۷ پاسخ

چه با احساس

عه یه روز باهم فرداریم

من ۳خردادم

عه من ۱۰خردادم امروز دورقمی شدن🥺

اخی انشالله بسلامتی گلم

وااای منم🌺😭♥️

عزيزم من 97 روز مونده🥲🩷🩷

سوال های مرتبط

مامان توراهی💓👼🏻🧁 مامان توراهی💓👼🏻🧁 هفته بیست‌ونهم بارداری
مامان 🩵محمد🩵 مامان 🩵محمد🩵 هفته سی‌ویکم بارداری
«امروز ۴ مرداد ۱۴۰۴ و آخرین روز هفت ماهگی...🤍
راستش هنوزم بعضی وقتا ک دستمو میذارم روی شکمم با خودم میگم یعنی واقعاً تو اونجایی؟ واقعاً من مامان شدم؟
۲۹ هفته و ۶ روزه که نفس‌هام با تو گره خورده. ۲۹ هفته و ۶ روزه که هر شب قبل خواب باهات حرف می‌زنم، با لگد زدنت ذوق می‌کنم و با هر حرکتت خیالم راحت میشه که حالت خوبه.
پسرم، تو هنوز نیومدی ولی قشنگ‌ترین اتفاق تمام زندگی من شدی.
نمی‌دونی چقدر منتظرت بودم... چقدر تو رو قبل از اینکه ببینمت دوست داشتم. من از همون دو خط صورتی کوچیک، عاشقت شدم.
امروز آخرین روز هفت ماهگیته و دلم یه جور عجیبی گرفته... انگار همین دیروز بود که فهمیدم توی وجودم داری رشد می‌کنی و حالا فقط چند هفته تا بغل کردنت مونده.
یه گوشه از قلبم بی‌صبرانه روز شماری می‌کنه که صورتت رو ببینم و یه گوشه دیگه‌ش دلش می‌خواد زمان یه ذره آروم‌تر بگذره و این روزهای قشنگ با تو بودن تموم نشه.
فقط سالم باش عزیزِ دل مامان. من برای بغل کردنت لحظه‌شماری می‌کنم...»
«پسرم، قول میدم تا آخر عمر، امن‌ترین جای دنیا برای تو آغوش مامانت باشه... .» 🤍
#بارداری #هفت_ماهگی #زایمان
مامان ارسلان و ارغوان مامان ارسلان و ارغوان هفته سی‌ودوم بارداری
دختر عزیزم، ارغوان جان

امروز که این نامه را برایت می‌نویسم، ۲۵ هفته و ۵ روز است که در وجود من زندگی می‌کنی. هنوز چهره‌ات را ندیده‌ام، اما هر حرکت کوچکت، هر لگد شیرینت و هر لحظه‌ای که حضورت را احساس می‌کنم، قلبم را پر از عشق می‌کند.

این روزها تو آرام‌آرام بزرگ می‌شوی و من هر روز بیشتر مادر شدنت را در وجودم حس می‌کنم. گاهی با حرکات محکم و شیرینت به من یادآوری می‌کنی که آنجا هستی؛ دختری که بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم.

ارغوان عزیزم، نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله هستی، اما می‌خواهم بدانی که خیلی قبل از تولدت دوستت داشتم. قبل از اینکه صدایت را بشنوم، قبل از اینکه دست‌های کوچکت را در دست بگیرم، تو در قلب من جا داشتی.

آرزویم برای تو زندگی‌ای پر از سلامتی، آرامش، شادی و عشق است. امیدوارم همیشه شجاع باشی، خودت را دوست داشته باشی و بدانی که هر اتفاقی بیفتد، مادرت همیشه پناه و همراه تو خواهد بود.

امروز، در آستانه ماه هفتم بارداری، با تمام وجود منتظر آمدنت هستم. هر روز که می‌گذرد، یک روز به آغوش گرفتنت نزدیک‌تر می‌شوم.

با تمام عشق دنیا، مامان

بماند به یادگار برای ارغوان کوچولوم ❤️
مامان 🩵محمد🩵 مامان 🩵محمد🩵 هفته سی‌ویکم بارداری
به وقت ۲۶ هفته و ۱ روز..🤰البته الان ۲۶ هفته و ۶ روز هستم🥰
در دلم کسی جا دارد... که اکنون تمام زندگی‌ام را با حضورش حس می‌کنم. 🤍
به خاطر وجودش، خداوند مرا در آفرینش شریک کرده است... و چه افتخار بزرگی از این بالاتر...
ندیده دوستش دارم... و عاشقانه منتظر حضورش در آغوشم هستم.
هر روز با تکون خوردنت، با بزرگ‌تر شدن شکمم، بیشتر می‌فهمم که خدا چه معجزه‌ای را به من سپرده است... گاهی دستم را روی شکمم می‌گذارم و با خودم فکر می‌کنم؛ آن قلب کوچولویی که آنجاست، قرار است یک روز صدایم کند: «مامان»... 🥹
پسر قشنگم... تو هنوز به دنیا نیامده‌ای، اما تمام دنیای من شده‌ای. با هر تپش قلبت، قلب من هم عاشق‌تر می‌شود. هر روز بیشتر از دیروز بی‌صبرانه منتظر دیدنت هستم.
بی‌صبرانه منتظر آن لحظه‌ام... لحظه‌ای که برای اولین بار تو را در آغوش بگیرم، بویت کنم، صورت ماهت را ببوسم و خدا را هزاران بار شکر کنم که زیباترین هدیه زندگی‌ام را به من بخشید.
تا آن روز... تمام عشق، تمام دعاها و تمام تپش‌های قلبم برای توست. دوستت دارم، ندیده... بیشتر از تمام واژه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند. منتظرتم، عزیزترین پسرِ مامان. 🤍🩵👶🏻

پ.ن : فقط لباسم با هوش مصنوعی هست وزمینه عکاسی
#بارداری #عکاسی #زایمان #حاملگی