گاهی فکر میکنم چقدر ما مادرهای نسل جدید گناه داریم
انقدر که توسط دنیای باید و نبایدها بکن و نکن ها احاطه شدیم
شبکه های اجتماعی همش داره به ما مادرها میگه این خوبه اون بده و اگر تو طبق همون الگو پیش نری مادر خوبی نیستی و داری به بچه ت ظلم میکنی
اینجا هم بعضی مادرها همین شیوه ی توبیخ کردن رو دارن تا یکی مثلا راجع به ساعت خواب بچه ش یا نحوه ی غذا خوردنش تاپیک میذاره
همه میخوان بگن این اشتباهه و فلان شیوه درسته
مثلا یکی اینجا نوشته بود بچه ش ساعت ۱۱-۱۲ میخوابه واسش نوشته بودن پس هورمون رشدش چی؟؟یکی از ناچاری که بچه ش غذای بی ادویه رو نمیخوره بهش غذای سفره داده بود واسش نوشته بودن وااای فلان میشه در بزرگسالی و … یا حتی تلویزیون دیدن که همه ی ما تقریبا دنیای کودکیمون غرق همین تصویر و رنگ ها بودیم ولی بچه های الان منع دارن
به عنوان مادری که تمام نکات بالا رو رعایت میکنم میخوام بگم بعضی وقتا کم میارم و به این فکر میکنم اگر مثلا ۱۵ سال قبل مادر میشدم چقدر دنیای متفاوت و کم استرس تری رو تجربه میکردم
الان تا هر شبکه ی اجتماعی رو باز میکنی یکی میخواد پکیج خواب بهت بفروشه یکی پکیج تغذیه یکی از اثرات مخرب تلویزیون دیدن بگه
در صورتی که هر بچه ای الگوی خواب و خوراک و رفتار مشخصی داره و ما نهایتا بتونیم اون الگو رو بهبود بدیم
خود ما با غذای سفره و دیدن تلویزیون و ساعت خوابهای متفاوت بزرگ شدیم و دست کم ۹۰ درصدمون مشکل خاصی نداریم
ولی امان از مادری کردن های حال حاضر…

پوشک
شیرخشک
مولفیکس
مایبیبی

۷ پاسخ

بنظر من چندتا کتاب فرزندپروری بخون و سعی کن اگر نکته ای داری رعایتش کنی وگرنه این پیج‌های آموزشی جز استرس و یکسری رفتارهای دیکته شده چیز دیگه ای ندارن.

کتاب نیک سرشت و فرزندپروری بدون شرط کتاب های خوبی هستن

کاملا درست میگه، همش بهمون استرس و حس ناکافی بودن میدن، یه سری اصول کلی داره که البته اگه رعایت بشه خوبه هرکسی براساس شرایط خودش ولی سختگیری زیاد نباید باشه اگه مادر بخواد اذیت بشه و استرس بگیره بدرد نمیخوره، مثلا بچه من ۸ میخوابه جدا از بحث هورمون رشد و اینا من این جوری خودم خیلی راحتم چند ساعت از شب فقط برای خودمم، هرکسی بنظرم با شرایط خودش باید تنظیم کنه

افرین بخداحرف دل منوزدی من خودم ۷ تاعمه ویه عمودارم کوچیکتریشومن عمه ام ۳۰ سالشه بانبات داغ واب دوغی که میذاشتن جوش بیادوکشک درست کنن بااون بزرگ شدن بخداهمه شونم قدبلندویالم یکی دوتاش افسردگی وبدن دردداره اونم برمیگرده به زندگی وشوهرهاسپی الانشون مادربزرگم‌میگه بامادرشوهروچندتاخواهرشوهروبرادرشوهرقدونیم قدبادوتاجاری وبچه هاشون مگه‌میتونستیم به بچه چیزی بدیم یاچیزی بخریم اصلااختیاری روبچه نداشتیم دراون حدم خوردوخوراکمون زیادنبودیاخوب نبودشیرداشته باشیم بچه هابااب قندوازاول باغذای سفره واب کشک بعده جوشیده شده بزرگ شدن والاطوریشونم الان نیست
حالاماابنقدرسخت گرفتیم خودمون داریم له میشیم
مکملهاشون کلاخارجی تعیین وقت خواب غذای مجازوتست شده ی هرماه هزارتاکوفت وزهرماردیگه تامیایم چیزی بگی میپرن به ادم اره ببین خدابچه روبه کی داده نمیدونم خدااززمین برت داره،زنیکه توکه اعصاب نداری بچه نیاروفلان واقعاموندبم😐

من دختر بزرگم سیزده هست،روی اون خیلی حرص خوردم لاغری شکم غذا خوردن الان دختر بزرگم لاغرها وبازهم خیلی بد غذا هست مخصوصاگوشت،ولی دومی خیلی سخت نمی‌گیرم شماهم به قول جدیدها شل کنید بابا👩‍❤️‍👩😂

آره واقن همینطوره...
من خیلی تلاش کردم برای همش دیدم خیلی اذیت میشم سن و سالی عم ندارم دخترمم اذیت میکرد هر غذایی رو نمی‌خورد دیگع ترجیح دادم مثل مامانامون شل بگیرم از نه ماهگی دیگه کلن غذای سفره میدم بهش تایم خابش قبلن زود میخابید و اذیت میکرد الان هروقت خودش بخاد میخابه ..🫠

وای دقیقا خیلی خوب گفتین حرفای دل من

دقیقا😮‍💨😮‍💨صب ب همسرم میگفتم خوشبحال مامانامون اهمیت نمیدادن ما غذا نمیخوردیم من انقد حرص میخورم کم مونده سکته کنم

سوال های مرتبط

مامان دخملی ❤️ مامان دخملی ❤️ ۱ سالگی
دیروز نوبت آتلیه داشتیم بچه اصلا همکاری نکرد از شانسمون از دوربین و صدای شات و نور فلش ترسید بچم زد زیر گریه ولی برعکس کلیپش خیلی خوب شد چون دوربین بی صدا و نور بود
حالا از تجربه م بگم که اگه رفتین آتلیه
یک تو این یکسال نشد اصلا ببرمش خوبه که یکی دوبار بچه رو ببرید با محیط آشنا باشه دختر من حتی از یکی از عکاسا که موهاش پسرونه بود میترسید فکر میکرد آقاس چون از بعضی مردا می‌ترسه
دو اینکه قبل و بعداز نوبت شما به کس دیگه ای نوبت نداده باشن چون بچه قابل پیش بینی نیس ممکنه کارش یه ساعت دوساعت یا حتی سه ساعت طول بکشه نفر بعدی میاد معطل می مونه
نمی‌دونم همه آتلیه ها اینجورن یا اینجا که ما رفتیم اینجوری بود وسط عکاسی دیدم اووو سه چهار تا بچه و نوزاد دیگه اومدن تو نوبت
سه اینکه عکاس اصلا با منشی که تو ایتا باهاش در ارتباط بودم انگار هماهنگ نبود تمی که انتخاب کرده بودم اجرا نکردن کلی اعصابم خورد شد تم یه بچه ی دیگه رو عکاسی کردیم
یا اینکه من ۳ تم گفتم اینا ۸ تم حساب کرده بودن
اونجا هم اول که رفتیم یکی قبل از ما دیر اومد ما سر وقت رسیدیم بعد کار اونو انجام دادن باعث شد ما یه ساعت عقب بیوفتیم شوهرمم از کارش زده بودو بخاطر این بی دقتی کلی عصبی شدیم باز
بعد موقع عکاسی دونفر بودن یکی عکس یکی فیلم مثلا یدونه از بچه من می گرفت می‌رفت یدونه نوزاد می گرفت میومد دوباره بچه من و خیلی چیزای دیگه
ولی این خوب بود که برای هر تم هم لباس هم تل داشتن
آتلیه هم عمارت بود یه آتلیه که خیلی معروفه و تخصص کودک و نوزاد دارن مثلا ولی این ناهماهنگی ها پشیمونت می کنه
مامان لیــــ🩷ــــــا مامان لیــــ🩷ــــــا ۱ سالگی
چند وقته میخواستم بیام این تاپیک رو بزارم برای مامانایی که بچه هاشون خواب شبانشون یکسره نیست و مدام بیدار میشن
دیگه توی این سن ینی تقریبا یک سالگی باید بچه شب که میخوابه تا صبح مثل خودمون خواب باشه بعضی بچه ها گشنشون میشه یک بار شیردهی توی شب هم اوکیه
ولی من میبینم خیلی از مامانا هر شب میان مینویسن دیگه خسته شدیم از بس بچمون بیدار میشه و حق هم دارن چون وقتی خواب شبمون خوب نباشه توی طول روز کسلیم نمیتونیم به کارای بچه با حوصله برسیم
خواستم یاداور بشم که مامان گل طرز خوابیدن بچت رو اگر درست کنی خوابش هم درست میشه
همه ی ما در طول شب چند بار خوابمون سبک و سنگین میشه ولی چون من و توی بزرگسال یاد گرفتیم چطور خودمون رو بخوابونیم اصلا متوجه هم نمیشیم که خوابمون سبک میشه و دوباره به خواب میریم
اما بچه ها رو ما یادشون میدیم چطور بخوابن
کودکی که اول شب زیر شیر خوابش میره در طول شب که چند بار بیدار میشه منتظره تا با همون ترفند شیر خوردن بخوابه
بچه ای که روی پا میخوابه اول شب هم همینطور
بچه ای که تو بغل میخوابه و....
خلاصه که اگر به بچه ها یاد بدیم خودشون بخوابن نیازی نیست دیگه شبا چند بار بیدار بشیم تا دوباره بخوابونیمشون
مامان حسین و راستین🩵 مامان حسین و راستین🩵 ۱۴ ماهگی
پسر های نازنینم ♥️
عزیزای دل مادر 🤍
بعد از اومدنتون، من تمام لحظه هامو عمیقأ زندگی کردم، گل پسرهام 🩵
حسین جانم، قوت قلبم 🥰
بهت گفته بودم که :«پسرک مهربانم، اینو یادت بمونه که من برای اولین بار حس مادری رو با تو تجربه کردم و هیچوقت تغییری در این حس ایجاد نمیشه، جان شیرین مادر 💚
۱۰ سال یکی یه دونه ی مامان بودی و از بس لحظه های ناب مامان، پسری داشتیم که با خودم فکر می کردم اگه تصمیم به داشتن بچه ی دوم بگیرم، باز می تونم همینطور عاشقانه مادری کنم 🩷
تا اینکه خداوند داداش کوچولوتو بهمون هدیه داد 💞
راستین جانم، گل زیبای بهارم 🥰
اومدنت چقدر درک شیرینی واسم به همراه داشت، درک سادگی خودم🫣☺️
هر بار که خداوند فرصت لمس این عشق واقعی رو بهت میده، تو باز هم همان قدر عاشقانه مادری می کنی 🥹♥️
دردونه های مادر، شما با اومدنتون دنیای من و بابا رو بی نهایت زیباتر کردید💖
الهی همیشه شاد باشید و بمونید برای هم داداشی های مهربونم 🥹♥️😘