سوال های مرتبط

مامان آوا مامان آوا ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من ۳۷ هفته معاینه تحریکی شدم دکترم بهم کپسول گل مغربی داد شبی یکی استفاده میکردم ولی جواب نداد ۳۸ هفتم تموم شد ولی زایمان نکردم که بهداشت بهم گفت باید یک روز در میون باید بری و nst بدی من دو روز در میون میرفتم هر بار هم معاینه میشدم و یک سانت بودم تا اینکه خودم رفتم داروخونه و شیاف گل مغربی گرفتم شب دوتا گذاشتم صبح هم دوتا عصر هم دوتا بعد بعد دو ساعت همش حس ادرار داشتم حالت دل‌پیچه داشتم شاید هر دو دقیقه میرفتم دسشویی اصلا دست خودم نبود پا درد پریودی گرفتم و اصلا فک نمی‌کردم اینا علائم زایمان باشه تا اینکه یه دردی زیر شکمم گرفت و ول چون صبح خیلی تحرک داشتم گفتم خستم رفتم دوش گرفتم خودمو تمیز کردم 😅 یکم ورزش کردم زیر دوش دیدم دلم بهتر نشد و هنوزم درد دارم بازم گفتم طبیعیه آمدم خونه دراز کشیدم خوب نشد شدیدتر هم شد ساعت ۸ شب بود دیگه به مامانم گفتم و آماده شدم ۳۹ هفته و ۳ روز بودم تا رفتیم بیمارستان ساعت ۱۱ شد اونجا نوار قلب گرفتن گفتن ضربان قلب بچه ضعیفه دوباره گرفتن بازم گفتن ضعیفه معاینه کرد ۲ سانت بودم گفت برو خونه تو درد زایمان نداری تا ۴ سانت هم نشی بستری نمیکنم منم چون از خونه تا بیمارستان ۱ ساعت نیم راه بود گفتم همینجا میمونم اونا هم چون بستری نبودن برقارو خاموش کردن رفتن خوابیدن منم با درد راه رفتم تا صبح کل شب بیدار بودم ورزش کردم پیاده روی کردم پله بالا پایین رفتم صبح ساعت ۶ معاینه کرد گفت هنوز ۲ سانتی اونجا دیگه قلبم نزدیک بود وایسته آخه با اون همه درد یا اون همه پیاده روی کل شب بیدار بودم بازم تغییری نکرده بودم دیگه گفتم میرم تو ماشین یکم استراحت کنم
مامان کیان😍 مامان کیان😍 ۹ ماهگی
سلام دوستان اینم تجربه زایمانم
پارت اول :شنبه 36هفته وشش روز رفتم مطب دکتر واس معاینه لگن گفت ۲/۵سانت بازی بعد. یهویی معاینه تحریکی کرد که تا سه روز ترشح موکسی و ژله ای قهوه ای داشتم بعد تبدیل به ترشح کرمی شد که کمی آبکی هم بود روز آخر یعنی جمعه تبدیل شد به ترشح صورتی و قرمز آبکی ژله ای رفتم زایشگاه گفت کیسه ابت نشتی داره باید بستری بشی منم بستری شدم ساعت ده بعد نصف یک قرص فشار زیر زبونم گذاشتند با یک سرم همونجا هم معاینه کردند هنوز ۲/۵سانت بودم البته بدون درد ساعتای یک انقباضاتم شروع کن کم کم اوایل هر یه بیست دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد بعد ساعتای سه دیگه خیلی زود زود می‌گرفت منم فقط جیغ میزدم از درد تو اوج دردم ۴تا۵سانت بودم گفتم آمپول بی حسی گفتند تا ۶سانت می‌زنیم که روند زایمان طولانی نشه اگه از الان بزنیم دیگه ساعتای ۴شدم۷ثانت گفتند یکم راه برو می‌آییم می‌زنیم ولی ساعت پنج قشنگ فول شده بودم ده ثانت دیگه نزدند طی دردام خواهرم اومد داخل و موقع درد بغلش میکردم خیلی حس خوبی بود