن و پسرم رو دوباره به من ببخش… 🕊️💔
فاطیما فاطیما قصد بارداری
الان دیدم از همراهیم با گهواره یکسال گذشته....
خیلی خیلی دلم گرفت😔😔😔💔💔🥲🥲
روزی ک اقدام کردم ، تو موعدم اصلأ منتظر پریودی نبودم ، فکر نمیکردم قراره اینهمه طول بکشه ، اصلا ندیده بودم تو خانواده و فامیل ...
گفتم خب پس من باردار شدم دیگه...
روز موعدم ک‌ پریود شدم ، شوکه شدم ، تعجب کردم از پریودیم نمیدونستم چرا اینجوری شد ، ماه دوم دوباره پریود شدم اینبار شوکه نشدم ترس اومد تو وجودم ، گفتم حتماً باز یه مشکلی پیش اومده ، ماه سوم ک پریود شدم اینبار واقعاً خیلی ترسیدم و شوکه شدم کلی هم گریه کردم ، یادمه روز یازدهم عید نوروز بود ، مهمون داشتم ، که یهو دل درد گرفتم و دیدم بلهههه پریود شدم ، رفتم تو اتاقم اینقدر گریه کردم تا سبک بشم
دیگه بعد اون شرو کردم ب دوا دکتر کردن
هی این دکتر هی اون یکی گاهی هم میرفتم طب سنتی ...
یه روز تو گوگل سرچ کردم درمورد اینکه چرا باردار نمیشم و اونجا بااین برنامه آشنا شدم و نصبش کردم
الان یک سال میگذره از اون روز، خیلی ناراحتم که هنوز مامان نشدم و خوشحالم که دوستایی مثل شما دارم ، من خیلی تنها و بی تجربه بودم تو همه چی که شماها کمکم کردین و من الان خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم
امروز هفته سومی هست که من سفره حضرت ام البنین میندازم
ان شاالله همه اقدامی ها تو زودترین زمان ممکن باردار بشن🥺❤️🫂
ماهلین ماهلین قصد بارداری
خدایا کاش این ماه یه سوپرایز خوب برام در نظر داشته باشی از اون اتفاقا ک اشک تو چشام جمع شه دلم خیلی گرفته من یه بار حس مادرشدنو تجربه کردم شیرینیش زیر زبونمه از اون روز که اون اتفاق افتاد همش حس خلأ دارم حس میکنم یچی کمه که باید جاش پر بشه حریص تر شدم برای داشتنش،کاش خدا یه نگاهی به دلم بکنه من تو عمرم آزارم ب مورچه هم نرسیده همیشه بخشیدم گذشت کردم دلسوز بودم برا همه ولی تو صلاح ندونستی فعلا نینی داشته باشم و بردی پیش خودت بردی منو با یه دنیا پر از سوالو حرف تنها تر کردی ...اگ صلاح میدونی بهم برگردونش بزار دلم آروم شه دوباره وجودم پر بشه از اون حسی ک تا حالا تو عمرم بهتر از اونو تجربه نکرده بودم🙂
کسی نمیدونه ولی من هنوز بعضی شبا برا جای خالیش گریه میکنم بعضی شبا باکسی ک توش خاطراتشو دفن کردمو باز میکنم تک تکشونو با لبخند تلخ نگاه میکنم شاید هنوز حتی صدای قلبتو هم نشنیده بودم ولی تک تک سلولای بدنم حست میکرد....برگرد دلم لک زده برات🙂
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری کودک کودک کودک کودک کودک کودک کودک کودک اقدام اقدام اقدام اقدام اقدام اقدام سونوگرافی سونوگرافی سونوگرافی سونوگرافی سونوگرافی سونوگرافی نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه بچه نینی نینی نینی نینی نینی نینی نینی نینی نینی نینی بیبی چک بیبی چک بیبی چک بیبی چک بیبی چک فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری