۱۶ پاسخ

مگه سزارین خیلی خونریزی داره؟

من استرس هیچی ندارم ایشالله همه چی مثل سر ایهان باشه اول تا اخرش خندیدم 😂

وای سوند 😶‍🌫️🥲 منم استرس دارم با اینکه هشت سال پیش سزارین شدم ولی تمام اون لحظه ها میاد جلو چشمممممم.

من بیشترین عذابم سوند همه رو تحمل میکنم ولی سوند مرگمه

منی که 2 اردیبهشتم😣

وای دومی هم مث اولیه
بلند شدن از تخت از همه چی بدتره😢

اینم میگذره بیخیال باش

منم توی اتاق عمل حالت تهوع شدید داشتم
هی عوق میزدم ولی هیچی بالا نمی اوردم

من ۱۰ اردیبهشت با تفاسیری که کردی ریدم به خودم😁

من ۲۳ اردیبهشت

منم خیلی استرس داشتم حس بد ولی گذشت با سختیاش ایشالله براشماهم به راحتی بگذره

سعی کن ناشتا باشی به احتمال زیاد برای همین حالت تهوع داشتی

نی نی که قراربه دنیابیاددختریاپسر؟

سزارین یا طبیعی؟

بنظرم فقط راه رفتن عذاب😭😭😭

من ۱۷ اردیبهشت زایمانمه 🥲

سوال های مرتبط

مامان tiam🤎🧸 مامان tiam🤎🧸 ۳ ماهگی
#تجربه زایمان طبیعی۵
همون لحظه با خوشروئی گفت پاتو باز کن همینجور گریه میکردم وقتی که معاینه کرد انگار کل دردای دنیا رو بدنم ریخت بدون کنترل شروع کردم جیغ زدم و اشک ریختن اونقد اشکم زیاد بود که خیسی بالشت زیر سرم رو حس میکردم همش داد میزدم دکتر نههه دکتر این رسمش نبود گوشی که تا قبل از اون تو دستم بود ،ناخودآگاه از دستم افتاد و دیگه نتونستم زنگ بزنم به همسرم دیگه واقعا دردای زایمان شروع شده بود و من تا جایی که نفس داشتم از درد کمر و زیر دل جیغ میکشیدم اصلا جیغ زدنم دست خودم نبود انگار هی میمردم و زنده میشدم..دردای زایمان هی می‌گرفت و ول می‌کرد ولی اون لحظه ای که می‌گرفت تا دم مرگ میرفتم و برمیگشتم لحظه ای که قطع میشد چشمم باز می‌شد و میتونستم نفس بکشم و آروم تر ناله میکردم هرچقد سعی کردم گوشی رو بردارم نتونستم.ماما اومد میگفت یواااش آروم باش میگفتم نمیتونم توروخدا کمکم کن وسط اون دردا التماس میکردم اونم میگفت من کاری از دستم برنمیاد آروم باش نفس عمیق بکش اون درد جوری شدید بود که دیگه پام حتی نمیتونستم تکون بدم این روند همینجوری پیش رفت و دردای من شدید تررر میشد و با جیغ میگفتم بدتر از این نمیشه اما برعکس دردا بدتر میشد ماما میومد منو معاینه می‌کرد تا ببینه چند سانتم اولش ۱ تا دو سانت بودم ولی یهویی شدم ۵ سانت عرق مرگ از سر و صورتم می‌چکید دهنم خشک شده بود و داد میزدم آب میخام پرستار اومد یکم آب ریخت رو صورتم و رفت

زایمان طبیعی فرزند پروری تجربه