۴ پاسخ

عزیزم حق داره بچه تو خونه های اپارتمانی ما ادم بزرگا خسته میشیم احساس خفگی بهمون دست میده چه برسه به بچه

پسرت که بچه هست وگناهی ندارم اون عاشق بازی هست معلوم که کوچه روخیلی بیشترازخونه دوست داره یابایدخودت ببری بیرون سرگرمی کنی یامادرشوهرت کمتربره حالا بعضی روزابچت هم بره بازی کنه خوبه ولی خوهرروزباشه خودت کلافه میشی

قانون بزار متلا کلا محدود نکن ولی در طی روز بزار ی نیم ساعت اینا بازی کنه ب مرور اگ راه اومد باهات تایم اش رو کم کن یا ی روز درمیون کن.. بچه همسایتم اگ زیاد بیرون نیاد بیشتر بچت باهات راه میاد.. قانون بزار از تایمی ب بعد اصلا نمیشه بیرون بره. حتما سفت و سخت رو حرفت وایسا وگرنه بچت حساب نمیبره .چ خبره اخه..اگ همین بچت ک هم سن پسر منه. والا من میترسم بیرون بره موتوری چیزی دزدی.... البته چون شرایط بیرون دیده عادت کرده ک ازاول نباید میرفت
.. براش کارتوت مناسب سن بزار حداقل روزی دوساعت رو ببینه بعدش کلاسم ک مبگی گذاشتم ی تایم هم خودت بازی کن واقعا سخته میفهمم هم بره ماها هم بره بچه ک تنهان اذیت میشن تو خونه..سعی کن هفته ای سه بار ببریش پارک ...با باباشم هماهنگ کن حرف هردوتون ی چیز باشه حتما هردو اجازه بیرون رفتن تو شب رو ابدا ندید..پسر همسایت چن سالس؟ اگ با ماماتش اوکیه هماهنگ کن بگو یکم اونم محدود کنه حداقل ی مدت تا بچت عادت کنه شبا بیرون نباشن...البته اینم واسه وقتی ک خانم همسایتون بهش برنخوره و درکتون کنه

سلام مثل دختر منه
دختر من وقتایی که باهاش بازی میکنم میگیم میخندیم خیلی خوب میشه صمیمی میشه باهام

سوال های مرتبط

مامان فنقلی مامان فنقلی ۵ سالگی
خانوما ببینین حرف من اشتباهه یا نه

طبقه ما ۸ واحده بعد هرکسی درو باز میکنه سریع پسرم میره درو باز می کنه ببینه کیه البته باباش اجازه داده اولین بار پرسید باباش گفت برو من اجازه ندادم بعد دیه گوش نمیکرد می گفت بابا اجازه میده من کلا اجازه نمیدم یه مدت یاد گرفته بود به باباش می گفت برم دمپاییمو بزارم جا کفشی یا دوچرخمو ببینم که بتونه بره
امشبم رفت میگم چرا بهش میگی برو بده هرکسی اومد سریع ببینه کیه فضول میشه میگه اشکال نداره بهتر از دروغگو بشه
من یک بار نشستم برای بچه توصیح دادم که اگر در خونه مارو زدن درو باز کن در بقیه صدا شنیدی نباید بریم دم در یا الکی رفتن بیرون بهانه چیز دیگه نباید بری دم در
یکیم غذا رو با دست میخوره پسرم مثلا ماکارونی فرمی با دست جدا میکنه میخوره بازم باباش بهش گفته میگه اشکال نداره با دست بخور
وقتایی نیست حرف گوش نیده وقتایی هست پسرم میگه من حرف بابارو گوش میدم میگم بد تو این سن با دست بخدره جدا کنه
دیگه معمولا جلو همسرم چیزی نمیگم فک کنم پسرمم فهمیده جلو اون حرف منو گوش نمیده