۷ پاسخ

عزیزم وقتی میخوابی همیشه یه تیکه نون ویه چاقو ویه قران بزار پشت بالشتت سرت وهمیشه ایت الکرسی بخون

من شوهرم میرفت سرکار ۱۵ روز اینجوریا من همش تنها بودم شبا مادر شوهرم پیشم میخوابید فقط شبا هم نمیترسیدم ولی خودش قبول نمیکرد تنها بمونم حتی تو بارداری تنها بودم عادیه برام

منم بودم از علائم زایمانه

تنها نمون یه مدت اگه این ترس همرات بمونه دیونه میشی
حرز امام جوادم بگیر همرات عالیه

منم همینطورم ولی سعی میکنم نترسم
فقط حموم رفتنی باید شوهرم جلو در حموم بشینه تا من برم
تنها حموم رفتنی صدای گریه بچه و جیغ و داد میشنوم میترسم

منم مثل تو بودم تنهایی بشدت میترسیدم ویتامیناتو بخور دارم میبینم کم کم دارم خوب میشم

نه من شبا شوهرم شیفته تنها میمونم ی وقتا مادر شوهرم میومدم پیشم جاشو مینداخت کنار من خیلییی بدم میومد گفتم دیگه نیاد وقتیم میگه میخام بیام از ترسش ک نیاد میرم خونه بابام

سوال های مرتبط