۹ پاسخ

ببین من ک تعریف کردن اصلا قبول ندارم خیلی بده
ولی ب نظرم همدلی ب معنی این نیس. ک طرف هرچی گفت چ اشتباه چ درست ما تاییدش کنیم خانم اومده میگه شوهرم اصلا کیک وتولد اینا برام نمیگیره کیک برای روز دختر گرفته گفتم کیکت بخور تو سرت
خوب این کار رو اگر تایید کنیم بگیم وایی چه شوهر بدی داری ک اون خانمم فک میکنع کارش درست ب نظرم باید حقایق رو گف

ای گفتی.الان من از یه موضوعی ناراحت بودم پیام گزاشتم.مامانه اومده.هرچی تونست گفت😐حالم بد بود واقعا با حرفاش حالم بدترشد.پاک کردم پیامم رو.مثلا اومدم درد و دل کنم دلم گرفته بود😭😭چنان توپید به من که انگار مقصرهمه چی منم

من ازاین ناراحت میشم که عکس طلا و ماشین های آنچنانی وخونه شینیون رومیذارن خوب اونی که نداره دلش میخاد گناه داره تواین وضعیت همه چی شده آرزو کاش درک کنن

وقتی هم نوعت بهت رحم نمیکنه دیگه چه توقعی باید آدم داشته باشه

افرین دقیقا تقریبا زیر هر تاپیکی یدونه اینجوری نوشتن

عزیزم به نظرم حتی اگه اینجا همدیگه رو هم نشناسیم نباید از مشکلاتمون بگیم همه مثل هم هستیم همه تو زندگی مون بالا پایین داریم باشوهرمون بحث وگاهی دعوا داریم . خیلی ها با نظر دادنشون به جای اینکه آروم کنن طرف رو بیشتر آتیشش میزنن دلشو میشکنن تازه یه عده یه راهکارهای عجیب غریب میدن بدتر مشکل طرف حادتر میشه . اینه که آدم یا باید با عقل و دانسته ی خودش پیش بره یا با کسی که علمش رو داره مثل روانشناس و مشاور صحبت کنه تا با مامانای گهواره

قضیه کی از همه بدبخت تره تو گهواره برعکس چشم و هم چشمیه

دقیقا منم ب همین توجه کردم متاسفم واسه این ادمای پزی ک تو گهوارام دست بر نمیدارن

آره واقعا منم خیلی دیدم ادمای این مدلی اینجا

سوال های مرتبط

مامان یاس مامان یاس ۵ سالگی
سلام دوستان
چند تا مسئله از دخترم ذهن من رو درگیر کرده میخوام از شما مشورت بخوام و بینم بچه های شما چطورن،یکی اینکه دخترم میان جمع مثلا تو پارک زیاد حواسش به وسایلش نیست،مثلا اسکوترش رو ول میکنه میره با ی بچه بازی میکنه یا تار بازی میکنه،یا ی بار کلاهش افتاد اصن توجهی نکرد همینطوری داشت به بازیش ادامه میده، ی مورد دیگه اینکه وقتی بیرون میریم تو ی فروشگاه خیلی هی میگه اینو برام میخری یا اصرار میکنه بریم قسمت بازیش که بازی کنم،یا بریم غدا سفارش بدیم،در صورتی که میبرمش استخر شهربازی پارک ،یا خوراکی براش میخرم، هم من هم باباش،هم بابای خودم ولی نمیدونم باز چرا انقدر اصرار میکنه،مخصوصا اگه یکی همراهمون بیاد بیرون،بعضی اوقات خجالت میکشم،میگم الان فکر میکنه من هیچی براش نمی‌خرند که انقدر بچه داره اصرار میکنه،ولی تنها باشیم بهتره باز،مثلا میگم مامان الان ما اومدیم خرید خونه الان وقت شهربازی نیست،یا قانونمون اینکه فقط میتونه ی خوراکی انتخاب کنه،که اکثر اوقات جواب داده ولی خدا نکنه یکی همراهمون باشه سر هر چیزی هی اصرار،هی اصرار،انقدر انرزی میزارم که همش متعدد کنم دیگه از بیرون رفتنم لذت ننبرم