با لبخند میندازم پشت گوش😁
و منی ک فقط حرص میخورم از الان ک چجوری میخام بعد زایمانم با این همه آدم سر و کله بزنم
براهمه این مشگل پیش میاد چون هنوزتوبچه داری وارد نیستی نظراتشونو میگن هیچی نگو لبخند بزن وکارخودتو بکن
اهمیت نده عزیزم کاریکه دکتر میگه ارو انجام بده، اصلا اهمیت نده، مهم خودت وشوهرت هستین که دارید بچه اتونوبزرگ میکنین بقیه ارو با حرفاشون بزارید پشت در خونتون!
من به توصیه ی پزشک برای کنترل رفلاکس شیر خوردن بچه م رو منظم کرده بودم، خانواده ی شوهرم هر هفته دور هم جمع میشن، خواهر شوهر احمقم هر بار میدید بچم یکم غرغر میکنه میگفت این گشنشه شیر بده بهش بعد بالای سرم می ایستاد و هی روی حرفش پا فشاری میکرد تا من اعصابم خورد میشد و میدادم طوری که گاهی تا برگشتن به خونه سینه م ملتهب میشد انقد که شیر داده بودم! توی عید چند روز پشت سر هم همدیگه رو توی دعوتی ها دیدیم و اون هر بار همونجوری رفتار میکرد الان کاملا نظم شیر خوردن بچه م بهم ریخته و هر جا و هر لحظه شیر میخواد من نمیدونم دو روز دیگه که بخوام برم سر کار باید چکار کنم از اینا هم که بگذریم رفلاکس بچه م بیشتر شده ولی بازم اون احمق نمیخواد بپذیره بخاطر روش شیر خوردن بچه ست تزهای دیگه ای هم میده و از هیچ فرصتی برای دخالت دریغ نمیکنه حتی وقتی دارم بچه رو عوض میکنم میاد بالای سرم می ایسته...! هر روز بابت این کارش و اون رفتاراش نفرینش میکنم. واقعا از خودش و تزهایی که میده و طرز تفکرش بیزارم.
من از ترس خارسو جرات ندارم شیرخشک بدم ازبس نظرمیده
من مادرشوهرم اصرار داشت شیر خودم بدم
ولی من شیرم نیومد ک نیومد
ولی اون میگفت من انگار نه انگار ک میشنوم حتی حرف میزد نگاش نمیکردم
فکر میکردم نمیشنوم یا حواسم پیش بچه س حداقل تا شبش هیچی نمیگفت
بخندو بگذر
من هرچی میگن با لبخند میگم باشه
ولی کار خودمو میکنم
هیچی والا همش گریه میکنم به خاطر این موضوع
عزیزم همینه
باید بی تفاوت باشی
منم خیلی دلگیرم
ولی اهمیت نمیدم کار خودمو میکنم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.