۸ پاسخ

با بندبند وجودم درکت میکنم منم مث شمام 😔

من کلا مثل دیوی تو برنامه ی کلاه قرمزی برعکس با بچه هام حرف میزنم
مثلا میخوام بهشون غذا بدم یه بشقاب میکشم میارم میگم این غذای منه، شما نخورینا بدو بدو میان میخورن😂
یا میدونم الان دسشویی دارن ولی مقاومت میکنن میگم من میخوام برم دسشویی کسی نره هاااا، بدو بدو میرن که زودتر از من برسن به دسشویی
شاید درست نباشه این کار ولی دیگه چاره ایی ندارم، مجبورم🥲🤦‍♀️

بخدا کاملا میفهممت منم دیونه ام از دست بچه فقط آخریا اینکارو میکنم ک حداقل یکی دو ساعت مغزم آروم بگیره صبح زودا تا خوابه پا میشم تند تند کارام میکنم غذا می‌زارم ساعت یازده و اینا میارمش پارک یه دو ساعت بازی کنه یکم تو اون دو ساعت مغزم استراحت می‌کنه بعد خوبم هست خسته میشن بازی میکنن

حالا به این شرایط ، یه بچه دوماهه هم اضافه کن که فققققططططط میچسبه شیر میخوره و نمی‌خوابه ، میشه روزگار من بیچاره.
دیروز دیگه انقدر عصبی شدم گفتم روزگار من از روزگار سگ بدتره.
من اول ماه دیگه می‌خوام ببرمش کلاس ، دوساعتم تو خونه نباشه و برای بردنش یه هوایی به سرم بخوره بازم خوبه.

وای وای نگو بچه منم همینه من دیگه افسرده شدم بخدا

دقیقا مث ما. سر هر کاری. دعوا داریم. ب زور میبرم دسشویی ب زور صداش میکنم میاد واس غذا شوهرم میگه دیوونه شذم از دست سروصداهاتون😐

دختر من اینطوریه روزگارم سیاهه حس بدبخت بودن دارم

کاش شرایط که اوکی شد یه مهد کودکی چیزی بذاری عزیزم
منم مثل شما بودم پاییز پارسال😑 دیگه مهد ثبت نامش کردم خییلی بهتر شد شرایطم لااقل هفته ای دوروز سه ساعت مال خودمم رابطم با بچم هم خیلی بهتر شده🥰

سوال های مرتبط

مامان ثمین مامان ثمین ۳ سالگی
مامان ثمین مامان ثمین ۳ سالگی
مامان ثمین مامان ثمین ۳ سالگی