۷ پاسخ

معلومه ویلایی بهتره ولی قیمتش خیلی بالاتره

من خونه قبلیم آپارتمانی بود از بابت امنیت خوبه ولی از بابت راحتی سخت بود مهمون داشتم باید خیلی رعایت میکردیم یا بچم خیلی نمیتونست تو حیاط بره یا خودمون از حیاط هیچ استفاده ای نمیکردیم. ولی الان خونه ویلایی گرفتیم راحت شدیم همه چیز در اختیار خودمون هست

بچه داری آپارتمان اشتباهه مخصوصا بدونی سروصدا دارن بری،اپارتمان هرروز یکی سرت آوارمیشن واعتراض،اعصابت خرد میشه...
منکه توبه کردم حالا ما۳طبقه هستیم دایما صابخونه شاکی،بچه رو که نمیشه دست پاش،بست بخدا میگی هم آروم بدتر میکنن

فقط ویلایی

هر آپارتمانی یه مشکلی هست همسایه هات باید خوب باشن مدیر ساختمون بموقع به مسائل ساختمون رسیدگی کنه‌ بعضی آپارتمانا کلن بی برنامه ان باید تحقیق کنی ببینی جایی که میخوای بری چجورین

والا به من باشه ویلایی
ولی خب بقول خودت هم محیطش خوب باشه هم ساختش

من کلا خونه آپارتمان دوست ندارم
ویلایی رو بیشتر می‌پسندم
اختیار به زندگیت رو داری و هرکس تو آپارتمان بوده همیشه یه موردی هست که ناراحت باشن

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۵ سالگی
مامانا لطفاً اگه تجربه مفیدی دارین درباره سوالم جواب بدید...
وقتی می‌رید خونه مادر شوهرتون و بچه های خواهر شوهرتون و برادر شوهرتون با بچه تون بازی نمی‌کنن
حرصش میدن یا باهاش دعوا میکنن و کتک کاری میکنن
شماها چیکار. میکنید
من دلم میسوزه برا بچه ام خیلی ناراحت میشم قیافه ام هم تابلو میشه ک ناراحتم
چند روز پیش بچه خواهر شوهرم ک همسن پسرمه س بار پسرمو زد من هیچی نگفتم بار آخر رفتم لپشو یواش کشیدم گفتم پسرمو نزن اونم یهو جییییغ و داد ک زندایی منو زد .... حس کردم خواهر شوهرم ناراحت شده بعدش با جاریم نموندن برا شام و رفتن
مادر شوهرمم گفت بهتر بزار برن بچه هاشون اذیت میکنن
البته خواهر شوهرم با من رابطه اش خیلی بهتر ه تا جاریم
البته همیشه پسر خواهر شوهرم با پسرم دعوا میکنن و هولش میده اذیتش می‌کنه ولی پسرم دوستش داره
منم اکثر وقتا ب رو خودم نمیارم میگم بچه اس اونم با اینکه پسرمو اذیت میکنه
اما اون روز واقعا عصبی شدم از دستش
بنظرتون من بیشتر حق داشتم ناراحت بشم یا خواهر شوهرم
مامان پرروچه مامان پرروچه ۵ سالگی
سلااام مامانا یه سوال دارم از شما به عنوان مادر، خواهشا از دید روانشناسی جواب ندید

ما دیروز ختم بودیم، تعداد بچه ها حدودا ۶ ۷ تا بود که یکیش هم دختر من بود و چندتایی از نوه های صاحب مجلس بودن
یکی از اقوام هیچ وقت بچه اش رو هیچ جا نمی‌بره به دلیل این ک شیطنت خیلیی زیاد داره... این سری به جز ایشون چند نفر دیگه هم نیاورده بودن و گفتن ک شلوغه و گرمه و.... بچه اذیت میشه ولی من کسیو نداشتم ک بذارم پیشش و همراه خودم بردم
دخترم و بقیه ی بچه ها بازی میکردن ک همین مادری ک میگم بچه اش هیچ جا نیست، شروع کرد ب غرغر ک بچه اشون رو هیچ نمیگن... سرمون رفت... تربیت کردن بلد نیستن...
من خیلییی بهم برخورد، چندباری هم تذکر دادم ولی خب بچه است و از طرفی نوه های خود صاحبخونه هم بودن و اونا هم بازی میکردن و صاحبخونه بهشون نمی‌گفت ساکت باشید... وقتی همه ی بچه ها بازی میکنن و ۱دا دارن، چرا این فرد باید به سمت من نگاه کنه و همچین چیزی رو زیر لب بگه؟؟

البته مادر بچه های دیگه هم اخطار داد.... ولی خب شما میدونید ک بچه ها گوش بده نیستن و بازی صداشون بالا میره

این خانمی ک غر میزد هم خودش ۲۶ سالشه و سن بالا نیست

شما جای من بودید چیکار میکردید؟ چه واکنش یا جوابی میدادید؟
من ک کاری نکردم و سعی کردم خودمو ب نشنیدن بزنم

آها یادم رفت مادر این خانم هم بودن و حرفشون رو تایید میکردن با کله....