۶ پاسخ

الهی آمین از خدای بزرگ میخوام سالم پا تواین دنیا بزار جهان زیبا کنه و خودش به پدرمادرش هدیه بده عزیزدلم

درکت میکنم منم مجبور بودم از همسرم دور باشم که خیلی سخته

چقدر درک میکنم ، موقعی ک همسرم برمیگشت تهران و من چ دلشوره و اضظرابی داشتم خیلی حس بدی بود

چقدر قشنگ و واقعی بود 😢😢❤️❤️
به امید اینکه دنیا برای بچه‌هامون جای واقعا بهتری باشه 😇😇

چه متن قشنگی🥹❤️
کاملا درکتون میکنم منم همسرم رفت تهران و خیلی نگرانم 🥲
خدا حافظ هر سه تون باشه 🫂

الهی عزیزم انشاالله خدابرات خودشو باباشو باهم حفظشون کنه🥺😍🌸

سوال های مرتبط

مامان سورنا مامان سورنا ۲ ماهگی
ی وقتایی از ته قلبم دلم برات تنگ میشه تو دلمی اما انگار خیلی دوری دلم میخواد زودتر بیای تا ی دل سیر بوست کنم🙂
ی وقتایی درد امونمو میبره بخاطر دردی ک میکشم دلم میخواد زود این دوران تموم شه و بدنیا بیای
احساس فرسایش و درد باعث میشه ثانیه ها کش بیان و هی انتظار بکشم....
ی وقتایی مث الان احساس بهتری دارم حاملگیم رو دوس دارم و دلم نمیخواد تموم بشه🙂❤
بخصوص ک بابای مهربونت خیلی مهربون تر از قبل شده🤍
امشب ب اومدن تو فک میکردم...اینکه من و بابات هر کدوم میتونستیم واسه نموندن و نخواستن هزار بهونه بیاریم و پا ندیم ب این زندگی...اما مردونه پای هم موندیم خیلی چیزارو حل کردیم خیلی چیزارو کنار زدیم ب خیلیا نه گفتیم...خدا کمکمون کرد و ساختیم این زندگیو...ک تو گل پسر بشی نتیجش🙃🤍
قلب من...پسر یکی یدونم..عزیزدلم..عشق زندگیم..ممنون ک ب زندگیم اومدی و اجازه دادی مادر تو باشم🙂 خوشبخت ترینم کردی پسرم🤍
ممنونم ک بهم فرصت مادر بودن رو دادی🙃🤍من از خدا توروخواستم و تو عزیزدلم درخواستمو قبول کردی و اومدی..امروز ک صورت ماه تو دیدم اصلا ی حال دیگه ام..من دیگه ادم قبل نیستم پسرم...با وجود تو نیروی عشق رو بیشتر و بهتر لمس میکنم🤍
ی روزی همه اینارو برات میخونم و اون روز دیر نیس🙂🤍

سورنا،عطر خدا🤍

ساعت پنج صبح فک کنم شیشم اسفند😁
مامان آیهان👶🩵 مامان آیهان👶🩵 ۱۱ ماهگی
مامان نینی💙👼 مامان نینی💙👼 هفته سی‌وهفتم بارداری
شروع هفته ۲۵
پسر قشنگم روزا خیلی سریع تر از چیزی ک فکرشو میکردم داره میگذره
انگاری همین دیروز بود ک دوتا خط قرمز افتاد رو بیبی چک و‌دنیا خراب شد رو‌سرم..آخه میدونی مامان ما برای اومدنت امادگی نداشتیم پسرم
دلم میخاست تو روزها و شرایط خیلی بهتری تو ب این دنیا میومدی
ولی خدا خاست و تو شدی امید زندگیمون وسط تلخ ترین ر‌وزهای تاريخ..
بزرگ ک‌بشی از اون روزا برات زیاد‌میگم‌ پسرم‌
از اینکه تو دقیقا وسط چ روزهایی تو دل من جوونه زدی..
دقیق بخام بهت بگم من ن شرایط روحی خوبی دارم ن شرایط جسمی و ن مالی..اما وجود تو باعث شده من خیلی قوی تر از چیزی ک بودم بشم پسرم..
من تمام تلاشمو‌میکنم تا تو این دنیایی ک پر از سیاهی و بدیه،روزای قشنگ و‌رنگ و‌رنگارنگی برای تو بسازم‌..
من همه ی تلاشمو‌میکنم تا مامان خوبی برای تو باشم پسرم..
.
بارداری بارداری بارداری فرزند­پروری فرزند­پروری فرزند­پروری زایمان بیمارستان سزارین فرزند­پروری زایمان طبیعی بیمارستان سزارین فرزند­پروری
مامان معجزه ی دلم🤍👼 مامان معجزه ی دلم🤍👼 ۱ ماهگی
پسرک شیرین من،وصله ی تنم💙
تو قشنگ ترین اتفاق ۴۰۴ من بودی،از ۴۰۴ با وجود تموم سختی هاش ممنونم که تو رو بهم داد
در واقع تو معجزه ای بودی که تو این سال تو دلم اتفاق افتاد!
قلب مادر
فقط خودم و خودت میدونیم که چقدر برای اینکه حتی یک دقیقه بیشتر تو دلم بمونی داریم میجنگیم...
بندِ دلم،تو بزرگترین نقطه قوت و در عین حال بزرگترین نقطه ضعف منی! من با تو قدرتمند ترین و همونطور در برابرت ضعیف ترینم...
برای اومدن به این دنیا عجله نکن،محکم بشین تو دل مامانی و هی تکون بخور،بذار تموم خستگیام با تکون خوردنات شسته بشه و بره :)
تو بزرگترین دارایی من تو این دنیایی که خدا بهم داد،
از همون خدایی که تو رو مثل معجزه تو دلم انداخت میخوام که تو رو برام زیاد ندونه...
بزرگترین آرزوی ۴۰۵ من اینه که تو رو به وقتش صحیح و سالم بغل بگیرم و عطر تنت رو بو کنم و یه نفس راحت بکشم و دوباره زنده شم :) بعد به چشمای قشنگت نگاه کنم و بگم آفرین پسر قوی و قهرمان من :) ما تونستیم از پسش بر بیایم!
مادرت تصدقت بشه که نیومده و ندیده انقدر برام عزیزی،جوری که حس میکنم هیچکسو تو دنیا به اندازه ی تو دوست نداشتم ...
و در آخر،خدا تو رو برای و من و بابای مهربونت حفظ کنه امیدِ زندگیم🤍
بماند به یادگار،از آخرین نفس های چهار صد و چهار
🌱۱۴۰۴/۱۲/۲۹
مامان 🩵محمد🩵 مامان 🩵محمد🩵 هفته بیست‌ونهم بارداری
پسر قشنگمون... 🤍ثمره ی عشق ۱۱ سالمون🥺🥺🥺🥺❤️
نمی‌دونی چقدر منتظر دیدنتیم...منو بابایی خیلی سختی کشیدیم تا بهم برسیم باوجود مخالفت بابابزرگت ازدواج کردیم...۱۱ ساله ک منو بابایی مال همیم و حالا تو ثمره ی این عشق ۱۱ ساله تو شکممی🥺
از همون روزی که فهمیدیم تو قراره بیای، همه‌ی حرفامون، همه‌ی برنامه‌هامون و حتی قشنگ‌ترین رویاهامون شدی تو.

هر روز مامانی با ذوق تکون خوردنتو به بابامنوچهر میگه، باباتم سریع میاد دستشو میذاره رو شکمم، شاید این دفعه تو هم به بابا سلام کنی. 🥹

هر شب با خودمون میگیم الان محمدمون داره چیکار می‌کنه؟ صورتش به کی رفته؟ وقتی بیاد بغلمون چه شکلی میشه؟ اصلاً می‌دونی چقدر دلمون می‌خواد زودتر بغلت کنیم؟

ما دوتایی روزشماری می‌کنیم برای اون لحظه‌ای که روز زایمان برسه و بالاخره تو رو ببینیم. برای اولین گریه‌ات، برای اولین بوسه، برای اولین بغل...

محمد جان...تو هنوز نیومدی، ولی از همین الان دنیای من و باباتو قشنگ‌تر کردی. ما با تمام وجود منتظرتیم و بی‌صبرانه لحظه‌ها رو می‌شماریم تا بالاخره صدات کنیم:
«پسرم... خوش اومدی به زندگیمون.» 🤍
این عکس برای ۲۶ هفتگی و ۱ روزگی تو هست
و الان تو ۲۷ هفتته دقیق🥰
#بارداری #زایمان #گهواره #کولیک #پوشک #جنین