سوال های مرتبط

مامان بچه🤱🐣 مامان بچه🤱🐣 روزهای ابتدایی تولد
#تجربه زایمان سزارین پارت یک
یکشنبه این هفته۳۷هفته ویک روز، نوبت دکتر داشتم که برم برای مراقبت و معاینه لگن ،رفتم و معاینه تحریکی هم انجام داد که خیلی درد داشت وگفت یک سانت دهانه رحم بازه،سر بچه تو لگنه،لگنت هم برای طبیعی عالیه،با معاینه ای که انجام دادم تا هفته دیگه زایمان میکنی،شیاف گل مغربی بزار،رابطه بدون جلوگیری داشته باش،نامه بیمارستان هم داد بعد ان اس تی هم نوشت چون حرکاتش یکم کم شده بود از همونجا پیاده یه پنج دقیقه تا بیمارستان پاستور راه بود با مامانم رفتیم زایشگاه نوار قلب گرفتن که خوب بود همچی اومدم خونه،از وقتی معاینه کرد دردای پریودی داشتم روز بعد ترشحات ژله ای قهوه ای می‌دیدم که فقط یک روز بود ،خلاصه که یه حسی بهم می‌گفت که این هفته زایمان میکنی،تو دو سه روز کارای عقب مونده خونمو انجام دادم روز سه شنبه هم رفتیم فروشگاه خرید کلی کردیم واسه خونه،چهارشنبه نوبت بهداشت داشتم که برم شب قبلش رابطه عمیق داشتم رفتم حموم شیو کردم اومدم گل مغربی گذاشتم از صبح که بیدار شدم دردای پریود می‌گرفت و ول میکرد ساعت ۱۰پاشدم یکم بیسکوییت خوردم دلم به صبحونه نمی‌رفت ورفتم بهداشت وتا موقع اذان اونجا کارم طول کشید
ادامه پارت بعد
مامان تپلی🍼🪺 مامان تپلی🍼🪺 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت۱

از تجربه زایمانم بخوام بگم من ۳۹ هفته و ۱ روز بودم هیچ دردی سراغم نمیومد با وجود کلی پياده روی و ورزش و رابطه و... دیگه ماما خصوصی از قبل گرفته بودم گفت بیا درد رو بهت القا کنیم من شنبه عصر رفتم یه معاینه تحریکی شدید کرد ۲ سانت بودم گفت دوساعت یک بنده پشت سر هم میری ورزش می‌کنی خلاصه من دوساعت ورزش کردم بعدش باز یه معاینه تحریکی عمیق این دفعه دو و نیم سانت شده بودم و اولین شیاف گل مغربی رو خیلی عمیق برام گذاشت جوری که قشنگ رو رحمم بود من همون موقعه یکم درد خفیف داشتم فکر نمی‌کردم درد زایمان باشه گفتم شاید بخاطر معاینه تحریکی و خستگی ناشی از ورزشه یه شام سبک خوردم باز به خودم گفتم همه زایمان کردن بجز من🤣 کاش گل مغربی رو زودتر مصرف می‌کردم خلاصه دوش آبگرم گرفتم رفتم تو رختخواب یه گل مغربی دیگه گذاشتم این دفعه نتونستم مثل ماما عمیق بذارم همون اول واژنم بود فقط یکم هل دادم داخل با درد زیاد خوابیدم ساعت سه و ربع دیگه درد شدید داشتم نميتونستم بخوابم حس دفع داشتم هی میرفتم دستشویی نماز صبح رو خوندم گفتم بذار یکم بخوابم هر کاری کردم نشد هی دردا شدید تر و پشت سر هم
مامان کیان😍 مامان کیان😍 ۱۲ ماهگی
سلام دوستان اینم تجربه زایمانم
پارت اول :شنبه 36هفته وشش روز رفتم مطب دکتر واس معاینه لگن گفت ۲/۵سانت بازی بعد. یهویی معاینه تحریکی کرد که تا سه روز ترشح موکسی و ژله ای قهوه ای داشتم بعد تبدیل به ترشح کرمی شد که کمی آبکی هم بود روز آخر یعنی جمعه تبدیل شد به ترشح صورتی و قرمز آبکی ژله ای رفتم زایشگاه گفت کیسه ابت نشتی داره باید بستری بشی منم بستری شدم ساعت ده بعد نصف یک قرص فشار زیر زبونم گذاشتند با یک سرم همونجا هم معاینه کردند هنوز ۲/۵سانت بودم البته بدون درد ساعتای یک انقباضاتم شروع کن کم کم اوایل هر یه بیست دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد بعد ساعتای سه دیگه خیلی زود زود می‌گرفت منم فقط جیغ میزدم از درد تو اوج دردم ۴تا۵سانت بودم گفتم آمپول بی حسی گفتند تا ۶سانت می‌زنیم که روند زایمان طولانی نشه اگه از الان بزنیم دیگه ساعتای ۴شدم۷ثانت گفتند یکم راه برو می‌آییم می‌زنیم ولی ساعت پنج قشنگ فول شده بودم ده ثانت دیگه نزدند طی دردام خواهرم اومد داخل و موقع درد بغلش میکردم خیلی حس خوبی بود