۱۶ پاسخ

عزیزم ادم روزای سخت اطرافیانشو میگذره
برای زردی هم پسر منم زردی داشت بردمش مطب یه قطره داد خوب شد

عزیزم مادرت پس کجاس تو این موقعیت کنارت باشه، مواظب باش بخیه هات عفونت نکنه....

حالا بخاطر شما یکم صبر میکردن من بودم جمع میکردم میرفتم خونه مامانم وظیفشونه نگه دارن باز نمیشه از مادرشوهر توقع داشت

کاش نزدیکت بودم لااقل برات غذا میپختم میاوردم
خودت زنگ بزن بگو بیان

خوبی ک از حد بگذرد نادان خیال بد کند بنظرم نباید ب این جور ادما خوبی کرد ، خدا ایشالله بهت کمک کنه عزیزم این روزاام میگذره برات

خدا کمکت کنه❤️

نامزدی هم نرو بنظرم
بذار تا بفهمن تو الان روز سختته و نیاز به کمک داری
و ازشون ناراحتی

اگه دوستی فامیلی یا کسی که بتونه کمکت کنه اطرافت هست زنگ بزن بیاد کمکت
تو الان بهتره استراحت کنی
حتی شده همسایه رو بزن بگو بیاد کمکت

خیلی سخته تنهایی

الهی بگردم تازه هم زایمان کردی خیلی سخته تنهایی

بهتره به زبون بیایی وبگی که بیان کمکت ، اگرم نیومدن بدون میگذره این روزا ، خدا توانشو میده

عزیز دلم کاش خودم نزدیکت بودم
عزیز دلم همه ما مشکلاتی داریم زیاد خودتو توی مشکلات غرق نکن
تا چند پقت طول میکشه تا قلق زندگی جدید دستت بیاد اروم باش

پسرتو دکتر بردی دستگاه ندادن خب ازشون بخواه بیان کمکت این نامردی که کمکت نکنن

عزیزم خیلی سخته اینجوری واقعا مادرتم نیستش بیاد کمکت؟ مادر بزرگی خاله ای کسی؟ خیلی سخته اینجوری کاش ی کمکی بگیرین برای چند روز

برای نامزدی خاهرتم کاش چند مدت صبر میکردن حداقل یکم سر پا میشدی شما

الهی بگردم ،حق داری کلافه و ناراحت باشی، خدا انشالله توانتو بیشتر کنه

ببخشید پس مادرتون کنارتون نبوده عزیز جان؟

سوال های مرتبط

مامان دیانا🩷 مامان دیانا🩷 ۲ سالگی
دیانا خیلی جیغ میکشه بعضی وقتا خیلی شدید میشه جوری ک اصلا قابل کنترل نیست منو میزنه موهامو میکشه بعد میاد بغلم میکنه بوسم میکنه وقتای ک جیغ میکشه بغلش میکنم میخام آرومش کنم اما بدتر میشه منم جیغ میکشم سرش خودم ناراحت میشم همه ام میگن بخاطر اینکه من عصبیم اینجوری شده اما بخدا من از قصد عصبی نمیشم رفتم قرص خریدم خوردم ک ارومشم عصبی نشم اما هیچ کس نیست منو درک کنه امروز رفتیم بیرون با خانواده شوهرم بهش میگم بچه رو نگه دار من برم یکم دور بزنم رفتم اومدم بهش میگم دیانا اذیت نکرد برگشته تو جم میگه اصلا یادتونبود اصلا بازی می‌کرد کسی نبود سرش داد بزنه 💔💔💔💔یجور میگه انگار من مادر بدیم مگ من مرض دارم بچه رو بزنم یا داد بزنم سرش خیلی حالم بده از طرفی افسرده شدم وزنم رفته بالا یه دیقه میخندم یدیقه بد سر یه چیز کوچیک گریه میکنم
واقعا من مادر بدیم بنظرتون هیچکس نیست چرا منو درک کنه چرا همه فشار میارن بهم واقعا جاریم برگشته میگه من ۳ تا اوردم تو از پس یکیش بر نمیای خیر سرش زنه یه زره درک نمیکنن ادمو تا الان ک دینا دوساله یبار درحد چند ساعت نشده بچمو باباش نگه داره دوماه دندون درد دارم یه روز بخاطر من از کارش نمیزنه ک من برم دندونمو درست کنم بعد ادعای پدریش میشه حرف زیاده آدم نمیدونه از کدومش بگه