۱۲ پاسخ

الان پارک؟؟الان جهنمه،کل وسایل پارک آتیشه

من که به هیچ کس اجازه نمیدم بچه مو جایی ببره باید خودمم باشم
بعدش هم تعارف رو بذار کنار
خدایی نکرده بجه اسهال شه جدا از زحمتی که واسه تو داره، بچه خیلیییی اذیت میشه

ن اینموقع اصلا ساعت هفت میبرمشون پارک سرکوچه یه دور میدم میارم
البته شاید شهرای ک هوا خنکه خوب باشه الان
ولی ما جنوبیم گرمه

وا نمیخوای بی احترامی کنی ک بگو ساعت هفت بیایین دنبالش الان خیلی گرمه مریض میشه همین

نه والا
۶ زودتر خودمم مثل شکلات آب شده ام والا

بهش بگو ببرش خونه بازی. بهش بگو مریض میشه... پدر شوهر من هم میدید دایان مغز تخمه زیاد دوست داره مینشست دو ساعت مغز میکرد بهش میداد بچم یبوست گرفت بعد زخم میشد دیگه بهش گفتم اونم نداد. گفتم زخم شده دلدرد شده دیگه ندین

تعارف که نداری به اونام بگی متوجه میشن بگو بابا ساعت ۶ بیا دنبالش،بی زحمت

اهواز الان کوره ی آتیشه بیرون افتضاحهههه وسایل پارک الان مثل زغال داغن

وایی ادم بزرگم تو این هوا بره بیرون خب مریض میشه دیگه

پارک الان ساعت ۷ و نیم به بعد که دیگه آفتاب نیست.

گرم که هست واقعا
حالا که رفت اشکالی نداره اومد ی حموم ببرش بعدش ی وقت که پیش پدرشوهرتی با احترام بهش بگو عصرها ببره بچه رو

الان خیلییییی زوده من تازه ۶ونیم به بعد میبرم چون ما تو گرمسیریم

سوال های مرتبط

مامان علیسان 🐣👶🏻 مامان علیسان 🐣👶🏻 ۱ سالگی
امشب خجالت و گذاشتم کنار به شوهرم گفتم بیا بریم تو فکر بچه دوم 🫠 کلا بچه با تفاوت سنی سر دوسال موافقم ینی این یکی دوسالش میشه یکی بعدی دنیا میاد یه ساله که روش فکر هم کردم ولی خوب چون روم نمیشد در مورد فکرهایی که برای آینده م داشتم حرفی بزنم هیچی نگفته بودم الان دیدم دیگه وقتشه که بگم و خوب گفتم و با جوااااب نهههههه رو به رو شدم واقعا خورد تو پرم دوست داشتم ۲۵ سالگی بچه دومم بغلم باشه ولی خوب با این شوهری که من دارم نمیشه اینقدر بدم میومد تفاوت سنی زیاد داشته باشیم با بچه هامون 😫 وقتی فک میکنم که شوهرم ۳۵ سالشه و آخر امسال ۳۶ ساله میشه حس میکنم خیلی داره پیر میشه برا بابا بودن نیاین بگین ما تازه تو این سن داریم بچه میاریم هرکی تصورات و ذهنیاتش یه جوره🥲🫠
از اونجایی که من بابامو تو سن کم از دست دادم و سنش خیلی بالا بود متنفر شدم از تفاوت سنی زیاد و اینو شوهرم درک نمیکنه 💔💔🫠🥲

کسایی که دوتا بچه دارین تفاوت بینشون دو سال و سه سال لطفا بیاین بگین راضی این سخت بوده یا نه!؟ مخصوصا اونایی که بچه اول پسر بوده آخه معمولا دخترا خیلی مسئولیت پذیرن کمک میکنن با سن کم ولی معمولا پسرا نه اینجور نیستن🙂‼️
مامان حدیث و تودلی🫄 مامان حدیث و تودلی🫄 ۲ سالگی
بیایید از روزی بگم که دخترکم دنیااومدشبم ی دردخیلی کم داشتم خوب شدم بعدصبح ساعت شیش کیسه آبم پاره شد رفتیم بیمارستان مردموزنده شدم انقدردردکشیدم اخرگفتن دنیانمیادگفتم توروخدا سزارین کنید داشتن لباسامودرمیاوردن ک بریم اتاق عمل همون موقع اذان شده بود یکی گفت موقع اذانه ی باردیگه تلاشتوبکن دیگه اخردنیااومدوقتی دخترموگذاشتن روسینم همه دردام یادم رفت بخیه هامم ماشاالله اینقدر زیاد بود خیلی طول کشید بعدضربان قلبم بالابودپایین نمیومدشبش بودیم صحبش دیدم صورت دخترم زرده مثل زردچوبه گذاشتنش تودستگاه انقدرسختی کشیدم هربارموقع آزمایش ازاون دستای کوچولوش من آنقدر گریه میکردم پنج روز بستری بودیم زدیش کم نشددستگاه توخونه آوردیم نزدیک دوماه زردی داشت.راستی نگفتم موقع ک زن داداشم بچه رو برده ک شوهرم ببینه بهش گفته بابام پیام داده ک اسم بچه روچی بذارین من زیادجدی نگرفتم دیگه اومدیم خونه پدر شوهرم ومادر. مادر شوهرم اومدن شب شیش موقع رفتن پدر شوهرم گفته ملکه بچه رو دیدیم اسمم گذاشتیم دیگه رفتن مادربزرگ همسرم قبلش ب من گفت اسمشوچی میذاریدمنم گفتم رستابعدی جوری باطعنه گفت خانووووم ک اسمش گذاشتم من بعدرفتنشون آنقدر گریه کردم شوهرمم نمی‌خواست حرف باباشوزمین بندازه