خیلی دلم میخاد بهدخود قبل بچه داشتنم برگردم
من قدیم بشدت کتاب خون بودم عاشق کتاب بودم ،، اهنگ‌ گوش میدادم ،، رنگ امیزی میکردم،، فیلم که نگم براتون ایرانی خارجی ینی بشدت علاقه داشتم ،، به خودم میرسیدم عاشق ارایش کردن و تیپ زدن بودم ولی نگن براتون الان چقد دور شدم از خودم
میام کتاب شروع کنم ده صفه میخونم حوصلم نمیکشه دو قسمت فیلم میبینم وقت نمیکنم انقد نمیرم سراغش که از شوق میفتم ارایش و تیپ زدن که اصلاااا در بدترین وضعیت میرم بیرون هنر کنم موهامو شونه کنم ، انقد ابجیم دعوام میکنه میریم بیرون میگ ارایش کن به خودت برس
روزا که اصلا با بچه وقت نمیکنم یا نمیزاره فیلم و کتاب رو شبام میگم یکم بیام با خودم خلوت کنم میبینم انقدددد خستم بخابم بیشتر به خودم لطف کردم
به خودم رسیدنم که اصلا نمیدونم چم شده اصلا انگیزه ندارم دیگ مامانای خوشگل و خوشتبپ و میبینم انقد حسرت میخورررم،، باورم نمیشه این منی ام که یه دنیا ماسک و روتین پوستی داشتم الان یه ابرسان و یه روز میزنم ده روز نمیزنم
خیلی دلم میگیره خیلی... شاید همش بخاطر اینه که تمام این دوسال و نیم ۲۴ ساعتشو خودم تو بچه داری تنها بودم تو شهر غریب کسی و نداشتم شوهرمم همش سرکار بوده و فرسودگی باعث این عوض شدنمه...
تو این عکسم عید مامانم اینا خونمون بودن بچمو گذاشتم پیشش به اصراذ ابجیم پاشدم بعد مدت ها به خودم رسیدم رفتیم کافه...
#فرزندپروری#پوشک#جیش#اسهال#مای بیبی#پی پی#استامینوفن

تصویر
۲۶ پاسخ

هی خواهر. من دوس دارم به قبل ازدواجم برگردم...

همه ی جمله هایی که نوشتی منم حتی من قبل بچه یه درامد کوچیکی هم برا خودم داشتم یه حس خوبی داشت که از زحمت خودم خرج میکنم یا پس انداز میکنم الان دیگه حتی اونم نیست بیا همدیگرو بغل کنیم تا صبح زار بزنیم 😢😢😢😭😭😭

حیلی سخته پیفهمم چی میگی
جس پوچی دارم انگار یه زنم که تمام وقتم رو بچه و خونه داری پر کرده...هیچ وقت دوست نداشتم شاغل باشم اما این مدت خیلی بهش فکر میکنم حس میکنم استقلال مالی اعتماد ب نفسم رو زیاد میکنه....خلاصه که خیلییی خستم خیلی

منم تو غربتم و اتفاقا برعکس بیشتر این کارا رو انجام میدم کاملا دست تنهام باید خودتو جدی بگیری تو فقط تنبلی کردی ی مدت دو باره بلند شو☺دوستام میگن چ خوبه ک همچنان ب خودت میرسی...اتفاقا فیلمم در طول روز میبینم وقتی دخترم مشغوله یا خوابه😴لباسای تو خونم باید حتما مرتب باشه ژولیده نباشم تا از خودم راضی باشم🤞تو یه مامان با هنر بودی چرا الان نباشی ب خودت بیا بابا
تازه با اینکه دخترم تو خونه کنارمه مشتری هم میگیرم برای کراتین کردن😄الانم ۴ روزه شهرستانم دیگه برای این‌که وقتم بگذره و دلی خوشحال کنم سه تا کراتین زدم واس خونوادم ب قیمت خیییلی کم😊دخترمم مدام دست یکی از خاهرامه خیلی دوسش دارن برام استراحتی شد
#پوشک پوشک#شیرخشک#نوزاد
اینم دختر خاهرم

تصویر

منم عین خودتم خواهر فقط با این تفاوت که سعی میکنم به زور آرایش کنم ظاهرم رو پیش کسایی که دوستم ندارن حفظ کنم تا از این وضعم خوشحال نشن😔

هرچی گفتی من بودم 🙂دیگه انگار تموم شد اون دوران دیگه مادر شدیم 😑

خب خودت باید تلاش کنی گلم
من روزای اول ب خاطر درد مراقبت بعد زایمان خونه نشین بودم برای چند ماهی ولی سعی میکردم ب خودم برسم
البته درس میخوندم اون موقع هم

ولی بعد اون‌موقع خیلی ب خودم میرسم و شاغل هم هستم

کاش میشدبه قبل ازدواج برگشت...

من که تو شهر خودمم پر از آشنا اما کسی کمک حالم نیست هر کی دنبال زندگیشه مامانم بنده خدا نمیتونه مادرشوهرمم دنبال خراب کردن زندگیمو دور کردن بچم شوهرمم بیکار و بی مسئولیت من دخترم تا چشم باز کرده خودم کنارش بودم خیلی خسته شدم منم خیلی دختر شاد و شیطون بودم یه خواستگار داشتم میگفت کل حقوقمو باید خرج تیپ و ارایشت بکنم انقد به خودم می‌رسیدم سرکار میرفتم پس انداز میکردم الان محتاج شوهری هستم که یه قرون نداره اموال منم بالا کشیده حالم خیلی بده 😭

با تمام وجودم دارم لمس میکنم تک تک جملاتت رو.
دقیقققااااااا عین منی. منم الان حتی انگیزه و جون ندارم باشگاه سر کوچمون ثبت نام کنم.....

چیزایی که نوشتی رو دقیقا منم دارم تجربه میکنم اصلا نه کتابی نه وقتی برای خود نه تفریحی

منم دقیقا مثل تو با ۳تا بچه تو شهر غریب ۲۴ ساعته در حال کلفت نوکری هستم با این تفادت که سعی میکنم خوشتیپ و بروزم باشم به خودم برسم به زندگی برسم بقول قدیمیا زن کامل ولی فقط خدا میدونه بین این همه تلاش و جون کندن چقددددد خراب و داغونم

منم همین طور منم قبلا همش غرق در کتاب فیلم مدیتیشن اوووو یه دنیایی داشتم برا خودم غرق در عشق به خود و زندگی اصلا از بعد زایمان خودم فراموش کردم اصلا کلا یکی دیگه شدم اینقدر دلم برای گذشته خودم تنگ میشه برای اون موقعا خیلی بده ادم خودش فراموش کنه 🫠💔

الان بری اینا رو پیش کسی بگی
نمیگه ناشکری میکنی ؟؟؟؟
چرا تا من این حرفا رو برای خانواده‌ام میزنم همش میگن ناشکری نکن
استغفرالله بگو
خدا بدش میاد
😔
خب منم دلم میخاد زندگی کنم
پس خودم چی
خودم نابود شدم نابود

قشنگ میفهمم چی میگی

منم یع مدت رها کرده بودم دیدم دنیا ب.... خمش هم نیست الان دارم روتین پوستیم و انجام میدم منم خیلی ب کتاب علاقه دارم کتاب صوتی گوش میدم صبحها یه تایمی با دخترم اهنگ گوش میدم وومیرقصم ارایش میکنم

اااخ گفتی.خییییلی مثل من🥺🥺🥺

چقدر دلم پر از این حرفاست،واقعاااا منم همینم ،یاد ندارم یک روز روتین پوستیم فراموش میشد یا ی شب سریال خارجی نبینم ،شامم ناهارم همه چیم به جا و ب موقع ،کلاس یوگا پیاده روی و…. دیگه هیچی نثل قبل نمیشه ،شبا قبل از اینکه پسرم خوابش ببره من غش میکنم،من مادرم تهرانه خودم کرج ،حتی ی نفرم نزدیکم ندارم خیلی تنهام ،خواهر و برادرم ندارم ،داغونماااا ،انقدر داد میزنه و صدام میکنه گاهی مغزم سوت میکشه

فقط میتونم بگم حرف دل منو زدی. و تو تنها مادری نیستی که تو این وضعی منم دست تنها دخترمو بزرگ میکنم

حرف دل خیلیامونه

عزیزم منم یه مادرم وکامل درکت میکنم اما همه اینا موقته چند سال دیگه وقتی بچت 5یا 6ساله بشه دوباره وکم کم برمیگردی به زندگی سابق چون بچه مستقیل میشه مثلا الان وابسته نیست بیشتر کاراش رو خودش انجام میده

منم مثل شما با این تفاوت که علاوه بر اینکه صبح تا شب پسر کوچیکم رو باید سرگرم کنم،۴ ساعت هم باید با پسر بزرگم کلاس مجازی بگذرونم،دااااغونم

منننننم

عزیزم شما شاید افسردگی گرفتی
من با دوتا بچه شیر به شیر هم به بچهام میرسم هم تیپ میکنم حالا روتین پوستی این چیزا ندارم ولی تیپم ترمیم ناخنم تمیزی خونم رو دارم احتمالا افسردگی گرفتی چون واقعا تو شهر غریب سخته خیلی سخته منم تو شهر غریب نیستم مادرم دوتا کوچه باهام فاصله داره ولی ۹۹ درصدش خودم هستم حتی شوهرمم کمک حالم نیست

واقعا همینطوره... منم دقیقا شرایط شما رو دارم.. اصلا به خودم وقت نمیکنم برسم... تنهای تنها.. از بچه داری خسته شدم.. تازه من سر کارم میرم.. دیگ توان ندارم.. بریدم...

‌فک کن با همه این کارا و بچه داری شاغلم باشی 😵‍💫

سوال های مرتبط

مامان گیسو🌿🌸 مامان گیسو🌿🌸 ۳ سالگی
سلام مامانای مهربون و کافی🌷
مامانا میدونید امروز داشتم فکر میکردم که چقدر به خودم افتخار میکنم! گیسو همیشه با گوشی و کارتون غذا میخورد طی یه تصمیم آنی تصمیم گرفتم کلا گوشی رو حذف کنم چند روز اول خیلی بهانه میگرفت با بازی کردن بهش غذا میدادم عروسکاشو میاوریم و ... خیلی سخت بود ،خیلی ،ولی تهش خیالم راحت بود که مغز و تمرکزش بهم نمیخوره ،شبل قبل خواب حتما باید گوشی نگاه میکرد تا بخوابه ،کتاب های رنگی و جذاب رو جایگزین کردم ،الان جوری شده که عاشق کتاب شده ،هر چند باری که میبرمش بیرون میریم براش کتاب میخریم یعنی جوری ذوق میکنه برای کتاب که برای پارک ذوق نمیکنه ،گاهی وقتا برای غذا خوردنم براش کتاب میخونم یهو میبینم پنج شیش تا کتاب خوندم براش میبینم خوشحال و خندون کل غذاشو خورده ،هم بازی کردم باهاش هم غذاشو خورده ،بعدشم بهانه نمیگیره که باهام بازی نکردی با یه تیر دو نشون زدم ،میخواستم بگم از کتاب خوندن و کتای خریدن غافل نشید خیلی عادت خوبیه ،ما تقریبا شیش هفت ماهه هر روز همین برناممونه
این کتابایی که عکسشو گذاشتم گیسو خیلی دوسشون داره ،مخصوصا اونایی که چشم دارن😍
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
مامان ارتین مامان ارتین ۲ سالگی
دلم قد یه دنیا گرفته خیلی زیاد دوس دارم ساعت ها گریه کنم ولی گریم نمیاد دلم انگار سنگ شده
شوهرم خیلی خیلی سرد شده از بعد پسرم،، اوایل منم چون افسردگی بعد زایمان داشتم برام مهم نبود دوس داشتم همینجور تنها باشم ولی الان خیلی اذیت میشم اصلا شوهرم اهل محبت کردن و عشق نیست
اصلا بجز تایم رابطه اهل بوس کردن و بغل کردن و کلمات قشنگ گفتن نیست،، اوایل ازدواجمون خیلی سعی کردم درستش کنم اخرم فقط خودم خسته شدم ب این نتیجه رسیدم اینا خاتوادگی اینجورین مشکل از تربیتشونه
ماهی یه بار رابطه داریم اصلا براش مهم نیست
اگه جامون جدا بشه ذره ای براش اهمیت نداره
قدیما قهر میکردم یکم منت کشی میکرد الان اونم اصلا اصلا
اصلا بلد نیست بگه ببخشید یا ناز بکشه
خیلی دلم گرفته امشب یکم بحثمون شد اونم جاشو جدا کرد گرفته خابیده انقد قلبم سنگینه ک نگو
دیگ انقد بهش گفتم یا پیام دادم اینارو گفتم ب یه ورش نگرقته حس میکنم دارم زر میزنم دیگ میگم چ فایده بازم بگم
اخه مگ چندسالمونه یا چندسال از رابطمون گذشته که انقد سردیم
بخدا بززگترین حسرت زندگیم اینه میبینم یکی شوهرش عاشقشه عاشقانه رفتار میکنه باهاش
جالبیش اینه هفت سال عاشق من بود و اخرم شد این
واقعا ادم باید نشونه هارو در نظر بگیره، ابن از اولم اینجوری بی احساس بود تو نامزدی ،، من خیلی ادم با احساسی ام نمیدونم حقم ازدواج با همچین ادمی نبود...
#فرزندپروری#پوشک#جیش#اسهال#مای بیبی#پی پی#استامینوفن