وا خب چ ایرادی داره؟ یکی میاد از وابستگی بچش میناله یکیم اینجوری
برو استفاده کن خواهر من از این فرصت برو واسه خودت باشگاه خرید اینور اونور
نترس نمیره بچخ اونا بشه ک
دختر من وابسته شدید به خاهرمه ینی یجا باشه فقط چشماش اونو میبینه والا من خیلیم خوشحالم
چون باهمین اینجوریه
علاوه بر پسرت شوهرت تخص تره!!
اول شوهرتو درست کن بعد بچتو..
راهی نداری یا جدا بشین
یا کمتر بزاری بره
یاهم که بزن به بیخیالی
اره نزار جلوشون بگیر با مادرشوهرت صحبت بکن عمو با مادربزرگ منم باهم زندگی میکنن پسرشون ک بدنیا اومد همش پیش اونا بود الان انقدر اخلاق پسرعموم بده تخص شده هیچی نمیش بهش گفت بخاطراینکه تا چیزی بهش گفتن رفته پشت اونا قایم شده اصلا این موضوع شوخی بردار نیست تربیت بچه هرچقد غلط هم باشه دست مادر پدر نه کسی دیگ
عزیزم با تمام وجود درک میکنم چی میگی چون خودم این روزا رو گذروندم .فقط دو تا راه داری یا باید خودتو بزنی به ببخیالی و با خیلی از شرایط کنار بیای یا باید ازشون دور بشی و خونه تونو جدا کنین
والا بچه منم همین میره خونه پدر شوهرم دیگه مادر پدر نمیشناسه
هی میگه مامان جون بابا جون اوناهم جونشون واسش در میره
والا بنده خدا نگهداری میکنه بده؟
برو به خودت برس استراحت کن
من شاغلم بودم مادرشوهر خواهرشوهرم حاضر نشدن دست به بچم بزنن میگفتن ما نمیتونیم بچه کوچیک بغل کنیم
تا همین الآنشم یه ساعت رو هم رفته بچه منو نگرفتن.
دلیل حساسیتت چیه واقعا بزار کمک کنه ببره نگهش داره یه نفسی بکش.
فقط یه باز خواهر شوهرم مهربون شده بود اونم سرماخوردگی گرفته بود مث چی سرفه میکرد گرفته بود دخترمو پشت هم می بوسید.
جادوگر ندیدی هنوز 😅
واقعا فازتون چیه🤦♀️خوشی زده زیر دلتون بخدا...حالا من کسیو ندارم حتی ی ده دقیقه ام بچه ام پیشش باشه از بس بهم وابسته....برو زندگی کن خواهر...به رابطه مادرشوهرتم حسادت نکن😅
میفهممت،من نذاشتم از حد بگذره ببین دوست دارن عاشقشن مواظبشن عین چشماشون ولی نذاشتم از حد بگذره ، شوهرمم پشتمه مهم اینه مثلا نذاشتم جدا از من بخوابن بدون من بیرون ممنوعه،هر کاری باید از من اجازه بگیرن وگرنه با شوهرم جنگ و اعصاب خوردی شدیدی میگیرم ،اولا شوهرم میگفت چه اشکال داره ولی من کوتاع نیومدم
ببین درکت می کنم خیلی حس بدی داری ولی یه لحظه فکر کن الان به جای اینکه پیش مادرشوهرت باشی پیش مادر خودت بودی و پسرت با مامان خودت صمیمی بود و وابسته بود ایا ناراحت میشدی؟؟؟ به نظرم بچه ها خیلی باهوش هستن تا محبت نبینن تا متوجه حس دوست داشتن از طرف مقابل نشن وابسته نمیشن حتی بغل کسی ک دوست داشتنش از روی دل باشه هم نمیرن چ برسه وابسته بشن خیلی خوبه یه نفر هست ک بتونی بهش اعتماد کنی روزی یکی دو ساعت بچتو بسپاری بهش و برای خودت باشی کاراتو بکنی با خیال راحت حموم بری ظرف بشوری غذا درست کنی جمع و جور کنی خیلی خیلی خوبه به نظر من...
یکم گاردتو کم تر کن نسبت به خانواده شوهرت انشالله آرامش میاد توی زندگیت
خب مادربزرگشه چه اشکالی داره اخه چرا انقد حسادت میکنید
منم با مادر شوهرم زندگی میکنم کلا من میگم ن اون ساز مخالف میزنه / میخواد بچه رو به هر روشی شده سمت خودش بکشونه خیلی رو مخه
با شوهرتم باسیاست صحبت کن بگو دوست دارم رابطه بچه اول با خود ما خیلی محکم باشه به ما وابسته بعد به مادربزرگش ، مادربزرگشم محبت میکنه حسابی بهش خیلی هم خوبه اما رابطه خودمون باید محکم تر باشه و از این حرفا
حق میدم بهت و حستو درک میکنم
سعی کن تو خونه سرگرمش کنی نشد ببرش بیرون تا کمتر بره پیش مادرشوهرت
انقدر به بچه ات محبت بکن سیراب بشه جای تورو هیشکی نمیتونه بگیره ، اگه میتونی هم سعی کن زیاد نره پیشش
بچه منم اونجوریه فعلن کاری به کارش ندارم شاید بعدن یه فکری بردارم نمیدونم چیکار کنم
اره پسر منم وقتی میریم خونه اونا اصلا انگار من نیستم
و اونا هم خوششون میاد که منو نمیبینه پسرم
منم همینو مشکلو دارم
اون اخریا هشتکه؟؟؟؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.