۲۴ پاسخ

بابا ۱ سال تولد و سرویس کردی منم باشم میزنمت لعنتی ۱ سال گذشتخ هنوز میگی تولد تولد یارو جنون گرفته تو چرا نمیفهمی حرف خودت و ففط میزنی ؟ادرس بده ما دوستای گهواره هم بیاییم بزنیمت طلاق هم بگیری بریم

عزیزم زندگی متاهلی یعنی گذشت و فداکاری
والله شوهرت خیلی آدم خوبیه که یه ساله بهش ندادی هنوزم مونده باهات🤨یکم دل رحم باش منطقی با زبون خوش بشین بهش بگو فلانی منو کتک زدی این موضوع خیلی اذیتم میکنه قول بده دیگه نکنی ب خاطر بچه مون بیا مث آدم زندگی کنیم

ای بابا خسته نشدی انقد حرفای تکراری زدی
خب نمیتونی تحمل کنی جداشو دیگه این همه چس ناله چیه...،؟

ببخشیدا ولی خدایی سرویس کردی مارو.
اگه انقدر بدت میاد ازش طلاق بگیر

عزیزم تو به فکر درمان خودت نیستی به فکر اینی که اینجا بیای از بد شوهرت بگی و همه هم بگن اره تو راست میگی شوهرت گند اخلاقه و بدترینه وو
باشه تو راست میگی شوهرت بده اصلا لایق تو نیست اگه میخوای اینا رو بشنوی بفرما با گفتن ما اون بنده خدا بد نمیشه نمیدونم اینایی رو که میگم میخونی یا نه ولی خواهرانه میگم به فکر درمانت باش هیچ کسی بی عیب نیست نمیگم شوهر شما هم بی عیبه ولی شما هم بی عیب نیستی
برو از همین امروز دارو مصرف کن اونوقت میبینی که چطور دنیای دورت رنگی و روشن میشه الان داری تو باتلاق افسردگی دست و پا میزنی هر چی بیشتر نوشخوار کنی بیشتر فرو میری شما کتک خوردی اونم مقصر بودی منو ۳ ماهه حامله بی گناه شوهرم هلم داد کتک زد کبود شدم بخشیدمش زیادم طول نکشید با یه شاخه گل سر یه هفته آشتی کردیم شما یکساااله رابطه نداری خون به جگر کردی بیچاره رو
اگه دنبال کمکی اینهمه ادم دارن کمکت میکنن مهم اینه خودت بخوای و قبول کنی مشکل داری اگر هم نمیخوای قبول کنی مشکل داری پس خواهشا دیگه چسناله نکن چون خودمون تو زندگی خودمون موندیم
الان خیلیا میخوان جای شما باشن دستشون به دهنشون برسه درامد داشته باشن شما ماشین شخصی زیر پات خونه داری وسایل شیک ولی به چشمت نمیاد یه روز تغییر دکور بده ذهنتو ازاد کن یه روز کتاب بخون یه روز گلکاری کن گل بکار یه روز آشپزخونه رو دست بکش غذا های متنوع فقط ذهنتو آزاد کن و انقدر نوشخوار نکن

کاش جدا شی هم مارو راحت میکنی هم اون

خوب ب ما چه اخه برو خودتو درمان کن جان جدت

این یه چیز طبیعی هست که آقا یا خانم از هم بخوان که برن پیش خانواده هاشون مگه قبل ازدواج نمیدونستی که خانواده داره مگه بچه هامون بزرگ شدن نباید بهمون سر بزنن .قطعا تو زندگی همه دعوا بوده

تو مشکلت اینه فک میکنی اگر طلاق بگیری برا ر ی دن.
برا خوباشم ن ر ی د ن چه برسه به تو با این اخلاقت.
حالا باز شوهرت داره تحملت میکنه یکی دیگه باشه همون اول راهی خونه بابات کرده بودت‌
تو خونه باباتم برات ن ر ی دن چون خودت میدونی مادرت اخلاقش باهات چجوره
حالا یا بمون زندگیتو درس کن و اخلاقتو بهتر.
یا جدا شو

این همه مدت این همه ادم میان نصیحتت میکنن همه هم میگن تومقصر هستی چرا نمیخوای قبول کنی؟؟یکم گوتاه بیای تو زندگی اصلا دختر شاه هم ک باشی باید ب شوهرت ک گدا هست باید زن کوتاه بیاد هرکاری کنی خودتو ب درو دیوار هم بزنی باید تواداره کنی زندیگیتو یعنی دست تو هست ک خوب باشین باهم یانه باید بری سمت شوهرت و کم کم رابطتون بهتر باشه والله قدر شوهرت وبدون ک یک ساله رابطه ندارین و خود ار ضا یی میکنه هرکی بود به اون هم راضی نمیشد میرفت بایکی دیگه صبح میرفت نصب شب میومد خیلی خوبه ک خودشو اونجوری خالی میکنه بخدا تو رابطه ما شوهرم اصلا طرفم نمیاد فقط موقعی که دلش رابطه بخواد میاد بغلم میکنه وبوسم میکنه نازمو میکشه بقیه وقتا همش من میرم سمتش شده بعضی وقتا مثلا یکی دوروز ازش سرد میشم ک چرا همیشه من برم سمتش ولی خوب بعدا میشینیم فکر میکنم میبینم چاره ای ندارم مجبورم باید بکشم سمت خودم تا نره سمت زن های دیگه یا سمت خانوادش حالا بازم اونقد ها هم ک میخوام نتونستم بکشم سکت خودم مادرش اینا خیلی سیاست دارن ولی بازم کوتاه نمیام

خب تحمل نکن طلاق رو گذاشتن واسه همچین وقتی
انصافا همین فردا برو دادخواست بده و طلاق بگیر
اون مرد بدبختو ازین بیشتر زجر نده

طلاق بگیر هم اون شوهر بدبختتو راحت کن هم مارو

ی مدت سعی کن محبت کنی هرچی باب میل شوهرت بود انجام بده البته معقولش رابطه داشته باش برو خونه پدرش پول طلب نکن بدونه منت محبت کن بعد اگه شوهرت تغییر نکرد هرچی مینوای بگی بگو.اگه نمیخوای انجام بدی خواهشا برو وکتر اگه دکتر نمیخوای بری طلاق بگیر بخدا اینجوری داری هم خودتو داغون میکنی هم شوهرت هم بچه ات این دلسوزی نیست ک داری برا بچه ات میکنی داری فقط نفرت یادش میدی

توروخدا جداشو اون بنده خدارو از دست خودت نجات بده

میون این همه حرف حق یه چیزی بهت میگما
تو مثل منی کار و رفتار ادما برات مهمه
کی چی گفت چیکار کرد
سعی کن فراموش کنی و ازش دوری کنی
ولی خانواده شوهر اگه حتی سمه باهاش بد شی دور شی شوهرتم دور میشه ازت
یا ببخش شوهرتو ادامه بده یا نبخش و جدا شو خود دانی
ولی منم اینجوریم سختمه یکی که بدم میادو ببینم و بچم بره پیشش

کاش قدر زندگیتو بدونی پس من چی بگم که شوهرم جلو همه خواهرشوهر پدرشوهر اینا کتک میزنه فوش ناموسی میده پسرام جرئت نمیکنن تکون بخورن آقا بهش بر میخوره برن تو گوش داد میزنه برن تو کوچه داد میزنه چیزی بریزن هم همینطور

خواهر من این چ وضعیه حالا ی کتک زده تموم شده فراموشش کن هی واسه هر اتفاق اونو میاری وسط خودتو اذیت میکنی وقتی تو ی سال باهم رابطه خوبی نداشته باشی کنار هم نخوابین و ی سر غر بزنی میخوای محبت بهت بکنه پر توقعیه وقتی اونو از همه جا دل سرد کردی توقع احترام داری ک هرجا تو میگی ببرتت خونه باباش نری تو ی ماه بی منت و بی نق بهش محبت کن حتی اگه سخت میگذره بهت اگه اون مرد درست نشد بعد بیا گله کن پول نمیده محبت نمیکنه احترام نمیزاره حالا هفته ی بار برین سر بزنید کم کم باید فاصله بدی یهو نمیشه با زور نمیشه و این ک خونه مامانت نرو یک ماه ف

خیلی سخت میگیری باور کن تو زندگی همه بحث و دعوا پیش میاد
حالا اگه میخوای ادامه بدی که باید فراموش کنی چون اینجوری زندگی برات جهنمه
یا یه مدت الکی ظاهرا با شوهرت خوب باش اونم تغییر میکنه بعد خودت میبینی که تو خوب باشی اونم خوبه مردا از لجبازی بیزارن

تاپیکاتو خوندم عزیزم خیلی ببخشید واقعا حالم بد حتما برو دکتر یا رو خودت کار زندگیتو با جنگ تن به تن اشتباه گرفتی به اندازه کافی آسیب به خودت به بچت و همسرت زدی اینقدر کش نده همه چیو اینقدر رو همسرت شکاک نباش چون تو باهاش رابطه نداری یه وقت زبونم لال با بچه کاری کنه اون اگه مرد بدی بود اول توی این یک سال به تو خیانت میکرد... بنده خدا نیازشو با خود ارضایی برطرف میکنه تو دربرابر همه چی مسئولی چون هم بهش رابطه نمیدی هم شک اشتباه ذهنتو بهش القاع میکنی زندگیت یکم جم جور کن لطفا اول از همه دلتو صاف بگیر همه چیو ببخش مگه ما کتک نخوردیم بی احترامی ندیدیم طلاقم بگیری اون بیرون خبری نیست با یه ادم بدتر از این بیوفتی چی با نداریشم بساز اون ادم

تو حاضری همه کار کنی اما روانپزشک نری مشکل تو توی وجودته باید اول اینارو حل کنی

عزیزم شما طلاق بگیری میتونی مستقل زندگی کنی ؟ کسی داری حمایتت کن؟

شما ۲راه بیشتر نداری یا اتفاقات گذشته رو فراموش کنی و یه رابطه جدید شروع کنی یا طلاق بگیری هم خودتو شوهرتو راحت کنی هم مارو

عزیزم خوب طبیعی هست .ما هم هفته تقریبا یه بار میریم پیش خانواده همسرم .البته نزدیک هست خونشون .میریم یکی دو ساعت بعد بر میگردیم .مشکلی نداره که .
یا دخترم بی قراری میکنه میبره بیرون میگه اگر کاری داری انجام بده با خیال راحت .من از خدامه .
فکر کنم همه همینطور باشن یه ساعت فکرت آسوده باشه مگه اشکال نداره

برو پیش یه تراپیست 🤍

سوال های مرتبط

مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
وای قلبم من چرا انقد روانیم پسرمو با پدرش گذاشتم بعد زنگ زدم گفت شورتمو شستم خشک شه میام( من با شوهرم رابطه ندارم چون خیلی دلمو شکونده از جمله اینکه شدید دست روم بلند کرد و با لگد زد تو کمرم تابستون سال قبل بابت تولد بچه مه گفتم چرت باید خونه پدرت برگزار میشدو چند روز بحث کردم بابتش) حالا همیشه خود ا. ر. ضایی میکنه حتی میاد سمتم من رد میکنم جلو چشم من اینکار رو میکنه و بارها گفته من چندبار پشت هم اینکار رو میکنم منم همش تو ذهنم به چیزهای خیلی بد فکر میکنم حالا هر بار سرکار برم یا هر جا بچه باهاش تنها باشه نگرانم یه بار امروز اومد سمتم ندادم جلو من اینکار رو‌کرپ بعد رفتم گفت شورت شستم گفتم مگه دوباره کردی گفت ن چندشم سد شستم حالا من همش ذهنم درگیره خاک تو سرم با این زندگیم😔خودشم میدونه به چی مشکوکم و میگه برو دکتر درمان شو یا المی میخنده میگم چرا میخندی میبینه بیشتر شک میکنم بیشتر شکم میندازه
بچه پوشک شیرمادر شیرخشک بارداری زایمان مولفیکس واکسن ۱۸ ماهگی خواب شب شیرشب شیشه شیر پستونک