۸ پاسخ

من ۳ مرداد میشه ۲ ماه
۱۸ روزگی تا ۲۳ روزگی رفتم خونه خودم
رسماً دیوانه شدم اصلا نمیتونستم کارای بچه رو کنم، شب بیداری و روز بیداری هم داشته باشم، غذا هم سر ساعت آماده کنم، خونه هم مرتب باشه
نمیتونستم همه اینکارارو انجام بدم خیلی بهم فشار اومد از اون موقع رفتم دیگه برنگشتم خونه
گفتم واکسن دوماهگیشم بزنم بسلامتی چند روز بعدش میرم

اولش که میخوای فاصله بگیری خیلی ترسناکه ادم انگار نمیدونه قراره با این موجود کوچولو چکار کنه ولی ۲ ۳روز اولش سخته بعدش درست میشه
به خودت این اطمینان رو بده که هروقت خواستی میتونی بری دوباره بمونی پس نگران نباش

حالا خوبه توخودت میری 🤣مامانم ازدست من اسیر شده من همش میگم به مامانم تو بیا من وسایل زیادباید بیارم سخته،بیشتروقتا مامانم میاد،تا میام به خودم بگم از پسش برمیام تنهایی همون روز بچه غوغا به پامیکنه استرس میگیرم

آخی قدر این روزا و داشتن نعمت مادر رو بدونید،من که ۵ ساله ندارمش 😔و بعد از یک هفته خودم همه کارای خودمو بچه رو کردم.

منم مامانمو نگهداشتم نمیذارم بره میترسم
بره هم باهاش میرم
نمیدونم تاکی قراره اینجوری باشم

مطمئن باش وقتی مسئولیت روی دوش خودت بیفته به بهترین نحو انجامش میدی
تا وقتی حس می‌کنی نیاز داری برو خونه مامانت و ازین بابت اصلا نگران نباش
من سر بچه اولم تا چهار ماه در رفت و آمد بودم الان دو هفته نشده خودم تنهایی کاراشون رو میکنم
فقط خودت مهمی به بقیه چیزا اصلا فکر نکن

من هنوز خونه خودم نرفتم

نگران نباش از شرایط لذت ببر

سوال های مرتبط