۱۱ پاسخ

زنگ بزن بگو شما که تحربه داری حالا بگو چه خاکی تو سرم کنم از دیشب ک پرتقال دادی بچم هم اسهال شده هم شدید سوخته بیا درمانش کن حالا خانم متخصص

بنظرم حالا که قهر کرده رفته دیگه حتما زنگو بزن
بگو هم بچه رو مریض کردی هم ما دوتا رو انداختی به جون هم

هامن باشم زنگ میزنم یعنی نفرت دارم من میری بچه بغل می‌کنه دیگه هواسش ب گردنش نیس میگی بهش میگه توب من یادمیدی همی شوهرت من بزرگ کردم

نزن ولی رفتی یبار دیگا قاطعانه بگو چیزی به بچم نده اون سری حالش بد شد

به نظر منکه حتما بزن بدون سلام و احوال پرسی بگو از وقتی اومدیم یکسره اسهاله و بی قرار کارخودتا کردی منو شوهرمم دعوا انداختی خنک شدی حالا

پرتقال شش هفت ماه هم خوب نیس چ برسه سه ماهه چشمای بچه خدانکردع لوچ میشه میگن

اره بگو که دیگه نکنه اینکارو. ، همینطوری مثلا زنگ بزن حالشونو بپرسی بعد بگو بچه اسهال شده و … از دیشب که آب پرتقالو خورده

اخه پرتغال حالا حالاها ممنوعه چطور گذاشتی بده بهش
بدبخت اسیدیته معده ش ریده شد توش

بنظرم زنگ بزن بگو بعد حالا بچم اینجوری شده میای باهام ببریمش دکتر ؟

اصلا تا دو سالگی پرتقال برا بچه ممنوعه

اره بگو تا بعدا دوباره ازاین کارا نکنه..

سوال های مرتبط

مامان علی جان مامان علی جان ۶ ماهگی
چقدر دلم میخاد با یکی درد دل کنم دلمو خالی کنم🥲 برای مادرم بگم غصمو میخوره نمیگم بهش😔 خیلی خانواده همسرم دخالت میکنن تو بچه داری اذیت میکنن ایراد میگیرن من نمیرم خونشون اعصابم اروم باشه اونا میان هر شب هر شب میان از لحظه ای که وارد میشن میگن چرا شبه لباسا بچه رو بنده بعد میان داخل از لباس بچه ایراد میگیرن اولین چیز مادرشوهرم پوشک بچه رو در میاره پرت میکنه میگه این چیه می‌زاری کهنه بذار شلوار میکنه پا بچه هر جیشی که کرد کهنه و شلوار پرت میکنه یه کهنه شلوار دیگه با یه عالمه لباس و زیر انداز جیشی میزارن رو دستم بعد به لباس بچه گیر میدن به شیشه شیر به پستونک به بالشت بچه ایراد میگیرن آب میدن به بچه میگن دهنش خشکه پودر نزن قطره آ د نده بچم شیرخشکیه مادرشوهرم بزور میگه بده من شیر بهش بدم بچه داره شیر میخوره شیشه رو از دهنش میکشه سر شیشه رو با انگشتاش فشار میده میگه کم ازش شیر میاد دوباره می‌زاره دهن بچه باز دوباره درش میاره با انگشتاش آلودش میکنه می‌زاره دهن بچه پدرشوهرم سنجاقی آورده میگه داغ کنم سر شیشه رو گشادش کنم اذیته هرچی منو همسرم جوابشونو میدیم لج میکنن بدتر میگن شما میخایین یاد ما بدین چی کنیم چی نکنیم بعد این همه بچه بزرگ کردن همین مونده تو یاد ما بدی بدتر لج میکنن چای و میوه ای که کوفت میکنن نمیزارن تو آشپزخونه حتی نمیخام بشورن سکوت میکنم داغون میشم جواب میدم میگن تو میخای تو این سن و سال بگی چی کن چی نکن دوباره امشب میان 😐 کجا برم راحت بشم 😫😫😫😫



شیردهی زایمان بارداری سزارین طبیعی کولیک نوزاد
مامان سیدرضا جان مامان سیدرضا جان ۳ ماهگی