پسرم هفته دیگه سه سالش تموم میشه هنوز پوشکش میکنم خیلی سر دستشویی رفتن مقاومت میکنه بدش میاد گریه میکنه مخصوصا پی پی داشته باشه انقد ب خودش میپیچه انقد گریه میکنه تا اخرش مجبور بشه پی پی کنه نمیدونم چطوری از پوشک بگیرمش البته وقتایی ک پیش خودم بود خوب بود ۴۰ روز بردنش اونجا برگشته بدتر شده از اون بدتر اینکه از بچه ی عموش یاد گرفته هر وقت گریه کنه عوق بزنه دیروز بردمش حموم خواستم موهاشو بشورم زد زیر گریه عوق زد هرچی خورده بود بالا اورد خیلی اعصابم خورد شد بعدشم گاهی اوقات یهو میره تو فکر خیره میشه به یه جا بعدش چشماشو میبنده و بغض میکنه هرچقد هم باهاش حرف میزنم هیچی نمیگه دیشب تو ماشین داشت آبنبات میخورد یهو ابنبات رو انداخت و اینجوری کرد خیلی ناراحت شدم سریع رفتم سوپر مارکت براش کلی خوراکی و تخم مرغ شانسی و توپ خریدم خوشحال شد این بچه این وسط مونده داره اسیب میبینه نمیدونم چیکار کنم از یه طرف خودم توانایی مستقل شدن و نگهداریشو ندارم از یه طرف هم اونا نمیتونن نگهش دارن بخوامم برگردم زندگی کنم ک اصلا دیگه امکان پذیر نیست دیگه دو دفه صیغه طلاق بینمون خونده شد من تا اون موقع هنوز ب زندگی امیدوار بودم دیدم خوشحال اومد گفت میخوام برم دبی اقامت بگیرم صیغه طلاقم بخون دیگه برای همیشه قیدشو زدم اگه الانم میگه برگرد فقط بخاطر اینه ک برم کلفتیش رو بکنم بچه ش رو بزرگ کنم ازم استفاده کنه چند سال دیگه بگه برو ب سلامت بازم منو روانی میکنه تازه حالم داره خوب میشه

۹ پاسخ

عزیزم اشکال نداره اصلا عجله نکن بذار از لحاظ ذهنی آمادگی گرفتن از پوشکو داشته باشه
سعی کن حواسشو پرت کنی ببرش بیرون بازی کن باهاش برنامه کودک ببینین باهم تا یه مدت تایمتو بذار رو بچه نذار تو این حالو هوا بمونه تا دیدی داره میره تو خودش سریع حواسشو پرت کن ایشالا یه شغل عالی پیدا کنی بتونی با پسرت دو نفری خوشبخت و خوشحال کناره هم زندگی کنین فقط سعی کن اول تا یه مدت با پسرت بگذرونی بعد دنبال سفت و سخت دنبال یه شغل بری

انشاالله خدا جواب این بدیای که به تو کردن را بده،،،به نظرم اکه خیلی بهت گفت برگرد ،،بگو نصف اموالش بزنه به نامت و حق طلاق هم بگیر و بعد برگرد ،اینجوری حداقل یه چیزی داری ،،و به نظرم اگه از یهمشاور کمک بگیری که تو دادگاه چی بگی که زودتر باباش بیخیال بچه بشه خیلی بهتره

ببین تو الان باید فقط به فکر ی کار باشی
برو ناخن کار
یا خیاطی
یا مهد کودک
ببین بتونی کار پیدا کنی
میتونی پسرت و بزاری مهد بری سرکار
اینطوری همه چی رو روال میوفته
هم خودت سرگرم میشی هم پسرت میره مهد هم زندگیتو میسازی
قید اون مرد و بزن اون کلا دو قطبی ی روز میگ بیا ی روز میگ برو

الهی😔
خدا جواب بابای خوش گذرونو بیخیالشو بده ک بچه رو عذاب میده انقد

هرچقدرم تحت فشاری پیش خودت نگهدار
کار پیدا کن هزار جور‌کار هست
پدرشم باید نققه بده
با تو باشع یارانشم هست
این سن که دیگه خرج‌بچه کمه پوشک و شیر نمیخواد یه لقمه غذاس دیگه

الهی بچه گناه داره . الان از پوشک نگیرش

ایشالله باباش بیخیالش بشه گورشو گم کنه بچه گناه داره عذاب میبینه

خواهشن به حرف خانومای اینجا برای زندگیت تصمیم نگیر خودت بشین قشنگ سبک سنگین کن اخلاقتو با شوهرت عوض کن هرچی ب صلاحت باشه رو انتخاب کن اکثر خانومای اینجا اصلا نمیدونن قهر چیه ک راحت میگن طلاق

عزیزم خصوصیتو‌ چک میکنی

سوال های مرتبط

مامان محمدحسین🧸 مامان محمدحسین🧸 ۳ سالگی
خانوما به دادم برسید ، به حدی اعصابم خورده که می‌خوام سکته کنم،بیشتر از سه هفته هست که دارم تلاش میکنم پسرم و از پوشک بگیرم پیشرفت که نکرده هیچ از دیروز تا حالا پسرفت هم کرده! به هرررر روشی که بگی و مامانای اینجا یادم دادن متوسل شدم انگار نه انگار تو شلوارش جیش و پی پی می‌کنه 😭 دیشب جایی دعوت بودیم چقدر باهاش حرف زدم که جیشتو بگو فلان رفتیم اونجا هر چی خواستم ببرمش دستشویی نیومد گفت جیش ندارم اخر رو فرش خونشون جیش کرد😢اینقدر خجالت کشیدم و عذرخواهی کردم که نگو، نمیشد هم نریم خونشون وگرنه من از خدامه هیچ جا نرم، دوروز پیش خودش پی پیشو تو دستشویی کرد بعد از سه هفته مقاومتش ، کلی خوشحال شدم تشویقش کردم خیال کردم یاد گرفته دیگه راحت میشم الان باز از دیروز تاحالا لج کرده نمیاد دستشویی حتی برا جیش کردن! امروزم از صبح تا حالا جیش نکرده نگرانم😭 بردمش تو دستشویی گفتم بزار به زور نگهش دارم تا جیش کنه اما فقط گریه کرده و جیغ زده که نمیخوام جیش کنم، دیگه تا مرز جنون رفتم امروز اینقدر تو سر خودم زدم و گریه کردم که حد نداره، واقعا دیگه نمی‌کشم اصلا عجیبه این بچه 😓
مامان حامی مامان حامی ۳ سالگی
سلام مامانا من پسرمو ۵ روزه مونده بود ب تولد ۳ سالگیش از پوشک گرفتم قبلش خیلیا بهم میگفتن زودتر از پوشک بگیرش پوشک گرونه نمیدونم عفونت میکنه زشته جلو بقیه ک‌ بچه با این سن پوشکه انگاری ک ۶ سالش بود بچم🤣البته منم قبل تر شروع کرده بودم ولی واقعا باهام همکاری نمیکرد یعنی من هرچی تقلا میکردم ک زود ب زود ببرمش دستشویی اون بیشتر مقاومت‌میکرد جوری شده بود این راه اتاق تا دستشویی رو تو بغلم مشغول یا کشیدن موهام بود یا چنگ زدن بدنم ک ب هر طریقی میخواست مانع بشه ک ببرمش دیدم اینطوری نشه هن خودش اذیت‌میشه هم من بماند حالا این وسطا گاهی ک دستشویی جیش نمیکرد از لج بازی میاوردمش بیرون تا شلوارشو بپوشم تو خونه جیششو‌ میزد.دیگ تصمیم گرفتم ب حرفای بقیه گوش ندم و صبرکنم ب موقعش تا اینکه بالاخره قبل تولد ۳ سالگیش تونستم از پوشک کامل بگیرمش فقط ۲ روز اول ی بار تو شلوارش جیش کرد ی بارم نتونست شماره ۲ رو کنترل کنه و تو شلوارش زد از اون روز تا الان راحت هم جیششو میگه هم شماره ۲ رو نیازم نیس زود ب زود برمش دستشویی امروز خودش ساعت ۷ بیدارم کرد مامان پی‌پی.نمیدونید چقد خوشحال شدم انگار تموم دنیارو یهم دادن یعنی من اورستو فتح میکردم اینقد خوشحال نمیشدم ک با گفتن پی پی این بچه خوشحال شدم.و این بود تجربه من