۶ پاسخ

اگه میتونی روزی یه ربع نیم ساعت بچه رو بده به کسی برو تو هوای خوب پیاده روی، ذهنت آروم شه بفهمی چکار کنی

موندم مردم چجوری بچه چندتا میارن و هندل میکنن و خوش قیافه هم می‌مونن، من دخترم از 4 ماهگی شیر نمیخوره ینی به زور انقدددد دد غصه میخورم خدا بدونه، 15 روزه شکمش یکسره کار میکنه دارم دق میکنم، گریه میکنه من میخوام سکته کنم، اصلا تحمل ندارم دیگه قیافه ام که هیچیییییی واقعاااا پیر شدم واقعاااااا
چقد سخته بچه داری😔😔

منم مسمومیت گرفتم۱۰۶ کیلو شدم الانم۹۳شدم هرکار میکنم کم نمیشه

هممون بعد بچه روانی شدیم باید فقط بگذره این روزا...

منم اضافه وزن ومشکل کهنه شده کامپوزیتام رو دارم واینکه قیافمم خیلی شکسته شده و افسرده هم شدم ولی اینکه میری سرکار خیلی خوبه من شوهرم گلا باکار ورفت وامدوتفریح مخالفه فقط باخانواده ی خودش میریم.
زندگیم خیلی مسخره و یکنواخته قدر کار کردنتو بدون باعث میشه مدام توخونه نباشی وتو جامعه باشی

🥲🥲🥲چالش‌های سخت

سوال های مرتبط

مامان آوین🐣🌱 مامان آوین🐣🌱 ۱ سالگی
یکم دردودل
#موقت
وقتی آوین ۳ یا ۴ ماهه خیلی راحتتر از الان میخوابید تقریبا میشه گفت یه بچه مستقل بود برای خوابیدن ولی از وقتی دردا و بیقراریای دندونش شروع شد خیلی وابسته من شده حتی الان تو خواب دنبالم میگرده که بیاد تو بغلم برای خوابیدن هم که حتما باید تو بغلم باشه تا بخوابه.
من قبل به دنیا اومدن آوین حتی قبل بارداریم بخاطر شغلم دستام درد میکرد الان که دیگه کلا وابسته من شده ینی تو بیداریش کلا میگه من پیشش باشم حتی نشسته باشمم باید تو بغلم باشه دستام خیلی بیشتر از قبل درد میکنه دیگه از درد دیسک گردن و کمرم نمیگم ...
ناشکری نمیکنم این روزا دیگه تکرار نمیشه برامون چون بزرگتر میشه و وابستگیش کم میشه ولی واقعا گاهی خسته میشم و میبرم از همه چی از طرفی رابطم با شوهرم داغونه و خودم بشدت خسته و داغونم و بیزارم از کار کردن تو خونه ینی الان وضعیت خونم خیلی بهم ریختس ولی واقعا نه حوصلم میکشه نه اعصابش دارم. بشدت عصبیم و زود جوش میارم.
من آدمی نبودم که بی تفاوت باشم نسبت به خودم یا شوهرم ولی الان ۷ ماهه که بعد زایمانم نرفتم دکتر قلبم که فشارم کنترل بشه و همیشه سردردای بدی دارم و تازگی پامم ورم میکنه تست پاپ اسمیر دادم ولی نبردم پیش دکتر نشون بدم عفونت زنان دارم کلا بیخیال شدم لک افتاده رو صورتم دارو مصرف میکردم ول کردم موهام میریزه به طرزی که کچل شدم ازمایش دادم ولی نرفتم نشون بدم. حالا از شوهرم نمیگم که حالش بد بود و کلا بی تفاوت بودم.
واقعا خستم خودم از حالم نمیدونم دیگه چیکار کنم یکم فقط یکم امیدم به زندگی بیشتر بشه😔😔
مامان گل پسر مامان گل پسر ۱۲ ماهگی
مادر شوهرم امشب دعوتی گرفته منو اصلا نگفته
بعد با شوهرم دعوا کردم ک اینا تقصیر توعه اگه تو هم مث داداشت خط قرمزت زنت بود الان اینجوری مامان جرعت نداشت رفتار کنه دعوامون شد گفت برو طلاق بگیر و مسدودم. کرده الان سرکاره چیکار کنم از دست این خانواده خسته شدم از دست شوهرم مادرش خسته شدم دلم برا بچم میسوزه چیکار کنم 😭😭
همیشه دعوتی گرفتم یا مریض شد بهترین چیزا رو براش بردم فقط دوشب پیش مامانم و داداشم چون از تهران اومده بود دعوت کردم رستوران اینجوری شده ک چرا منو نگفتید من ب شوهرم گفتم ک خونه مهمونی بگیریم خونوادتم بگم گفت نه حوصله ندارم بچه بگیرم تا تو کارا تو بکنی
خسته شدم بخدا از بس عصبی شدم از دیروز پسرمم بی قراره بخاطر دندون یه سره سر پسرم داد میزنم عصبی میشم بچم خیلی ترسید چیکار کنم 😭😭😭الان دارم میمیرم. از عذاب وجدان دیروز ب خودم قول دادم دیگه دعواش نکنم اما دست خودم نیست 😭😭😭😭😭😭😭از دست این خانواده روانی شدم 😭😭😭
شیرخشک
فرزند پروری رفلاکس بچه