۱۰ پاسخ

عزیزم الان اوکی هستی؟
منم دخترمردادیه
میگم الان هوا خوبه بگیرم
اما اطرافیان میگن نگیر زوده گناه داره مظلومه
آخه دختر من استپ وزنی داره چند وقته
الان۹کیلوعه
یه بار اسفند خواستم بگیرم نتونستم

پسر من خیلی بد غذا شده همش شیر میخوره اگه ببینم اینطور پیش میره تا یک سال و ۸ ماه میدم ایشالله از شیر میگیرم
آریا خیلی وابسته س میدونم روزای سختی رو پیش رو دارم

پاستوریزه با لیوان میدی یا شیشه؟؟

منم از امروز صبح دیگه شیر ندادم دخترم باهام قهره چسبیده به باباش😭😭

چه خوب که موفق بودی خداروشکر
فقط میتونم بپرسم چرا تا ۲سالگی صبر نکردی
منم باید از شیر بگیرم خیلی اذیت میشم ولی خب میگم تا دو سالگیش صبر کنم

وای 🥺🥺🥺دلم کباب میشه هی امروز وفردا میکنم 🤥🤥
کمتر میخوره ولی چی بگم اخه🥺🥺

منم میخوام بگیرم
قرص میخوری واسه شیر خودت خشک شه؟

خدا وشکر منم امروز گرفتم از شیشه فقط چقد بهش شیر پاستوریزه میدی

خداروشکر عزیزم

خداقوت عزیزم
وای من استرسش رو دارم همش امروز و فردا میکنم خیلی بدقلق و وابستس

سوال های مرتبط

مامان دلسا🩷آریسا🩷 مامان دلسا🩷آریسا🩷 ۳ ماهگی
*روز دوم از شیر گرفتن*
دلسا الان دقیقا 37 ساعته که شیر نخورده
دیشب وسط شب یه بار بیدار شد یکم نق زد ابش دادم و خوابید چون کلا قبلشم تو شب زیاد بیدار نمیشد دم صبح بیدار میشد همیشه دیشبم طبق عادتش 6 صبح بیدار شد به گریه پاشدم بغلش کردم یکم راهش بردم یکم اب دادم بهش دوباره اوردمش تو رختخوابش نخواستم خوابش بپره یکم خوابش برد دوباره بیدار شد باز بغلش کردم یکم دوباره گذاشتمش تو تشکش گفتم مامان باید بخوابی گفت می می گفتم اوخه خلاصه حدودای ساعت 7.15 خوابش برد تا 10 که بیدار شد
همیشه وقتی بیدار میشه حال ندارم خودم زود از رختخواب بیام بیرون نیم ساعتی وول میخوردیم و شیر میخورد امروز صبح گفتم پاشو بریم بیرون باز گفت می می گفتم اوخه و نشونش دادم خندید ول کرد رفت بهش صبحونه دادم بعدش یه سه ساعتی بردمش پیش مامانم اونحا بهش خوش میگذره مامان بابام باهاش بازی میکنند تا عصر که رفتم دنبالش اومد چسبید بهم باز یکم بهونه گرفت بهش میوه دادم خورد پیش مامانمم که بود بهش نهار داده بود دیگه تا عصر اونحا بودیم حوصلش سر رفت پاشدیم رفتیم خونه مادر شوهرم
شوهرمم اومد اونحا دیگه تا حدودی ساعت 10 اونجا بودیم حالا این بین خیلی باهاش بازی کردم توپ بازی قایم موشک و کلی بدو بدو خواستم خسته بشه
ساعت ده اومدیم خونه باز یکم بازی کردیم کتاب براش خوندم یکم گوشی دستش گرفت چراغا را خاموش کردم گفتم باید بخوابیم ساعت 11.30 هم بهش شام دادم خورد
دیگه اوردمش اوردمش تو اتاقش یکم زدم تو کمرش خوابش برد خدا را شکر
تا ببینیم شب دوم چجوریه
در کل امروز کمتر از دیروز بهونه ی شیر خوردن گرفت
مامان دلسا🩷آریسا🩷 مامان دلسا🩷آریسا🩷 ۳ ماهگی
اولین روز از شیر گرفتن به پایان رسید😁
صبح که دیگه بیدار شد اخرین وعده ی شیرشو خورد
بهش صبحونه دادم بعدش هی نق زد که شیر میخوام سر سینم چسب برق زدم گفتم می می اوخ شده درش اوردم نگاهش کرد گفتم بیا دست بزن ببین اوخ شده دیگه رفت اون طرف نشست و باز نق نق کرد تصویری زنگ زدم مامانم یکم حرف زدیم با مامانمم دردودل کرد که می می اوخ شده بهشم نشون دادیم😀
خلاصه بهش میوه دادم خورد یه یک ساعت بعدش نهارش دادم و از خونه رفتیم بیرون خونه مادر شوهرم اونحا هم چند بار نق زد که شیر میخوام گفتم می می اوخه یکم که نق زد بعدش بهش یه خوراکی یا میوه میدادم
بهتر میشد یادش میرفت دیگه عصرش خیلی داشت بهونه میگرفت بردمش تو حمام اب بازی کرد یه نیم ساعتی سرش گرم شد اومد بیرون تا یکی دو ساعت اوکی بود باز شروع کرد ارونحا اومدیم بیرون رفتیم خونه مامانم(خونه ی مادر شوهرم و مامانم به هم نزدیکه)دیگه اونجا یکم بازی کرد بستنی خورد قبلشم بهش شام داده بودم
تا ۱۲ که اومدیم خونه اومدیم تو اتاقش یکم با اسباب بازیاش بازی کردیم دیگه گفتم بخوابیم هی می می کرد گفتم اوخه گیجه خواب بود دیدم خیلی نق میزنه توی عصاری خوریش میوه ریختم اومدیم توی تشکش یکم اونو خورد یکم زدم پشت کمرش و خدا را شکر خوابید
حالا دلسا وسط شب بیدار میشد همیشه ببینم امشب چی میشه🤦🏻‍♀️
انشالله بگذره زودتر
سینه هامم سنگین شده یه بار دوشیدمش باید برم یکم دیگه بدوشمش که سبک بشه کمی
مامان کوچولو🤩 مامان کوچولو🤩 ۲ سالگی
تجربه ار شیر گرفتن:
ارمان عادت داشت قبل خواب حتما شیر بخوره و بخوابه و همچنین نصف شب ۲ بار بیدار میشد هم شیر و هم اب میخورد من از یک ماه پیش تصمیم گرفتم شیر خودنش رو کم کنم تا کم کم قطعش کنم
اوایل شب درمیون کردم اما نصف شب که بیدار میشد فقط شیر میخاست نه ابمیوه نه اب نه کیک فقط شیر میخورد
منم مجبوری بهش میدادم
برا شیر نخوردن قبل خوابش هم فقط تا ۳،۴ شب همکاری کرد بعد اون انقدرررر گریه میکرد تا خوابش ببره نصف شب هم حداقل ۵ بار بیدار مبشد و زار میزد تا شیرش بدم دیدم اینجوری نمیشه پریشب قبل خواب به سینم سرکه ژذم و وقتی بهانه جی جی گرفت دادم بخوره خودش بدش اومد و رفت کنار یکم گریه کرد بعدش ارومش کردم و خوابید دیشب هم قبل خواب کلی باهاش بازی کردم و هسته شد زود خوابید نصف شب بیدار شد اب خورد و گفت جی جی گفتم جی جی اه شده نباید بخوری یکم بهانه گرفت ولی بعدش خوابید باز ۶ صبح بیدار شد کلی گریه که جیجی میخام منم بهش کیک و ابمیوه دادم خورد و یکم بازی کرد با باباش بعد خودش بالشت اورد گذاشت رو پام خوابید

خلاصه اینکه روش تدریجی که این بلاگرا و مشاورای تو اینستا میدن همش چرته مال بچه های زیر ۱ سال و ۶ ماهه بچه های بالای ۱سال و نیم زرنگ میشن دیگه نمیشه به این روش این کار کرد
من یک ماه تمام این بچه رو زجر دادم و دهن خودم سرویس شد من کردم شما نکنین
مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
سلام مامانا
لطفاً راهنمایی کنید چیکار کنم
دیشب شام به بچه هام الویه دادم ساعت ده شب تموم شدن ....یازده هم ماست پرچرب دادم با چهار شیره ... یازده و نیم خواستم بخوابونم تا 12.15 دخترم خوابید و 230تا شیر خورد..... خوابش نمی‌برد و شیر میخواست ...تو تاپیک قبلی گفتم همش بهونه میگیره .... از 4عصر هم بیدار بودن... 12,15خمابید دوباره 2.20بیذار شد گریه میکرد شیر میخواست ....آب دادم گریه کرد گفت شیر ..‌انقد گریه می‌کنه اشکاش میاد و داداشش رو هم بیدار می‌کنه .... بعد دوباره چهار بیدار شد .... و بعد ساعت هشت صبح .... شبا چی می‌دیم به بچه هاتون چی می‌دین که سیر میمونن...غذای برنجی هم دخترم زده شده خیلی نمیخوره...کلا غذا زیاد نمیخوره...شربت اشتها هم تازه یوروویتال شروع کردم براش هنوز تاثیری. ندیدم ...بنظر خودم غذا زیاد نمیخوره و شبا گرسنش میشه... دیگه تا صبح پوشک هم یبار عوض کردن بودم ...انقد شیر خورده بود نه صبح با گریه بیدار شد لباسش خیس شده بود نشون میداد .... از اونور هم پسرم چندبار بیدار شد شیر میخواست 😞😞
مامان 💙نیکادجان💙 مامان 💙نیکادجان💙 ۱ سالگی
سلام مامان ها من دیروز پسرمو از شیر گرفتم🥰
۱- روز و شب قبلش حسابی بهش میمی دادم
۲- فرداش هم صبح تا ظهر بهش دادم
۳- ظهر رفتیم دوش گرفتیم کلی انرژی براش فرستادم زیر اب
۴- اومدیم بیرون با هم نماز خوندیم
۵- ناهارشو کامل دادم
۶- ساعت ۲ ماموریت شروع شد اول چسب زدم‌کندش😂
۷- صبر زرد ریختم داخل اب حل شد زدم به سینه ام
۸- اومد بخوره دید تلخه خنده ش گرفت😛
۹- وقت خوابش شد بهانه هاش شروع شد بغلش کردم انقد چرخوندمش خوابید
۱۰- بیدار شد گریه کرد بردیمش بیرون خرید براش مغز و خوراکی خریدم‌
۱۱- شامش کامل دادم وقت خواب شد شروع کرد به جیغ و داد یک سیسی بهش پاراکید دادم پتو و بالش برداشتیم بردیمش دور دور انقد چرخوندیمش که خوابید خودمون هم بالش و پتو بردیم تا میخوابید ما هم میخوابیدیم دیگه ساعت ۳ عمیق خوابید اومدیم خونه خوابیدیم
۱۱- امروزم ساعت ۷ بیدار شد گریه کرد کارتون سگ های نگهبانو براش گذاشتیم صبحانه ش هم دادم فعلا ارومه الهی شکر
۱۲- فقط صبر زرد باید داخل لیوان دم دست باشه هی تمدید بشه
۱۳- برای خودمم رفتم داروخانه قرص بروموکریپتین داد ۱۲ ساعته بخورم🥰