۵ پاسخ

ینی وحشیانه معاینه میکنن بعضیا که میگن درد داشته🤔🤔

...❤️

چرا داغون شدی یعنی معاینه تحریکی اینقدر سخته

مشتاق شدم باقیشوبخونم ،خدانگهدارنی نی باشه وقدمش خیرباشه

چجوری معاینه کردن که داغون شدی ؟

سوال های مرتبط

مامان دلسا🩷و آرسام🩵 مامان دلسا🩷و آرسام🩵 ۱۴ ماهگی
پارت ۲
( اگه کسی خواست بیاد شخصی پیام بده معرفیش کنم) و پیدا کردم و شمارشو برداشتم و پیام که دادم گفت سزارین اختیاری انجام میده و ۱۵ میگیره خودش و ۱۷ هم هزینه بیمارستان با بیمه تامین اجتماعی خیلی خوشحال شدم رفتم ویزیت شدم و تو همون بار اول بهم نامه داد برای ۲/۲ که برم بیمارستان برای زایمان ولی ننوشت سزارین گفت که بیا اون روز میام بالا سرت با یه بهونه میبرم سزارین که اجباری حساب بشه و بتونی از بیمه ات استفاده کنی سر این موضوع کلی استرس داشتم که خدایا سرکاری نباشه دردم بگیره و نیاد برم بیمارستان آمپول فشار بزنن بهم بمونم درد بکشم خلاصه روز قبل که قرار بود برم بیمارستان پول دکتر و واریز کردم و دکتر گفت فردا ۶ صبح برم بیمارستان بلوک زایمان شب قبلش همه چی و آماده کردم و صبح زود رفتیم بیمارستان و با نامه دکتر بستری شدم دکتر تاکید کرده بود نه خودم نه همسرم حرفی از سزارین نزنیم ولی تو بلوک زایمان همه میدونستن که من قرار سزارین شم و اومدنم اونجا فرمالیته است
مامان نيلای 🩷 مامان نيلای 🩷 ۹ ماهگی
پارت اول تجربه زایمان اول سزارین اختیاری 🩵
چون زایمان من خیلی عجیب غریب و وحشتناک بود برام نمیخواستم بیام بنویسم چون باردارا ممکنه بترسن یا فکر کنن زایمان سزارین خیلی بده و‌ فرار کنن اما سوالات زیاد بود و خیلی میپرسیدین گفتم بیام بنویسم
من قبلش یه دکتر داشتم که‌ همیشه پیش اون ویزیت میشدم‌ و کل بارداریم تحت نظر اون بودم و قرار بود تو ۳۷ هفته برم مطبش و اونجا معاینه لگن بشم (من همیشه درمانگاه میرفتم پیش اون دکترم بخاطر اون برای معاینه میگفت مطب خودم بیا ) به امید اینکه بگه لگنت تنگه و زایمان من سزارین اجباری بشه میخاستم برم…
اما
۳۶ هفته بودم که رفته بودم بیمارستان چون حرکات نینیم کم بود رفتم ان اس تی بگیرم که ببینم وضعیتش چطوره اونجا پرسجو کردم گفتن برای تنگی لگن قبول نمیکنن که سزارین اجباری بشی و من کلا منصرف شدم و دیگه مطب دکتر خودم نرفتم‌ اونجا تو بخش اورژانس یه دکتر دیگه بود که خیلی خوب و‌ مهربون بود و قیمت عملشم‌ مناسب بود باهاش حرف زدم و هماهنگ شدم که اون منو عمل کنه گفت روز دوشنبه من کلینیک هستم بیا اونجا که من تو ۳۷ هفته بودم و همون روز که گفته بود رفتم و بهم شمارشو داد و گفت اگه لک بینی یا پاره شدن کیسه اب حتی کم شدن حرکات جنین بود بهم زنگ بزن و بگو که من بیام بیمارستان سریع ( مطب خودش یه شهر دیگه بود و فقط بیمارستان میومد ) خلاصه گفت برو و سه شنبه یعنی ۷/۸ گفت برای عمل بیا و صبحش بهت نامه میدم میری بستری میشی و چون بیمارستان دولتی سزارین اختیاری قبول نمیکنن بهانه جور میکنیم و یکار میکنیم انگار سزارین اجباری هستی ...
مامان تیام مامان تیام ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۱
خب از اونجایی بگم که من خیلی دنبال سزارین بودم ولی چون بیمارستان های دولتی هزینشون بالا بود و دکتر ها زیر میزی زیاد میخواستن نمی‌تونستم سزارین کنم بیخیال شدم و گفتم میرم طبیعی با اپیدورال
بعد دختر دایی همسرم عمم و خیلیا که تجربه هم طبیعی داشتن هم سزارین بهم گفتن شده پول قرض کن ولی سزارین کن طبیعی خیلی وحشتناکه منم که از قبل ترس طبیعی رو داشتم استرسم هزار برابر شد
آقا دیگه زد شرایط اسفند ماه پیش اومد و ما از کرج اومدیم سمت شهرستانمون ک تو یزد هست چندتا دکتر رفتیم و قبول نکردن سزارین بنویسن گفتم نهایت طلامو میفروشم میرم خصوصی ک بعد عید قیمت بیمارستان های خصوصی سر به فلک کشید آخرین شانسمو امتحان کردم رفتم پیش یک دکتر بیمارستان دولتی که اونم اول مقاومت کرد بعدش گفت حالا ببینم چی میشه من ی امیدی ته دلم گرفتم که سزارینم می‌کنه گفت ۳۵ هفته بیا سونو رشد رفتم و دوباره ۳۷ هفته رفتم و بجای نامه سزارین طبیعی نوشت گفت چون بیمارستان دولتیه من باید یواشکی و به یک بهونه ای بیام سزارینت کنم
مامان ماهان مامان ماهان ۱۳ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین

خب من ۲۴ ام ماه قبل بخاطر کم شدن حرکات بچم رفتم ان اس تی و سونوی بیوفیزیکال دادم ولی چون متاسفانه دکتر سونوگراف یه دکتر طرحی بی تجربه بود بهم گفت بیوفیزیکالم ۲ از ۸ هستش وقتی اومدم زایشگاه ماماها گفتن میخوای سونوگراف بیمارستان هم سونو انجام بده بعد دیگه خلاصه سونوگراف بیمارستان گفت ۸ از ۸ هستش بیوفیزیکالم
دکتر بهم گفت بتا بزنم منم یه دوزش رو زدم فرداش رفتم شهر دیگه اونجا بهم گفتن بچه ام آیوجی آر شده ولی خونرسانیش اوکی هستش
دکتر توصیه کرد که یه هفته ی بعد مجدد سونوی بیوفیزیکال بدم که خب هفته ی بعد مجدد سونو شدم که وزن بچه توی ۲۲۰۰ مونده بود و درواقع چیزی زیاد نکرده بود که هیچ تازه خونرسانیش هم گفتند داره بد میشه و باید تا ده روز دیگه ختم داده بشه
دکترم گفت باید توی این ده روز هرروزش ان اس تی بگیرم
من خودم چون نمیخواستم دکتر دیگه ای منو عمل کنه به دکترم اصرار کردم که اگه مشکلی نیست خودش زودتر ختم بده که خب دکترم گفت بزار ۳۷ هفتت بشه بعد
دیروز خودم ظهری اومدم بیمارستان چون میخواستم شیفت عصر عمل بشم ساعت ۶:۳۰صبحانه خوردم و ساعت ۱۲:۳۰ رفتم زایشگاه برای گرفتن ان اس تی
اونجا دکتر بهم گفت ساعت ۵ عصر برم برای عمل
مامان علی مامان علی ۲ ماهگی
سلام خانما امدم تجربمو از زایمان طبیعی بگم
39هفته بودم که رفتم پیش دکترم گفت دهانه رحمت 2سانت بازه یه هفته دیگه وقت داری ولی زود تر زایمان میکنی چون بدنت خیلی امادست منم امدم خونه تا میتونستم وزش وپله نوردی میکردم و رابطه داشتم 39هفته و5روز بودم که صبح ک از خواب بلند شدم یه حس فشار و درد پایین شکمم حس میکردم با خودم فکر میکرم نفخ دارم ولی دیدم 10دقیقه ای یبار میگیره ول میکنه فشار میومد بهم به پایین بهدرخواست شوهرم رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت 2/5سانتی نوار قلب گرفتن و اینا بهم گفت باید ورزش کنی تا پیشرفت کنه وگرنه بستریت نمیکنیم بهم ورزش داد ساعت 1ظهر بود شروع به ورزش کردن کردم تو همین حین بگم که چقدر عرق میکردم تا ساعت 2ورزش کردم ساعت2شیفت بعدی که امدن معاینه کرد به همکارش گفت بچه خیلی امده پایین 3سانتی چرا بستریش نکردین. ماما گفت دکتر گفت تا 6سانت نشد بستریش نکنین گفت الان خودم کیسه ابشو میزنم و کیسه ابمو زدن و دردام دیگه غیر قابل تحمل بودن 2/30بود که بستریم کردن و دردای من خیلی دیگه نفس گیر بودن ساعت 4بود معاینه کرد گفت 5سانتی و من ورزش میکردم روی توپ ساعت 4/30دوباره معاینه کرد گفت 6سانتی اگه همینطوری ورزش کنی تا یک ساعت دیگه زایمان میکنی ساعت 5/15بود که دوباره معاینه کردن گفت 8سانت
ادامه پارت بعدی
مامان آریا مامان آریا ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی(پارت دوم)
متخصصم بهم گفت چون شکمت اومده پایین من نمیتونم ریسک کنم چون شاید لازم بشه سزارین کنم گفت هفته ی ۳۸ و پنج روز برم بیمارستان بستری بشم و بهم نامه داد
منم فقط دو جلسه دیگه فرصت داشتم که ورزشای لگنیمو ادامه بدم
توی اون مدتی که فرصت داشتم پیاده روی کردم ، و توی خونه ورزشامو ادامه دادم
روزای اخر تا یه کوچولو دردای پریودی میگرفتم اسکات میزدم، پا مرغی میرفتم ،من اصلا تا اونموقع دردی نداشتم البته تحمل دردمم بالاست
خلاصه روز بیمارستان ساعت ۷ رفتم و تا کارای بستریم انجام بشه ساعت ۸ اینا رفتم توی اتاقم ،بیمارستان تخت جمشید بودم
به محض بستری معاینه کردن ۲ سانت بودم،یه ماما بهم دادن از خود بیمارستان که با متخصصم در ارتباط بود بهش گفته بودن معاینه تحریکی کنه که شدم ۳سانت
بهم سرم فشار زدن کم کم دردام شروع شد و قابل تحمل بود ارامش قبل از طوفان🫠
یه توپ بزرگ بهم داد گفت هروقت دردات زیاد شد روش بشین بپر وقتیم درد نداشتی حالت چرخش با لگن روش برو که خیلی کمک کننده بود
مامان آیه 🌱 مامان آیه 🌱 روزهای ابتدایی تولد
خب منم شرح زایمانم رو بنویسم اینجا ؛ من طبیعی زایمان کردم و از اولم تصمیمم به زایمان طبیعی بود چون حقیقتا تحمل درد بالایی دارم و به خودم میدیدم که از پسش برمیام ، ورزش های بارداری رو هم از هفته ۳۰ شروع کردم ، هفته ۳۷ رفتم پیش ماما (من پایش رشد و بارداری رو پیش ماما میرفتم) معاینه ام کرد گفت لگن خیلی خوبی داری و افاسمانت ۴۵ درصده (دهانه رحمم خیلی نرم بود) که گفت شیاف گل مغربی و ... استفاده نکن چون ممکنه زایمانتو سریع کنه ، هفته ۳۸ مجددا رفتم و معاینه کرد گفت نرمی دهانه رحم فوق العاده اس ، دو سانتی و همونجا یک سری ورزش های لگن انجام دادم که بچه پایین تر اومد و واقعا خودمم خسته بودم از بارداری چون خیلی دنده هام دردشون غیرقابل تحمل شده بود ، من خیلی به ماما اطمینان داشتم ، ایشون بهم گفته بود برای زایمان بیمارستان نیکان سپید حکیمیه برم چون بلوک زایمان اقدسیه خیلی شلوغه و با یه دکتری برای زایمانم هماهنگ کرده بودن که هفته ۳۸ باهاش تماس گرفتن شرایطم رو گفتن و دکتر گفت خب بیاد بیمارستان من کاراشو انجام بدم زایمان کنه که من گفتم میخوام بچه ام خردادی نشه! گفتن خب اوکی فردا صبح که ۱ تیرماهه بیا بیمارستان