پسر قشنگمون... 🤍ثمره ی عشق ۱۱ سالمون🥺🥺🥺🥺❤️
نمی‌دونی چقدر منتظر دیدنتیم...منو بابایی خیلی سختی کشیدیم تا بهم برسیم باوجود مخالفت بابابزرگت ازدواج کردیم...۱۱ ساله ک منو بابایی مال همیم و حالا تو ثمره ی این عشق ۱۱ ساله تو شکممی🥺
از همون روزی که فهمیدیم تو قراره بیای، همه‌ی حرفامون، همه‌ی برنامه‌هامون و حتی قشنگ‌ترین رویاهامون شدی تو.

هر روز مامانی با ذوق تکون خوردنتو به بابامنوچهر میگه، باباتم سریع میاد دستشو میذاره رو شکمم، شاید این دفعه تو هم به بابا سلام کنی. 🥹

هر شب با خودمون میگیم الان محمدمون داره چیکار می‌کنه؟ صورتش به کی رفته؟ وقتی بیاد بغلمون چه شکلی میشه؟ اصلاً می‌دونی چقدر دلمون می‌خواد زودتر بغلت کنیم؟

ما دوتایی روزشماری می‌کنیم برای اون لحظه‌ای که روز زایمان برسه و بالاخره تو رو ببینیم. برای اولین گریه‌ات، برای اولین بوسه، برای اولین بغل...

محمد جان...تو هنوز نیومدی، ولی از همین الان دنیای من و باباتو قشنگ‌تر کردی. ما با تمام وجود منتظرتیم و بی‌صبرانه لحظه‌ها رو می‌شماریم تا بالاخره صدات کنیم:
«پسرم... خوش اومدی به زندگیمون.» 🤍
این عکس برای ۲۶ هفتگی و ۱ روزگی تو هست
و الان تو ۲۷ هفتته دقیق🥰
#بارداری #زایمان #گهواره #کولیک #پوشک #جنین

تصویر
۱۲ پاسخ

الاهی بگردم چه قشنگ
من رفتم اتلیه مثلا دختره نادون اصلا عکسای خوبی نگرفت کاش میدادم چت برام درست کنه پول الکی هم نمیدادم
سایتون بالا سر پسر قشنگتون باشه همیشه سالم سلامت باشین غزاله جون دختر خوش قلب مهربون خون گرم ❤️🤌🏽🥰👌🏼

چ عکس قشنگی

ب سلامتی به دنیا بیاد انشاالله یکی کمه ها ما منتظر دومی ام هسیم 😂💪.

عزیزم خوش نام باشه چه اسم قشنگی براش انتخاب کردید💕

چقد خوش ذوقی دختر😍😍😍 من از بس دختر دوس داشتم از سونو انومالی ک گفت پسره تا دنیا بیاد اصلا ذوق نداشتم🥴 البته الان عاشقشماااا ولی خب اصلا ذوق نداشتم

اینشالله به سلامتی بغلش بگیری گلم
منم خیلی خیلی ذوق دارم تا پسرمو ببینم همش میگه خدایا یعنی بچه ی من چه شکلیه

انشالله به سلامتی دنیا بیاد . منم ی عاااالمه ذوق دارم با این که بچه دوممه🥲🥰😁
برا شما ک اولیه 😍🫠

عزیزممم😍 میشه بگید آتلیه کجا رفتین؟

ای جانم چه قشنگ 🥹
عشقتون همیشگی❣️

ای جانه دلم ماشالله خدا حفظتون کنه❤

عزیزممممم‌ مبارکه ❤️چند وقت اقدام بودی

🧿😍👌

سوال های مرتبط

مامان جَوونه یِ نارنج مامان جَوونه یِ نارنج هفته سی‌وسوم بارداری
ماه هشتمِ عشق من 🤍
از همون روزهای اول… وقتی هنوز فقط اندازه‌ی یه جوانه‌ی کوچولو بودی، هر هفته عکس‌هات رو نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «کی میشه برسم به این هفته؟ کی بزرگ‌تر میشی؟ کی لباسای کوچولوت رو تنت می‌کنم؟» 🥹🤍
و حالا رسیدیم… به ماه هشتم؛ به روزهایی که دیگه شمارش معکوس، دورقمی شده و فقط حدود ۶۰، ۷۰ روز مونده تا بالاخره بغلت کنم… تا صورتت رو ببینم و باور کنم تمام این ماه‌ها، تمام این انتظارها، برای رسیدن به تو بوده. 🥹🩷
این روزها بیشتر از همیشه لباسای کوچولوت رو نگاه می‌کنم، لمسشون می‌کنم و توی دلم هزار بار تصور می‌کنم که تنت کردم و تو رو توی آغوشم گرفتم…
دختر کوچولوی من، مارالِ جانم… 🌸
تو از یک جوانه‌ی کوچولو، شدی تمام دنیای من.
و حالا من فقط منتظرم…
منتظر اون لحظه‌ای که برای اولین بار صدای گریه‌ات رو بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی عشقِ مامان…» 🥹🤍
ماه هشتم بارداری‌مون مبارک، دختر قشنگم…
دیگه خیلی نمونده تا دیدنت.
مامان دلش برای بغل کردنت پر می‌کشه… 🩷👶🏻✨
مامان 👶🏻آراز🧿 مامان 👶🏻آراز🧿 ۴ ماهگی
پسرم،نور قلبم🩵
امروز وارد ماه هفتم شدیم،شکر برای داشتنت،ممنونم برای بودنت معجزه ی زندگیم💙
امیدوارم باقی این مسیر شیرینم باهم و بسلامت بگذرونیم و به موقع بیای بغل مامان و بابا😅
آراز من،آراز قوی و صبور من،ازت ممنونم که مشکلات مامانی رو تحمل میکنی و قوی هستی،جونمو فدات میکنم پسرم.
میدونم که مثل آراز (رود ارس به زبان ترکی)بزرگ و قوی و سخاوتمند خواهی شد و مثل پدرت مهربان و خوش قلب و فداکار🥺
آراز،از اول زندگیمون،شاهد عشق و تنهایی و غربت و گریه ها و شادیهای ما بود،پسرم.هیچوقت فکر نمیکردم قراره تا این حد توی جونم لونه کنه و یه پسر همنامش داشته باشم،تو غایت آرزوی مایی ضربان قلبم🥺
شاید این روزای ملتهب،خیلیا پشیمون بشن از بچه دار شدن،
ولی ما پشیمون نیستیم عزیزترینم،قراره با تلاش و عشق، بهترین زندگی و روزهارو برات رقم بزنیم،بابایی به خاطر ما هر روز و هر شب، سخت در تلاشه😍
این روزا ضربه ها و حرکاتت خیلی خوب و باشدت شده،چند بار خواستم بابایی هم حس کنه و ببینه ولی تو شیطونی کردی و قایم شدی ازش 😅ولی منم فیلم گرفتم و بابایی از ذوق چشماش پر اشک شد🥹
هر روز در مورد تو حرف میزنه،با ذوق ،با شوق،با افتخار...
برای داشتنت ممنونیم از خدا،از کائنات،از خودت که مارو لایق پدر و مادر بودنت دونستی ثمره ی عشقمون🥺
بماند به یادگار برای آراز جانم🩵
۱۴۰۴/۱۱/۱۶
اولین روز ۷ ماهگی🌱