۱۰ پاسخ

دقیقا مادرشوهرم....
من چن بار جلو روش به دخترم گفتم
مامانی ببین هر جا مامان رفت باید همراهش باشی،نباید از من دور بشی،،فقط هم همراه مامان و بابات باید بری
چن بار هم مستقیم مادرشوهرم اومده ببرش پارک بدون اجازه میخواست ببره، اجازه ندادم ناراحت شد ولی خب بفهمه بچه یکی دیگست
درسته مادربزرگش هست ولی بچه بدعادت میشه
به خودشم گفتم که به دل نگیره
گفتم میترسم بدعادت بشه
دیگه خودتم اذیتی

من باردار که بودم چند بار مادر شوهرم گفت بچه بر منه من بزرگش میکنم بر خودت بیار بعدا بدنیا که اومد میرفتم خونه مامانم حرص میخورد محل نمیداد خیلی خوب بود بعد پسرم خیلی حسود شد میگفت مارو بیشتر باید بشناسه منم جوابش کردم گفتم حوصله اداهاتو ندارم بچمو تا ۳ ماهگی دید دیگه تا الان نه بچمو دیده نه شوهرمو

طبیعیه بچه ها مادر بزرگ پدریزرگشونو میبینن اینطوزین

مادر منم با بچه هام این حالت ،منم رهاشون میکنم ب گردن مامانم خودم برای خودم ...اتفاقا استفاده کن از فضایی ک‌ حاکم ،حساسیت نشون نده چون مادر شوهرت بدتر میکنه

مامان منم همین ...بچه هام تا مامانم پیداشبشه کلا منو کنار میزارن و اصلا دیگه حرف گوش نمیدن...
چون زیاد صمیمی شدی و مادر شوهرت خیلی بهش محبت میکنه ...
اما هیچی مادر نمیشه،مطمین باش اگر مدت زیاد بچه نبینت دلتنگ و ناراحت میشه

چون همیشه پیشش هستی مطمئنه تنهاش نمیذاری برا همینه بهت بی توجهه

باز من بچم با اینکه خیلی همه جا بردم خونواده ها رو دیده تا چند وقت پیش ک کلا بهم می‌چسبید بغل کسی نمی‌رفت الان با هزار تا وعده وعید می‌ره ولی باید منم جلو چشمش باشم خون راه میندازه

وای چ پروو ولی ازین دید بهش نگا کن گ خودت ی ذره راحتی نفس میکشی اون محل نمیده تو صدبرابر بیشتر محل نده

پسر منم دقیقا اینطوریه حالا این همه زحمت بکش بچه بزرگ کن محل نزاره منم حرصم میگیره

مادرشوهرت با ید با مهربونی به کوچولوت بگه نه،باید دست مامانی رو بگیری،کلا با حرفاش بچه رو بکشونه سمت تو

سوال های مرتبط