۱۰ پاسخ

عزیزم حق داری من سه روز بچه م وحشتناک مریضه یعنی فقط ارزوی‌مرگ‌میکنم بنظرم بدبخت تر ار مادر تو این دنیا نیست دیگه

‌میفهمم حالت رو منم دخترم ک بستری بود تا مدتها حالم بد بود انشالله ک زود خوب میشه برین ی مسافرت یا ی زیارت دلتون باز بشه

عزیزم العا حال پسرتون خوبه بازم سنو انجام میدین

ما اتفاقی تو سنو ۵ماهگی متوجه شدیم اول ۱۵بود بعد ۳ماه شد ۲۱ هسته ای رو انجام دادیم تنگی خیلی کم نوشته کلیه ۴۸ درصد کار میکنه از ۵۰ ادرار هم کامل تخلیه میشه ولی خیلی اروم دکتر گفت عکس رنگی بگیرین انقدر سر هسته ای اذیت شد دلمون نیومد دوباره سنو کردیم قبل عید شد ۱۵ العا بازم باید سنو کنم شاید کم بشه عکس رنگی نخاد

سلام عزیزم خدا به پسرت سلامتی بده العا این پیامتونو دیدم پسر منم تورم کلیه داره میخواستم بپرس واس پسر شما چند بود عمل کردین با این که عملش خیلی سخته بعد عمل خیلی اذیت شد

میفهمم حالت رو پسر من هشت ماهه بود جراحی داشت وقتی پشت در اتاق عمل وانتظارش یادم میاد اشکم میریزه خیلی خیلی سخته خدا برای هیچ مادری نخواد خوب میشی یواش یواش خدا به کوچولوت هم سلامتی بده

عزیزم بلا از گل پسرتون دور باشه ان شاءالله
اما خودتون حتما پیش ی تراپیست برید برای این حالتون ان شاء الله هرچه زودتر روبراه میشیدد

انشالله به حق امام رضا پسرت و همه بچه ها حالشون خوب شه
و همچنین دختر من

سلام عزیزم انشالله همیشه همه بچه ها سلامت باشن
چرا پسرت عمل کردی؟

همه‌ی اینا رو با گریه نوشتم ، هر شب فکر میکنم و گریه میکنم

سوال های مرتبط

مامان برنا مامان برنا ۱۲ ماهگی
یک هفته دیگه تولد یکسالگی پسرمه اصلا باورم نمیشه وقتی به دنیا اومد حتی ۶ ماهگی هم خییییلی دور بود واسم با اینکه خییییلی سخت بود و هست ولی خیلی خوشحالم.وقتی به دنیا اومد وزنش ۲۳۰۰ بود و خیییلی ریز بود شب اول که اومدم خونه کنارم خواب بود اصلا جون نداشت گریه کنه وقتی بیدار شدم یادم نبود که بچه دارم تو تاریکی که پسرمو کنارم دیدم همش میگفتم این چیه کنار من اول فکر کردم گنجشکه بعدم گفتم نه بچه گربه اس داداشم آورده اینجا که نگهش داره آخه داداشم همش به گربه ها غذا میده و دوسشون داره یهو که شروع به گریه کرد یادم افتاد بچه دارم و استرس دنیا ریخت تو دلم که خدایا این موجود به این کوچیکی رو من چطور بزرگ کنم همش با خودم میگفتم این دستا و پاها و کله ی کوچولو چققققدر طول میکشه که بزرگ بشن خدایا چیکار کنم ولی الان که خداروشکر وزنش نرمال و بزرگ و شیطون شده با اینکه صبح و شب استراحت ندارم ولی خدارو خییییلی شکر میکنم که قراره واسه گل پسرم تولد یکسالگی بگیرم و امیدوارم خدا به هرکس بچه میخواد فقط سالمشو بده چون دور از جون پدر مادر پدرشون درمیاد تا بچه بزرگ بشه.
مامان دونه کوچولو مامان دونه کوچولو ۱۱ ماهگی
دیشب نزدیک های پنج و نیم صبح یه خواب خیلی خیلی خیلی بد و ناجوری درباره دخترم دیدم خیلی خیلی وحشتناک بود بعدشم از شدت وحشت از خواب پریدم و بدو بدو اومدم بالاسر دخترم ببینم حالش خوبه یا نه دیدم حالش خوبه خیالم راحت شد ولی چقد سخته مادر بودن چقد سخته عذاب کشیدن بچتو ببینی حتی توی خواب حاضر نیستی یه تار مو از سرش کم بشه من با اینکه خواب بود ولی داشتم از ناراحتی میمردم و دلم خون بود خداروشکر که همش خواب بود حتی انقد وحشتناک بود که خواب از سرم پرید و الان استرس اینو دارم که نکنه اتفاقی برا دخترم بیفته انقد وحشتناک بود که از به زبون آوردنش هم میترسم که چی بود خوابم الهی همه بچه ها سالم و سلامت باشن و هیچ بچه ای مریض نشه نمی‌دونم چرا همچین خوابی دیدم اما این روزا به خاطر امتحانات دانشگاهم که حضوری هستن خیلی داره بهم فشار میاد با بچه کوچیک و آنچنان هم کمکی ندارم و خیلی دارم اذیت میشم و استرسم هم زیاده و دخترم هم رو دور دندون در اوردنه و اسهال و استفراغه شاید به خاطر ایناست که خواب بد دیدم
مامان لیــــ🩷ــــــا مامان لیــــ🩷ــــــا ۱ سالگی
چند وقته میخواستم بیام این تاپیک رو بزارم برای مامانایی که بچه هاشون خواب شبانشون یکسره نیست و مدام بیدار میشن
دیگه توی این سن ینی تقریبا یک سالگی باید بچه شب که میخوابه تا صبح مثل خودمون خواب باشه بعضی بچه ها گشنشون میشه یک بار شیردهی توی شب هم اوکیه
ولی من میبینم خیلی از مامانا هر شب میان مینویسن دیگه خسته شدیم از بس بچمون بیدار میشه و حق هم دارن چون وقتی خواب شبمون خوب نباشه توی طول روز کسلیم نمیتونیم به کارای بچه با حوصله برسیم
خواستم یاداور بشم که مامان گل طرز خوابیدن بچت رو اگر درست کنی خوابش هم درست میشه
همه ی ما در طول شب چند بار خوابمون سبک و سنگین میشه ولی چون من و توی بزرگسال یاد گرفتیم چطور خودمون رو بخوابونیم اصلا متوجه هم نمیشیم که خوابمون سبک میشه و دوباره به خواب میریم
اما بچه ها رو ما یادشون میدیم چطور بخوابن
کودکی که اول شب زیر شیر خوابش میره در طول شب که چند بار بیدار میشه منتظره تا با همون ترفند شیر خوردن بخوابه
بچه ای که روی پا میخوابه اول شب هم همینطور
بچه ای که تو بغل میخوابه و....
خلاصه که اگر به بچه ها یاد بدیم خودشون بخوابن نیازی نیست دیگه شبا چند بار بیدار بشیم تا دوباره بخوابونیمشون
مامان معجزه خدا مامان معجزه خدا هفته بیست‌وهفتم بارداری
سلام دوستان عزیز دیروز دیدم که عماد قشنگ فوت کرده رفتم بیدار کردم تمام عکسهای که مادرش گذاشته بود دیدم باورتون نمیشه من از ساعت 7تا 3شب داشتم همش عکس هارا نگاه میکردم قربون دل مادر عماد بشم چی کشیده درد بچه و داغ بچه خیلی سخته خدا نصیب هیچ مادری نکنه باتمام وجودم درکش کردم که چی کشیده چون خودم یه فرشته آسمانی دارم منم دخترم یه روز بردم بیمارستان بستری شد سرما خورده بود نمی‌دونم دکتر چی زد حال بچه بعد شد انتقال دادن اراک دخترمن یک هفته اون جا بود در یک هفته من خیلی درد کشیدم دخترم به دستگاه وصلش کردن رگ مرکزی براش بارکردن از سرش رک کشیدن خیلی میدونید زمانی که دخترم را به دستگاه وصلش کردن رفتم نماز خوندم از خدا خواستم که اگه بچم خوب میشه که تا فردا چشماش باز کنه اگه نه ببرش پیش خودت اون راهم شفا هست شاید با خودتون بگید چه مادر دل سنگی دل سنگ نیستم دیدن درد بچم نداشتم قلب مادر هیچ وقت دروغ نمیگه مادرم می‌گفت که شیرتا بدوش دخترت خوب بشه میخواد ولی من این کارا نمی‌کردم چون نمی‌تونستم ببینم که بچم گشنه هست من شیرش میریزم بره میدونید خدا بعد کلی دوا دکتر بهم دادش ولی خواست خدا این بوده دلم با این آروم میکنم که پیش خدا هست مگه بهتر از خدا هم کسی می‌تونه ازش نگهداری کنه دیدار به قیامت تا برم پیشش اون صورت نازش یادم نمیره پارسال این موقع بارداربودم 20م تولدشه میرم سرمزارش میگیرم من اول به خاطر خدا تحمل میکنم بعد دخترم دیگم 4ماهه من شب ها نخوابیدم انشالله که هیچ وقت تب بچه هاتون نبینید داغ بچه خیلی سخته ببخشید که ناراحتتون کردم دلم گرفته بود یاد دردهای خودم افتادم وقتی عماد دیدم برای منم دعا کنید که خدا جاشو برام سبز کنه اینم عکس فرشته آسمانی من بهترین اتفاق زندگیم