سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۵ سالگی
مامان زی زی گولو مامان زی زی گولو ۴ سالگی
امروز ظهر خیلی یهویی دلم خواست تولد بابام رو پیشاپیش جشن بگیریم
اول خواستم از بیرون کیک سفارش بدم بعد با خودم گفتم وقتی عاشق این کیکه چرا از بیرون زودی دست به کار شدم و تدارک دیدم و زنگ زدم مامانم دعوتشون کردم برای شام
از خدا ک پنهون نیس از شما چه پنهون بابام تنها آدمی تو زندگیم ک حتی وقتی اسمش رو میارم حتی وقتی تو ذهنم یه لحظه بهش فکر میکنم چشام پر از اشک میشه به خاطر وجودش
شاید اون تعریفی ک همه از پدر ایده آل دارن نباشه اما برای من همیشه یه گوشه بزرگ از قلبم متعلق به بابامه ک شدیدا برام با ارزش
من ازون بچه مستقلا بودم ک زمین و زمان رو بهم می‌دوختم اما فقط نیاز بود بابام پشت تلفن بگه دخترررر چطورررری و من در لحظه بغضی که شاید روزها و ماه ها به دلم مونده رو تبدیل به اشک کنم براش و اونم با سکوتش به حرفام گوش بده...
خلاصه ک عشق دختر به پدر یه عشق وصف نشدنیه...
امیدوارم سایه همه پدرها بالای سر بچه ها باشه و روح تمام پدرهای اسمانی شاد باشه


#فرزندپروری
#اسهال
#خون
#نوزاد
#یبوست
#رفلاکس
#پیپی
#نینی
#شیرخشک