۱۰ پاسخ

همدردیم گلم.. بچه منم یک در هزار اگه تو مهمونی خوب بمونه وگرنه پدرتو درمیاره

چون می دونن کسی هست زیاد نمیشه بهشون حرف زد هرکاری ک نباید رو انجام میدن

ن خداروشکر من یه چشم غره برم حساب کار دستش میاد.کلا زیاد دعواش نمیکنم یه اخم کارو جمع میکنه گهگداری هم میزنه به اون در سعی میکنم اروم باشم و کاری نکنم بقیه هم بلاخره بچه دیدن میفهمن و درک میکنن

بچهای منم وقتی جلو مهمون حرف نمیدن.
حرف نمیزنن. دعوا نمیکنم. ولی وقتی تنها میشیم. دعواش میکنم یا تنبیه

ماهم همینیم بخدا منم دلم میخاد بگیرم ی دل سیر بزنمش اما خودمو کنترل میکنم ینی ن تنها لج من لج بقیم درمیاره دیشب مهمونی بودیم بچه خاهرشوهرم ازش کوچیکتره اصلا اینطور نیس پسر من هزار بار رف از مبل پشت برادرشوهرم خودشو انداخت تو باز بالا رف افتاد بیرون اخر من حواسم نبود برادرشوهرم دسشو محکم کشیده گفتش نکن اینم گریه افتاد

آریا هم تازگیا مهمون که میاد خونمون تمام دل و روده خونه رو میاره میریزه جلو مهمون وسایل تو کابینت کمد خودشم که بد و بی ادب میشه چیزارو پرت میکنه حالا وقتی خودمونیم آروم ساکت دراز میکشه یا با خودش بازی میکنه😐😐😐

طبیعیه سخت نگیر

همه همینن ب خدا😣

واییبیی منم همین بدختی دارم اقددندونام روهم فشارمیدم

پسرمن چون توی هردوتاخانواده تکه هرکسی میاد خونمون سریع ازشون می‌پرسه از خونتون بیرونتون کردن که اومدین خونه ما؟(اینو ازمادرشوهرم یادگرفته چون هروقت می‌ره خونشون بهش میگه از خونه بیرون کردن که اومدی خونه ما وگرنه تونمیای) یکی دیگم مثلا طرفی که اومده خونمون یه نیم ساعتی بیشتربشینه هی بهشون میگه نمیخواین برین خونتون؟پاشین برین دیگه من می‌خوام بخوابم یاغذابخورم. یام میگه ساکت باشین دیگه چقدر حرف می‌زنین سرم رفت منو میگی انقدررررر حرص میخورم هزاربارم بهش گفتم نباید به کسی که میاد خونمون چیزی بگی ولی بازم کارخودشو می‌کنه و اینم بگم طرف می‌دونه که ما خودمون چیزی تودلمون نیس وبچمم روحساب اینکه همیشه تنهاست اینجوری میگه ناراحت نمیشن حتی سربه سرش هم می‌زارن

سوال های مرتبط

مامان نفسم مامان نفسم ۵ سالگی