۸ پاسخ

همسرم و پسرم میخوابن ۱ تا ۴ بیدارم واقعا لذت میبرم اصلا دلم نمیخواد زودتر بخوابم لذت میبرم از اینکه کسی کاری به کارم تداره 🤣

من با اينكه شاغلم و صبح بايد٧بلند بشم تا ٢-٣بيدارم حيفم مياد بخوابم ميگم كاش شب تموم نشه واقعا در طول روز دلم ميخواد فقط يك ربع فرصت فكركردن و تمركز داشته باشم ك متاسفانه ندارم و هميشه شلوغي و كار بامنه دلم روزايي رو ميخواد ك از شدت بيكاري ساعتها رو مبل دراز ميكشيدم و كتاب ميخوندم

دقیقا عین من

درکت میکنم همه ی ما همینیم

اما همیشه همینجور نمیمونه

همه همینیم...البته هممون هم میدونستیم زندگی با بچه همینجوره و به هرحال صفر نبودیم...اما خب باید مدیریت کرد و استقلال در بازی رو به بچه یاد داد..من که خودم چون شاغلم پرستار کودک دارم اما پیشنهاد میکنم گاهی بچه تون رو بسپارین به اطرافیان و‌ خودتون فقط استراحت کنید...یا بذاریدش خانه ی بازی و شما توی لابی بشینید..یا یه روزهایی رو به پدرش محول کنید بچه داری رو...در نهایت هم مثل من میتونین گاهی شیطنت کنید و زمانهای دستشویی و یا حمام رفتن رو ۳ برابر از حالت معمول کنید😈

من گندم ۲ شب میخوابه تا ۴ لباس و دستمال کشی و کارامو میکنم

دقیقا…مادرم یا همسرم میگن وقتی شبا خابید تو هم بخاب..میگم پس کی برای خودم باش…کی لذت ببرم از زندگی…تنها دلخوشی خودم همین شب بیدار موندن ک البته با استرس زود بیدار شدن فردا بچه

منمم همینطورم
زندگیم خلاصه شده از خود گزشتن

سوال های مرتبط

مامان ارتین مامان ارتین ۲ سالگی
خیلی دلم میخاد بهدخود قبل بچه داشتنم برگردم
من قدیم بشدت کتاب خون بودم عاشق کتاب بودم ،، اهنگ‌ گوش میدادم ،، رنگ امیزی میکردم،، فیلم که نگم براتون ایرانی خارجی ینی بشدت علاقه داشتم ،، به خودم میرسیدم عاشق ارایش کردن و تیپ زدن بودم ولی نگن براتون الان چقد دور شدم از خودم
میام کتاب شروع کنم ده صفه میخونم حوصلم نمیکشه دو قسمت فیلم میبینم وقت نمیکنم انقد نمیرم سراغش که از شوق میفتم ارایش و تیپ زدن که اصلاااا در بدترین وضعیت میرم بیرون هنر کنم موهامو شونه کنم ، انقد ابجیم دعوام میکنه میریم بیرون میگ ارایش کن به خودت برس
روزا که اصلا با بچه وقت نمیکنم یا نمیزاره فیلم و کتاب رو شبام میگم یکم بیام با خودم خلوت کنم میبینم انقدددد خستم بخابم بیشتر به خودم لطف کردم
به خودم رسیدنم که اصلا نمیدونم چم شده اصلا انگیزه ندارم دیگ مامانای خوشگل و خوشتبپ و میبینم انقد حسرت میخورررم،، باورم نمیشه این منی ام که یه دنیا ماسک و روتین پوستی داشتم الان یه ابرسان و یه روز میزنم ده روز نمیزنم
خیلی دلم میگیره خیلی... شاید همش بخاطر اینه که تمام این دوسال و نیم ۲۴ ساعتشو خودم تو بچه داری تنها بودم تو شهر غریب کسی و نداشتم شوهرمم همش سرکار بوده و فرسودگی باعث این عوض شدنمه...
تو این عکسم عید مامانم اینا خونمون بودن بچمو گذاشتم پیشش به اصراذ ابجیم پاشدم بعد مدت ها به خودم رسیدم رفتیم کافه...
#فرزندپروری#پوشک#جیش#اسهال#مای بیبی#پی پی#استامینوفن