۱۳ پاسخ

حال کیان خوبه گلم

خداروشکر که گذشت
کیان جونم همیشه سلامت باشه❤️

خداروشکرحال پسرت خوبه بقیه ب درک فقط پاره تن ادم بخنذه همین

ای خواهر ول کن همین که پسرت سالم پیشته ارزش داره بقیه رو بیخیال

همینک گذشت خداروشکر کن ابجی

ان شالله همیشه سلامت باشه

ببخشید پسرتون عمل چی داشت؟

مامان قوی کیان
کیان خیلی خوش شانسه که تورو داره♥️

چرا عملش کردین

چقدر خوشحال شدم گلم
انشالله دیگه هیچ وقت مسیرت ب اون وراهم نمیوفته عزیزم
کیان جان شکرخدا که خوبه واقعاً دلم شاد شد انشالله همیشه سلامت باشه شیر پسرو🥹🤲🏻
مراقب خودتم باش مامان مهربونو زحمت کش خیلی اذیت شدی گلم 🫂

چیشده عزیزم

ایشالله دیگه هیچ موقع راهت ب بیمارستان اینا نخوره
حالش خوبه الان دیگه

الهی الان چطوره کیان جان بهتره؟

سوال های مرتبط

مامان مهوا مامان مهوا ۱ سالگی
سلام دوستان
اول از همه معذرت خواهی می‌کنم که پاسخ تاپیک های قبلم رو نتونستم بدم.مرسی از همتون که راهنمایی کردید.
خداروشکر حال مهوا امروز کمی بهتره.از دیشب تا الان تبش بالا نرفته.
پریشب و دیروز که بیمارستان بودیم مهوا فقط تب بالا داشت و سرفه ی زیاد نداشت اما الان سرفه هاش خیلی بیشتر شده. توی بیمارستان سه تا دکتر ویزیتش کردند در ساعت های مختلف، با دکتر اورژانس میشد چهارتا دکتر. همشون ریه مهوا رو بررسی کردند گفتند که مشکلی نداره. اما الان سرفه هاش زیاد شده، دارو برای سرفه هم بهش ندادن. به نظرتون باید دوباره ببرمش دکتر درسته؟؟
و اینکه الان تبش پایین اومده می‌تونم حموم ببرمش؟

این یکی دو روز به اندازه یکماه بهم سخت گذشت واقعا خیلی سخته هم خودت مریض باشی هم جگر گوشه ت.
این ویروس رو از مدرسه من اوردم خونه💔 سال بعد ایشالله صد درصد واکسن انفولانزا رو میزنم. پارسال مریض شدم اما چون واکسن زده بودم خیلی خفیف بود و با اینکه باردار بودم و دارو نمیتونستم مصرف کنم زودی خوب شدم اما امسال هرچقدر دارو مصرف می‌کنم اصلا فایده نداره💔

تحربه ام از پزشک های بیمارستان کودکان حکیم یافت اباد
دکتر علی نیا: به شدت بداخلاق و بی حوصله
دکتر غفار پور: توجه کافی نداشت و مدام میکفت سریع باش
دکتر نجفی: عالی بود، تمام موارد رو کامل کامل بررسی کرد خیلی مهربون و با حوصله تمام سوالارو جواب میداد❤️❤️ .
مامان جوجه مامان جوجه ۱۷ ماهگی
پارت دوم
و چند تا از دوستای منم رفتن خانم دکتر
اونام راضی نبودن از زایمانش که می‌گفتن بخیه بد زده
یکی از دوستام می‌گفتش که زایمانش طبیعی بود و می‌گفت جفت یکم مونده بوده که هی خونریزی داشت رفته سونوگرافی متوجه شده بود از جفت که مونده بی دقتی خانم دکتر بوده و چقدر هم دوست من اذیت شد
و در مورد مطبش که بخوام بگم
مطبش خیلی شلوغه خیلی مریض قبول می‌کنه خب این اشتباهه
بعد تو میری داخل مطب جا خانم دکتر دو نفر همراه یکی برای معاینه یکی همونجا
اشتباه دو نفرو داخل می‌فرسته
منشیشم که اصلاً به درد نمی‌خوره
یادمه که از خانم دکتر پرسیدم گفتم کدوم بیمارستان بهتره بیمارستان مهر یا بنت الهدی
بهش گفتم یکی از دوستام اومده از شما پرسیده شما گفتین بیمارستان بنت الهدی
هیچی دیگه خندید جواب منو نداد
بعداً که آمارشو درآوردیم که فهمیدیم بیمارستان بنت بهش یکم بیشتر پول فکر کنم می‌گیره
بازم انتخاب با خودتونه ولی خب من برای زایمان‌های دیگه جای ایشون نمی‌رم و به کسی هم پیشنهاد نمی‌کنم
یه نکته‌ای هم دیگه الان یادم اومد که بگم در ادامه در مورد بیمارستان ۱۷ شهریور مطب اونجا
مثلاً تو میای تلفنی وقت می‌گیری برای خانم دکتر موهبتی می‌گفتن ما رفتیم دکتر موهبتی ولی خوب نبوده زود میاد زودم میره
مامان دلانا❤️ مامان دلانا❤️ ۱۴ ماهگی
حالا که تولدای بچه هامون نزدیکه بیاید از روند زایمانتون تعریف کنید تجدید خاطره بشه🥰
پارت یک:
من خودم قرار بود زایمانم طبیعی باشه چون تو شهر ما سز اختیاری ۱۰۰ تومن هزینه اشه و خب خیلی زیاده....
دکتر بهم گفته بود تا ۱۵ خرداد اگه درد نگرفتی برو بستری شو تا با امپول فشار زایمان کنی...
ده خرداد بود دخترم از صبح هر لحظه درحال تکون خوردن بود ینی اصلا اروم نمیشد تا غروب اهمیت ندادم ولی دیگه غروب حس کردم طبیعی نیست این همه تکون...رفتم بیمارستان شهرستانی که توش هستیم( ما شازندیم و من میخواستم اراک که مرکز استانمونه زایمان کنم و بیمارستان خصوصی برم و اتاق وی ای پی بگیرم و این حرفا)
خلاصه غروب گفتم حالا برم بیمارستان همینجا یه ان اس تی بدم اگه اوضاعم خوب نبود میرم اراک....
رفتم ان اس تی دادم یه نیم ساعت گذشت دیدم پرستار اومد واسم انژیوکت زد و سرم و اینا گفت اماده باش میخوایم ببریمت اتاق عمل گفتم چیییی من اصلا نمیخوام اینجا زایمان کنم( اخه به درد نمیخوره بیمارستانش) گفت خانم اوضاعت خیلی بده اصلا جنینت ضربان نداره ضربانش صفر میشه باید حتما همین الان اورژانسی عملت کنیم حالا من هم ترسیده بودم هم دلم میخواست برم تو یه بیمارستان خوب و مجهز پیش دکتر خودم زایمان کنم
گفتم با رضایت شخصی خودم مرخصم کنید گفتن نه اصلا خودتم که رضایت بدی نمیتونی مرخص بشی حالا من هی اصرار و گریه اونام نه اگه بری بچت یه چیزیش میشه دیگه دیدن من هیچ جوره راضی نمیشم زنگ زدن به دکتر خودم شرایطمو بهش گفتن اونم گفته بود با امبولانس و سرم بفرستیدش بیاد از یه طرف نگران بودم از یه طرف خوشحال که دارم میرم و قراره سزارین هم بشم چون از طبیعی وحشت داشتم...
مامان جوجه مامان جوجه ۱۷ ماهگی
پارت اول
دو سه روز قبل از تاریخ انتی فشار رفت بالا خلاصه که من خانم دکتر گفتش وقتی تاریخ این انتی رد کردی بیا جام
رفتم چون خانم دکتر موهبتی
که نامه بستری داد برای ساعت ۷ صبح
خلاصه من روزش رفتم بیمارستان
قرار بود که ساعت ۱۲ بیاد منو معاینه کنه یک حالمو ببینه چطوریم فلان هیچی نیومد قرار بود بعد عملش بیاد
باز یک بار ساعت ۶شب بود قرار بود بیاد نیامد
در صورتی که من همونجا بودم بعضی از دکترا اومدن بالا سر مریضاشون برای چکاپ که وضعیتشون در چه قراره..
خلاصه ۴ سانت بودم بدون هیچ دردی و بهم آمپول فشار زدن قرص شیاف تو همون ۴ سانت بودم
بازم قرار بود ساعت ۸ بیاد که نیومد
من از این ناراحتم که منو مسخره کردن
و منم فکر کنم توی بیمارستان که هی فشار منو می‌گرفتن همونجا فشارم بالا بود بهم نمی‌گفتن فکر کنم
خانم دکتر از تو منو مسخره خودش کرد تا آخر ساعت ۱۲ شب که گفتش سزارین باید بشه
خانم رفتش به همه عملاش رسید به مطبش رسید بعد اومد
حدوداً من ۱۴ ساعت بیمارستان بودم منتظر😐
خلاصه که عمل کردیم سزارین
بعدم قرار بود بعدش بیاد جام پرستار گفت ساعت ۱۲ظهر خانم دکتر می‌خواد بیاد جا مریضش اونجام نیومد😂😐
مامان Baby🧒🏻🩵 مامان Baby🧒🏻🩵 ۱۵ ماهگی
میخوام از تجربه سال اول مادر بودنم بنویسم. برای مامان هایی که شاید خدای نکرده تجربه مشابه من رو داشته باشن.
پسر من با یک مشکل قلبی خیلی نادر متولد شد. متاسفانه تو غربالگری ها تشخیص نداده بودن. هفته اول زندگیش جراحی قلب باز شد. بعدش حدود یک ماه بیمارستان بودیم.
پارسال این روزا تو آی سیو قلب اطفال بودیم و من اصلا نمیدونستم آخر این مسیر چی میشه. نمیدونستم دست پر از بیمارستان میام بیرون یا بدون بچه ام. 😭
خیلی خیلی خیلی روزهای سختی بود.
چند روز بعد از مرخص شدنش ج ن گ شد. و من دیگه به فروپاشی روانی رسیدم. به روانپزشک مراجعه کردم و دارو برام شروع کردن.
اگر حالتون بده بعد از زایمان و خدای نکرده تجربه این مدل تروماها‌ رو هم دارید هم زمان، اصلا مقاومت نکنین در برابر دارو خوردن.
حتی اگر شرایط مراجعه به تراپیست رو دارید از خودتون دریغ نکنین.

خیلی سال سخت و عجیبی رو گذروندم.
ولی گذشت با همه سختی هاش.
کنار هم بزرگ شدیم. 🧒🏻👩🏻🩵
پ ن: چکاپ ها و اکو های پسری ادامه داره هر چند ماه ولی شکر خدا حال عمومیش خوبه.

الان برای اولین بار طی این مدت دوست دارم بزنم رو شونه خودم و بگم دمت گرم که زنده موندی دختر جان، آفرین که خودت رو سر پا نگه داشتی.🫂