۱۰ پاسخ

گزینه یک، در گزینه ی یک در صورت طلاق و حضانت مهریه تو میبخشی در گزینه ی دو مهریه بهت نمیده به قول خودت چندر غاز میخواد بده برای طلاقم اذیت میکنه پس در هر صورت رو مهریه نمیشه حساب کرد پس همون گزینه ی یک بهتر و عاقلانه تره چون لااقل حق طلاق و حضانت رو داری و راحت میتونی جدا شی دخترتم پیش خودت میمونه برای گذران زندگیتم میگی شاغلی و از پسش بر میای

گزینه یک

مورد اول که حضانت بگیری و بچه حتما حتما پیش خودت باشه

خیانت های مکرر
دست بزن
دخالت خانوادش
زندگی در ساختمان پدرش
دروغ و پنهان کاری های زیاد
اذیت درخرجی ونفقه
و....

عزیزم تو خودت استقلال مالی داره گیر شوهرت نیستی و تو مورد اول تو حق طلاق و حضانت بچه تو بگیر تا دیدی دست از پا خطا کرد خیلی راحت بچه تو بردار و طلاقتو بگیر چون میدونم که از طرف خانوادتم اذیتی ولی مورد دوم با بردن بچه اذیتت میکنن از طرفی خونواده اذیت میکنن همون اولی رو قبول کن

بستگی داره که میخوای بهش فرصت بدی یا نه، اگه دلت به اینه که فرصت بدی خب گزینه اول بهتره، ولی به شرطی که واقعا حق طلاق و حق حضانت رو بگیری ها، نه اینکه اینم بپیچونه
اگه دیدی هی بازی در میاره و حق رو نمیده و اذیت می‌کنه گزینه دوم رو برو

چرا میخای جدا شی دلیلت چیه؟بچت تورو میخاد یا باباش رو ؟حق حضانت رو بهت نمیده باباش و اینم بگم فک نکن چون شاغلی میتونی از پس خرج بچت بربیای ،من مربی رانندگیم جدا شده بود عوض مهریه اش دختر و پسرش رو برداشته بود اما ب سختی زندگی میچرخوند بعد وام برداشت بعد شوهرش سمتش اومد وقتی برگشت رو هوای اینک قسط وام رو شوهرش بده چون واقعا کم آورده بود شوهرش هم زد مریض شد زنه بدبخت موند با یه شوهر مریض و ۲ تا بچه و یه زندگی‌ی ک واقعا نیاز ب کمک مالی داشت شوهرش مرد و واقعا سختش هست و ب سختی امورات زندگی میچرخونه
میخای طلاق بگیری باشه قبول میخای حضانت هم بگیری خب گرفتی فکر هزینه های بچت خودت زندگیت رو کردی ؟ببین شاید با حرفهای من تو یا بقیه بهم بپرین ک مجبور نیستی زندگی تحمل کنی مجبور نیستی سختی تحمل کنی ولی ب بعدش فک کن اینده نگری کن
با خودت چند چند هستی ،تو عاشق شوهرت هستی ولی اون ب اندازه تو نه ،در کنار تمام بدی هاش خوبی هایی هم داره و فقط برای اینک غرورت خراب نشه تظاهر ب نفرت میکنی ک این درست نیست
از ب خونه بابا اومدن پشیمون هستی ولی غرورت نمیزاره البته حق هم میدم ولی خب از غرور برای ادم نون و اب نمیشه
ب نظرم با شوهرت بیرون یه قرار بزار تو یه کافه ای رستورانی جایی با آرامش صحبت کنین تو از مشکلاتت بگو اون بگه و بهش بگو ک داری در کنار تمام بدی هایی ک بهت کرده بازم بهش فرصت میدی ولی این اخرین فرصت هست
گاه ما زن ها از روی احساسات تصمیمات نابجایی میگیریم
نگو غرورم چی چون زندگیت جلوتر از غرور هست دخترتون دلیل اصلی زندگیتون هست ک تو بخاطر دخترت بیخیال غرورت میشی
بازم خودت میدونی

با چیزایی که این مدت ازت خوندم خودتم با همه این چیزا دلته زندگیت بهم نخوره ،یه چیزایی بگیر برگرد خودتم راحت کن

عزیزم اگ زندگیت خوب نبوده و زیاد سختی کشیدی و ی درصد دیگ دوسش نداری و هر طور شده طلاق بگیر و جدا شو

یه فرصت دیگه بهش بده انشالله که درست شده

سوال های مرتبط

مامان ایلین مامان ایلین ۵ سالگی
مامان رایان مامان رایان ۵ سالگی
مامان امیرمهدی مامان امیرمهدی ۵ سالگی