دوستان عزیز، یک سوال دارم ازتون، شما هم وقتی فهمیدید باردارید، همین حس‌ها رو داشتید؟
راستشو بخواید، من وقتی فهمیدم حالم یه جوری شد. اولین فکرم این بود که: “وای! بالاخره مامان شدم؟ خوشحالم؟ عاشق کوچولویی که تو دلمه شدم؟” ولی خب… جوابم منفی بود.
می‌دونم شاید خیلیا بهم خرده بگیرن، شاید بگن چه مادریه این! ولی خب، من این روزا فقط دارم گریه می‌کنم. نه از خوشحالی، نه از هیجان. از نگرانی زیاد. اونم نگرانی برای خودم، برای آینده خودم.
همین چند روز فهمیدم باردارم و از همون موقع فقط گریه کردم. خواب ندارم، همش تو فکر خودم و آینده‌امم. راستشو بخواید، بیشتر از همه، خودم رو دوست دارم و این قضیه خیلی می‌ترسونتم.خودمو سرزنش میکنم، حتی به خودم لعنت میفرستم که چرا با یک اشتباه،یک عمر زندگیمو تغییر دادم، من الان در نقطه ای هستم که در هیچکدوم از تصوراتم تاحالا نبوده. حس می‌کنم به این بچه بی گناه بیشتر حس دلسوزی دارم تا عشق.فقط دلم براش میسوزه😔
اگه شما هم اینجوری بودید، یا حس‌تون شبیه منه، لطفا اگه فقط قضاوت نمی‌کنید، بگید چطور باهاش کنار اومدید. شاید وقتی حرف بزنیم، یه کم آروم بشم.
بارداری بارداری بارداری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری بی بی چک مثبت

تصویر
۶ پاسخ

واااا پس چرا جلوگیری نکردی اینده یه بدبخت خراب کنی گناه داره
من وقتی فهمیدم باردارم از خوشحالی اقد ذوق داشتم
با اینکه سرکار میرفتم موتور سوار بودم
اینارو‌گزاشتم‌ کنار قرار میست بخاطر اینا من خودمو سرزنش کنم اتفاقا میگم بزرگ بشه باهم میریم موتور سواری
از محبت عشق براش کم نمیزارم با خودم رفیق بشه

من و همسرم کلی هزینه کردیم که مهاجرت کنیم ، همه کارهامون رو کردیم و رفتیم انگشت نگاری و منتظر جواب ویزا بودیم که من فهمیدم باردارم
به شدت آدم خوش گذرونی بودم و از همه چیم به خاطر خوش گذرونی میگذشتم جز خودم و همسرمم هیچی برام مهم نبود
وقتی فهمیدم باردارم اولش مثل شما هزارتا حس عجیب داشتم، یه لحظه دوسش داشتم یه لحظه بعد نه
خودم و لعنت میکردم ، نگران بودم میترسیدم ولی همه اینا وقتی تموم شد که صدای قلبش رو شنیدم
یهو همه حسا رفت و فقط عشق موند
عشق به کوچولویی که تو شکمم بود
از همون حاملگی تا الان هم کلی عشق و حال کردم و مسافرت رفتم و تقریبا زندگیم مثل قبله
با خودم میگم چه دیوانه بودم فکر میکردم گند میخوره به همه چیم
تازه الان همه چیز شیرین تر شده و بیشتر خوش میگذره 😊

حست طبیعیه فک کنم با اینکه خودم این حسو نداشتم بنظرم حق داری بترسی شاید فک کنی دیگ هیچی مثل قبل نمیشه ولی مطمعن باش همچی شیرین تر میشه ✨️🫀

باید تلاش کنی شوهرت رو به چنگ و دندون وابسته ی خودت کنی
مردها نمیتونن بین زن و مادر یکی رو انتخاب کنن
اونا بدون مادراشون نمیتونم

خیلی تلاش کردم باردار بشم قرار بود ماه بعدش برم برای ای دی اف وقتی تستم مثبت شد تو مسیر بودم پریودم عقب افتاده بود مرتب تست میزدم حتی نو سرویس عمومی راه تست زدم وقتی دیدم مثبت‌ انگار دنیا رو بهم دادن یعد کلی دیدن تست منفی 😅😅
گریه کردم کلییییی

شاید وقتی ب دنیا بیاد باعث بشه خیلی شرایط عوض بشه
همه چیز قشنگتر بشه

سوال های مرتبط

نگار✨️ نگار✨️ قصد بارداری
یه راهنمایی یکی از دوستام میخواد حس میکنم شما شاید؟بتونید کمکش کنید
کامنت هاتونو میخونه خودش😚
ممنون از وقتی که می‌ذارید. یه دوستی دارم که یه مشکلی براش پیش اومده که باعث شده کلاً میل جنسیش نسبت به همسرش از بین بره. قبلاً خیلی میل داشته ولی الان اینطور نیست و این خیلی نگرانش کرده. خودش می‌گه یه اشتباهی کرده و الان احساس گناه داره. می‌خواستم بدونم این سردی جنسی چقدر دائمیه و آیا راهی هست که دوباره بتونه مثل قبل بشه؟ و اینکه آیا بهتره با همسرش در این مورد حرف بزنه یا نه؟ اگه حرف بزنه، چطور باید بگه که کمترین آسیب رو ببینه؟
اون حس گناهه هم من فکر میکنم یچیزی مشابه خیانمت باشه که اینقدر رو روح و روانش تاثیر گذاشته چون یادمه چند وقت پیش میگفت یه فردی بهش پیام میده و حرفای جنسی میزنه لا به لای حرفاش احتمال میدم که بخاطر همون بوده باشه این حس گناهه



#فرزندپروری #زایمان #نینی #نوزاد #بارداری #پوشک #فرزندپروری #زایمان #نینی #نوزاد #بارداری #پوشک #فرزندپروری #زایمان #نینی #نوزاد #بارداری #بارداری